در هفتههاي اخير که شاهد افزايش مصرف گاز در کشور بوديم، همچون گذشته، مردم عامل اصلي مصرف گاز معرفي شدند. در اين ميان، مقايسههايي هم بين مصرف گاز ايران با کشورهايي همچون چين يا قاره اروپا هم انجام شد. در اينکه مصرف گاز در کشور ما بهينه نيست، ترديدي نيست، اما چرا همواره مردم عامل اصلي افزايش مصرف معرفي ميشوند؟ اگرچه بخش اعظم گاز توليدي در ايران صرف مصارف خانگي ميشود و فرهنگ مصرف گاز در بين بيشتر مردم در ايران بهدليل نبود فرهنگ سازي صحيح و پايين بودن نرخ گاز، فرهنگ درستي نيست، اما اين همه ماجرا نيست. بخش مهمي از هدررفت انرژي و بهويژه گاز در خانهها بهدليل رعايت نشدن اصول ساختمانسازي، بهينهسازي نشدن موتورخانهها و همچنين پايين بودن راندمان بخاريهاي ساخت داخل است که مردم چارهاي جز استفاده از آن را ندارند. از سوي ديگر، بازدهي مصرف انرژي در نيروگاهها و صنايع بسيار پايينتر از استاندارد جهاني است و بخش مهمي از گاز از اين طريق هدر ميرود. به اين آمار بايد هدر رفت گاز از طريق فلرينگ در ميادين نفت و گاز را هم اضافه کرد که سالانه 14 ميليارد دلار برآورد ميشود و ايران از اين نظر در دنيا چهارم است. در اين ميان، دولتمردان بهجاي يافتن راههاي اصلي بهينهسازي مصرف و همچنين يافتن راهکارهايي براي افزايش توليد و جلوگيري از افت فشار و کاهش توليد گاز در ميادين در حال توليد، تنها به مقايسههاي که پايه صحيحي ندارد، روي ميآورند. همچنين برخي مسئولان يا نمايندگان مجلس گفته بودند که مصرف گاز در ايران بيشتر از اروپا است! اين آمار هم عجيب است، چراکه براساس آخرين گزارش، شرکت بريتيش پتروليوم ميزان مصرف گاز طبيعي ايران در سال 2021 ميلادي، 241. 1 ميليارد مترمکعب و مصرف گاز طبيعي در تمام کشورهاي عضو «اتحاديه اروپا» 397. 1 ميليارد مترمکعب بوده است. ضمن اينکه اولا ميزان برودت هوا در اغلب کشورهاي اروپايي بسيار بيشتر از ايران است که نياز به گرمايش را افزايش ميدهد و ثانيا سهم غالب انرژي در اغلب کشورهاي اروپايي، گاز نيست. سهم برق، انرژيهاي تجديدپذير و انرژي هستهاي در اغلب کشورهاي اروپايي براي تامين انرژي بيشتر از گاز است و حتي بخش اعظم برق توليدي در اروپا، حاصل نيروگاههاي گازي نيست. از همه اين موارد گذشته، بايد در نظر داشت که ايران داراي دومين ذخاير غني گاز جهان است، اما اروپا چنين منابعي در اختيار ندارد و 90 درصد گاز مورد نياز خود را از طريق واردات تامين ميکند! در نهايت اينکه در گذشته بشر تنها بهدنبال افزايش توليد انرژي بود و همه عزمشان را جزم کرده بودند براي رفع نيازهاي خود و به افزايش توليد بهويژه توليد انرژيهاي فسيلي روي آورند، اما با برداشت حداکثري از منابع انرژي در سراسر جهان، جوامع و دولتها به اين موضوع سوق داده شدند که اين انرژي تمامشدني است و تنها راه حفظ اين منابع ارزشمند «بهينهسازي مصرف» است. آنچه مسلم است بهينهسازي مصرف انرژي بر همه جنبههاي زندگي انسان تاثير مستقيم دارد، از منابع طبيعي گرفته تا منابع انساني و انرژيهاي تجديدناپذير و فرآيند گرمايش زمين و آلودگي هوا و مواردي از اين دست که بهطور مستقيم دستخوش تغييرات ميشوند. ايران نيز همسو با تاکيدهايي که سالهاست در اين حوزه وجود دارد قوانين و مقرراتي درباره لزوم بهينهسازي مصرف انرژي تدوين کرده و نهادها و دستگاههاي مختلف کشور مامور به اجراي آنها شدند؛ بهويژه اينکه طبق اعلام کارشناسان مصرف انرژي در ايران چهار برابر ميانگين جهاني است و بيش از 6 برابر بيشتر از ميانگين جهاني گاز طبيعي مصرف ميکنيم! اين در حالي است که اعلام شده در فصل سرد سال بيش از 70 درصد توليد گاز طبيعي به بخش خانگي و تجاري اختصاص يافته است. همچنين بر اين اساس ماده 44 قانون برنامه ششم مصوب سال 1395 مجلس شوراي اسلامي، دولت مکلف شدهبود به منظور افزايش ارزشافزوده انرژي و تکميل زنجيره ارزش و کاهش شدت انرژي، همسو با مصرف انرژي براي واحد توليد در طول اجراي قانون برنامه اقدامهايي را انجام دهد و بايد ترتيبي اتخاذ ميکرد که سالانه تلفات انرژي در بخش ساختمان 5 درصد کاهش يابد.