بستن
کد خبر: ۱۰۴۸۰۳۳

ایجاب‌های شعر

ایجاب‌های شعر
عابدین پاپی شاعر و منتقد

ایجاد به معنی نوآوری است. نوعی الگو معنا هم هست که برآن‌‌ می‌توان معانی دیگری را هم به وجود آورد. یعنی هرچیزی که به وجود‌‌ می‌آید و یا به معنی آن چیزی است که قبلا وجود نداشته است، اما موجودیت خود را به وجود آورده است. بنابراین هر آمده‌‌ای که قبلا در صفحه‌ عین و ذهنِ هستی ایجاد شده است را‌‌ می‌توان ایجاد نامید. ایجاب به معنی آن چیزی است که می‌تواند ضرورت خود را در یک متن یا نشانه و حتی مفهوم طبیعی و اجتماعی نشان دهد. یعنی واجب بودن خود را یا التزام خود را برنشستن در یک متن و یا مفهوم در جهت پالندگی و بالندگی آن متن و مفهوم به دایره‌ زایش و بایش‌‌ می‌گذارد. با این تعابیر دریافت‌‌ می‌شود که شعر یک تولید انسانی هم هست. بدین رویه که شاعر به عنوان یک انسان دست به تولیدی از مفاهمه‌هایی انسانی - اجتماعی‌‌ می‌زند که رنگ و سنگی هنرمندانه و پرورانه دارند. یعنی یک اتفاقی فراتر از گفته‌های معمولی را درزبان شاعر توسط کلمات شاهد هستیم. شاعر به وسیله‌ کلمات معجزه آسایی و آفرینی‌‌ می‌کند و تنها ابزار آن در شعر کلمات‌اند که در کنار هم یا در برخورد باهم و حتی در آشتی با هم به یک مفهوم کلی در جهت سُرایشی جامع دست‌‌ می‌یابند. لذا پرسش اینجاست که چه چیزهایی لازمه‌ شعرند یا شعر را مُلزِم به ایجاد‌‌ می‌کنند؟ یا به بیانی ساده‌تر ایجاب‌های یک شعر برای ایجاد شعر کدامند؟ شاید مهم‌ترین چیزی که شعر را ایجاد‌‌ می‌کند فاعلی به معنی شاعر باشد. شاعر، کننده کار است و شعر‌‌ می‌تواند دستاور مفعولی آن باشد که کار بر آن اتفاق‌‌ می‌افتد. باز پرسش این است که شاعر چگونه به وجود‌‌ می‌آید و شعر چگونه موجودیت خود را ایجاد‌‌ می‌کند؟ شاعر تا شعری نسُراید‌‌ وجود خارجی ندارد و شعر هم بدون شاعر به وجود‌ نمی‌آید و این یک قاعد‌‌‌ه‌ لازم و ملزوم است. براساس تجارب متفاوت و پرسش‌های متفاوت از شُعرا به این نتیجه‌‌ می‌توان رسید که «موالید چهارگانه» درهستی که عبارتند از: انسان، موجودات، گیاهان و نباتات و جمادات در شکل‌گیری شعر تأثیر ژرف و شگرف دارند. مهم‌ترین ابزار شاعر کلمات‌اند که به وسیله‌‌ همین کلمات شعر را به وجود‌‌ می‌آورد و شاعر این کلمات را گاهی از طبیعت اقتباس‌‌ می‌کند و گاهی هم از موجودات زنده و گاهی هم کلمات را در بطن جامعه استخراج‌‌ می‌کند. فراز و فرودهای طبیعی- اجتماعی در نظام هستی از عواملی است که شاعر را به سُرودن شعر وا‌‌می‌دارد. ابتدا مفاهیم طبیعی، مصنوعی و اجتماعی در ذهن شاعر خلق‌‌ می‌شوند و تقریبا این مفاهیم تبدیل‌‌ به فکر و اندیشه‌‌ می‌شوند و این اندیشگی‌های شاعرانه در قالب زبانی مشخص و مدون نوشته‌‌ می‌شوند. التزام فکر خود مسببی است تا که شعر دربافتی زبان‌مند آفریده شود. زبان از ترکیب و همنشینی و حتی آلترناتیو یا جانشینی کلمات به وجود‌‌ می‌آید. ساخت فکری شاعر و بافت زبانی آن ازعناصری است که شعر را خلق‌‌ می‌کند. واژگان در یک ساختار منسجم و بافتار منظم یا غیر منظم توأم با تِم و ریتم یا آهنگ به وجود‌‌ می‌آیند. شاعر برای سُرودن شعر به چند زبان، وابسته و همبسته است؛ یکی زبان گفتار است و محاوره‌‌ای. در زبان گفتار اگر چه واژه‌ها یک نشانه‌ هنرمندانه نیستند اما به زبان شعر شاعر کمک‌‌ می‌کنند تا که کلمات شعر خود را به شکل دیداری نشان دهند. خیلی از واژگان قابل گفتن هستند اما قابل سُرودن نیستند و تصور این است که چندگونگی فرم و کارکرد معنایی واژگان را شاعر در شعرش خلق‌‌ می‌کند و آنجاست که شعریت شعر حاصل‌‌ می‌شود. دو دیگر، زبان نوشتار است. مسلما آنچه که در یک کتاب‌‌ می‌خوانیم با آنچه که از زبانِ مردم‌‌ می‌شنویم متفاوت است. شاعر همیشه با تبعیّت از زبان نوشتاری و آگاهی از مفاهیم این زبان به سُرودن پی‌‌ می‌برد و البته گفتارهای شاعرانه هم خود مسببی است که به قطار شعر سرعت‌‌ می‌بخشد. تصادم واژه‌ها بر بنیاد تصادفِ واژه‌ها به وجود‌‌ می‌آید. شاعر بایستی آن قدر مهارت داشته باشد تا که بتواند در یک تصادف بینِ واژه‌ها به یک تصادم یا پیامد برخورد دست یابد. گُفت‌وگومندی بین واژه‌ها و یا تعادل و تعامل بین واژه‌ها کار شاعر است و حتی تقابل واژه‌ها هم از دیگر عوامل درجهت ایجاب‌های شعر به شمار‌‌ می‌رود. صنعت پارادوکس و تضاد دو مؤلفه‌ مهم در ایجاد تقابل‌های شاعر در بین کلمات به‌شمار‌‌ می‌روند. آشتی تضادها و نزاع توافق‌های معنایی بین کلمات به جای صلح دربین کلمات از تکنیک‌های شاعر مبنی بر نیل به یک آفرینش هنری است. شکل فیزیکی کلمات در یک شعر توسط شاعرعوض‌‌ می‌شود و به اشکالی معنایی تبدیل‌‌ می‌شود و بر همین پایه است که شعر خودش را در شاخصه‌های معنایی و شاکله‌هایی زبانی با شیوه‌هایی متفاوت‌تر در متن نشان‌‌ می‌دهد. جوهره‌ یک متن فیزیک کلمات نیستند بلکه سرشت معنایی کلمات‌اند که جوهر‌‌ه‌ متن را شکل‌‌ می‌دهند و هر متنی که متین و اصیل نباشد متن نیست. متین بودن متن به اصیل بودن آن بستگی دارد که از چه اصل‌هایی با چه فصل‌هایی گرفته شده است. متین بودن متن به معنای آرایش و آسایش معنایی متن در قالبی زبان‌مند و هنرمندانه است‌. بنابراین زبان نوشتاری که از دل بر‌می‌خیزد و خیزابه‌هایی مفهوم محور را به نمایش‌‌ می‌گذارد به شاعر کمک‌‌ می‌کند تا شعر را بنویسد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی