قدیانی: کاش دردانه
بار نمیآمدید
انتقاد اصولگرایان از اصولگرایان
آرمان ملی - یاسمن طالقانی: بعد از روی کارآمدن دولت سیدابراهیم رئیسی بسیاری از انقلابیها و اصولگرایان معتقد بودند که حالا دولت، مجلس و قوهقضائیه یکدست شده و اکنون دور انقلابیهاست. دورهای که ایران قرار است در آن روی آرامش ببیند و دعواهای سیاسی از بین برود اما گویا این اتفاق رخ نداده است و سیاست ایران شاهد یک اختلاف بین خود اصولگرایان و افراد انقلابی شده است.
بچه ننه شدید
مانند آنچه در مجلس میان یاران قالیباف با اعضای جبهه پایداری میگذرد. حسین قدیانی، فعال حزباللهی در صفحه خود نوشت: دو سال بعداز ریاستجمهوری محمد خاتمی، جناح راست که در مجلس اکثریت کرسیها را در اختیار داشت، به صرافت استیضاح عطاءا... مهاجرانی افتاد. همه هم حتم داشتند که وزیر ارشاد دولت دوم خرداد نمیتواند از گردنه استیضاح پیروز بیرون بیاید، اما هر قدر که وکلای دست راستی بد حرف زدند، مهاجرانی عالی ظاهر شد. نتیجه هم شد عکس همه پیشبینیها و وزیر ارشاد همانکه بود، باقی ماند. بعدها جناح راست، اسمش را عوض کرد و کرد اصولگرا، کرد انقلابی، کرد سوپرانقلابی، ولی رسمش را همان که بود نگه داشت. معالاسف حمایت غلط از راستیها که شما میتوانید بخوانید اصولگراها یا انقلابیها یا سوپرانقلابیها به شکل فجیعی جماعت را دردانه بار آورده. اگر حریف حرف مهاجرانی نشوند، دلگرم به حمایتها، آنقدر برای بندهخدا حاشیه درست میکنند که دستآخر تن به هجرت دهد. کاش این جناح، دردانه بار نمیآمد. اینکه امروز عناصر جناح موسوم به اصلاحات همپا بلکه بعضا بیشتر از اصولگراها از توده مردم ناسزا میشنوند، یک زنگ
خطر جدی است. قبول کنید که با دوره دوم خرداد هیچ فرقی نکردهاید. هنوز هم تا کم میآورید، حریف را میبرید در حاشیه.
آفات سوپرانقلابی به روایت گنجی
عبدا... گنجی از اصولگرایانی است که مدیرمسئول همشهری شد. او به بیان ویژگیهای سوپرانقلابیها پرداخته و میگوید: «یکی از آفات سوپرانقلابیها و یا همان جریان تندرو این است که توانایی جمع بین مبارزه از سویی و از سوی دیگر نهادسازی و دیوانسالاری را ندارند. به همین جهت به مبارزه طوری میاندیشند که امکان نداشته باشد کشور را به سمت دیوانسالاری و عقلانیت سوق داد و بر مبنای عقلانیت اداره کرد و در واقع همه مشی آنها مبارزه است و دراین مبارزه عقلانیت نقش کمرنگی دارد. این هم البته مبتنی بر یک سنت الهی است که قرآن هم به آن اشاره داشته و در این باره فرموده «اعدلوا هو اقرب للتقوی» کسیکه تند میرود بالاخره از نفس میافتد و ممکن است بنشیند و یا ممکن است از ادامه راه پشیمان شود. ما در تاریخ انقلاب هم از این موارد زیاد داشتیم، افرادی بودند که هیچکس جز خودشان را قبول نداشتند و در نهایت سقوط کردند و از طرف دیگر افرادی که متهم میشدند به غیرانقلابی، بعدا تاریخ نشان داد که موجّهترند، همانند مرحوم آیتا... مهدویکنی که به او اتهام اسلام آمریکایی میزدند و بالاخره تاریخ نشان داد که ایشان استاد اخلاق و تربیت و مصداق
«رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود» است.»
قالیباف و سوپرانقلابیها
قالیباف هم حاشیه امنی ندارد. انتقاد از سوپرانقلابیهای تندرو را قالیباف از مدتها قبل کلید زده بود. او صراحتا از رفتارها و اظهارات نپخته و تند طیفی از اصولگرایان تندرو انتقاد کرده و گفته بود؛ «بنا نیست ما تنبلی کنیم، دهانمان را باز کنیم، هر حرف نپختهای را به زبان بیاوریم و اسم خودمان را بگذاریم انقلابی. به قول حضرت آقا، سوپرانقلابی.» قالیباف حتی به کنایه سوابق سیاسی و انقلابی این افراد را زیرسوال برده و گفته بود: «بعضیها را نگاه میکنیم، هر چه نگاه میاندازیم که چه کرده؟ هیچ نکرده. ولی از همه هم طلبکار است. هر کسی هم که یک دیکتهای نوشته، ممکن است غلطی هم نوشته، ایراد میگیرد که «آقا چرا یک غلط داری؟» خب، تو که هیچ غلطی نکردهای و عمر خودت را تباه کردهای! حداقل تو حق نداری به اسم انقلاب حرف بزنی.»