بستن
کد خبر: ۱۰۴۶۵۰۴

ماشين مرا بران

ماشين مرا بران

به شخصه عقيده دارم در ميان مجموعه‌اي از داستان‌هاي موراکامي که به فارسي تحت عنوان «ماشين مرا بران» ترجمه شده است «شهر گربه‌ها» از مابقي داستان‌ها دشوارتر و در عين حال گيراتر و از نظر تکنيک پيچيده‌تر است، اما برحسب تصادف، مدتي قبل فيلم بسيار خوش ساخت ژاپني با همين نام (ماشين مرا بران) را ديدم و تاثيري جدي روي من داشت. مجموعه عوامل ساخت فيلم به‌خصوص فيلمنامه‌نويس فضاهاي خالي داستان را پر کرده بودند و داستان موراکامي را به يک اثر شايسته دريافت جايزه کن و اسکار بدل کرده بودند. به‌طور معمول فيلم‌هايي که از رمان‌ها ساخته مي‌شود چيز خوبي از کار درنمي‌آيد. از داستان‌هاي کوتاه البته بستگي دارد. شنيده‌ام که همينگوي موقع نمايش فيلمي که از داستان آدم‌کش‌هايش ساخته بودند (بازي برت لنگستر و اوا گاردنر)، خوابش برده بوده است. بعد از اتمام فيلم يکباره بيدار شده و گفته بلي فيلم خوبي بود. خوب ساخته شده بود. البته داريم فيلمنامه‌هاي اقتباسي از داستان‌هاي کوتاه نظير زندگي معکوس بنجامين باتن (اسکات فيتزجرالد) يا کازا بلانکا (آنها به کافه ريک نمي‌روند) که خوب ساخته شده باشند. به هرحال در خصوص رمان مي‌توان نظر به نسبت قطعي‌تري داد و در خصوص داستان کوتاه بايد مصداقي بحث کرد. در مورد داستان موراکامي البته همان‌طور که اشاره کردم بسيار خوب کار شده است و فيلمنامه اقتباسي به مراتب از داستان پخته‌تر، جذاب‌تر و گيراتر است. زماني که فيلم را مي‌ديدم، با خودم مي‌گفتم فيلمنامه‌نويس چقدر خوب شخصيت‌سازي کرده است. ترکيبي از شخصيت‌هاي رمان‌هاي داستايفسکي و گراهام گرين که در فضاي حاکم بر ادبيات فرانسه در دهه‌هاي شصت و هفتاد حاکم بوده است. از عادت به کم حرفي بگير تا سيگار کشيدن‌هاي متوالي، تلاطم‌هاي دروني، سکوت‌هاي طولاني، اندوه، افسردگي و انبوهي از سوالات بي‌جواب. اين تيپ‌هاي شخصيتي لاجرم فضاي خاص خود را مي‌خواهند. فضايي که در آن شب و باران، اتومبيل قديمي، نوار کاست در مهد تکنولوژي، دايي وانياي چخوف، قرص‌هاي آرامبخش و خيابان‌ها و جاده‌هاي خلوت و مه‌آلود، به ظرافت مورد استفاده قرار گرفته باشند. قدرت بازيگري در چنين فضايي با چنين تيپ شخصيت‌هايي بايد بالا باشد و بازيگران بايد در نقش خود جا افتاده باشند. با توجه به اينکه حادثه خاصي در فيلم روي نمي‌دهد و با توجه به اينکه از جلوه‌هاي ويژه و بازي‌هاي کامپيوتري در آن خبري نيست. بيشتر به نوعي تئاتر مي‌ماند. مي‌گويند موراکامي به همان اندازه که در جهان محبوب است در ميان ژاپني‌هاي سنتي منفور است. ادبيات او بيانگر جزاير سربرآورده از اقيانوسي است که قطرات تشکيل دهنده آن همه مثل هم هستند و مثل هم زندگي مي‌کنند. ظاهرا موراکامي ژاپن ديگري را به نمايش گذاشته است که در آن افراد در شبانه‌روز بيست و چهار ساعت کار نمي‌کنند و زندگي آدم ماشيني ندارند. افرادي که عمدتا به قشر مياني جامعه متعلق هستند. در کافه‌ها وقت مي‌گذرانند. علاقه‌مند به موسيقي کلاسيک و جاز هستند. علاقه‌مند به ادبيات و هنر هستند. با هم ارتباط برقرار مي‌کنند. عاشق مي‌شوند و شکست مي‌خورند. افسرده و غمگين هستند و کوهي از سوالات بي‌جواب دارند. اين چهره ژاپن بعد از آويخته شدن شمشير سامورايي به ديوار است که از جانب سامورايي‌هاي فعلي نه تنها قابل پذيرش نيست بلکه اهانت و حتي گناه محسوب مي‌شود. مساله تفاوت در نوع نگرش به زندگي است و سنت‌گرايان ژاپني تغيير نگرش را نمي‌پسندند. موراکامي سمبل و نشانه اين تغيير در نگرش است و از اين رو ادبيات او از طرف سنت‌گرايان طرد مي‌شود. به همان شکل که از جانب گروه کثيري که وجود جزاير مدرنيسم در سرزمين شمشير سامورايي را مشاهده مي‌کنند، پذيرفته مي‌شود و روز به روز بر شمار اين افراد افزوده مي‌شود. اينکه دامنه کار موراکامي از ادبيات به سينما هم کشيده شده از نشانه‌هاي بارز اين علاقه است.

اسدا... حبيب درگذشت

اسدا... حبيب، نويسنده، شاعر و استاد ادبيات فارسي دانشگاه کابل و بيدل‌شناس در 81 سالگي در هامبورگ آلمان درگذشت. به گزارش ايسنا، خانه ادبيات افغانستان با اعلام اين خبر نوشته است: اسدا... حبيب، نويسنده، پژوهشگر، داستان‌نويس و بيدل‌پژوه، يکي از استوانه‌هاي گران‌سنگ زبان و ادب فارسي از ميان ما رخت برکشيد. در زمانه يورش به کيان فرهنگ و ادب فارسي، نامش، زنده و راهش، الگوي ماست. او روز گذشته (چهارم آذر/ قوس 1401خورشيدي) مطابق با 25 نوامبر 2022 ميلادي در 81 سالگي در آلمان از دنيا رفت. اسدا... حبيب متولد 1320، در شهر کابل بود. او دوره مکتب را در ولايت فارياب افغانستان سپري کرد و دوره ليسانس را در دانشکده ادبيات دانشگاه کابل و دوره دکتري را در انستيتوت زبان‌هاي شرقي دانشگاه مسکو خواند. پس از پايان تحصيل به کابل برگشت و استاد دانشکده ادبيات دانشگاه کابل شد. سال‌ها در اين سمت فعاليت کرد. او علاه بر استادي در دانشگاه کابل، مدتي سمت اتحاديه نويسندگان افغانستان و رياست دانشگاه کابل را نيز بر عهده داشت. همچنين عضو آکادمي علوم افغانستان نيز بود. شعر بيدل» و «انسان در نگارستان شعر بيدل» از جمله آثار اوست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی