در طول ماههاي گذشته اعتراضاتي در جامعه به وجود آمد که اگرچه با کاهش روبهرو شده است اما بايد مورد بررسي دقيق از سوي کارشناسان قرار گيرد. واقعيت آن است که بخشي از معترضين نمايندهاي در نظام سياسي ندارند و اين يک آسيب جدي است. دولت در کلان و احزاب اين مهم را بايد به عنوان آسيبشناسايي کنند و آن را مورد حل و فصل قرار دهند. شايد بخشي از احزاب بتوانند با معترضين گفتوگو کنند. بخشي از ريشه چالشهاي کنوني را نميتوان بيارتباط با وضعيت معيشت، اقتصاد و وعدههاي دولت در بهبود شرايط اقتصادي ندانست. البته بايد در رابطه با دليل و ريشه اعتراضات جامعه پيمايشي صورت گيرد. وقتي شرايط اقتصادي در 10 سال گذشته به گونهاي پيش رفت که رشد اقتصادي منفي داشتيم و حداقل در چهار سال گذشته نرخ تورم بالا بوده است، قاعدتا بايد نارضايتي در حوزههاي مختلف طي سالهاي اخير در جامعه شکل گرفته باشد. کمااينکه شاهديم اين شرايط به وجود آمده است اما اين مساله که تا چه اندازه مشکلات اقتصادي و معيشتي منجر به اتفاقات اخير شد، نياز به پيمايش دقيق است و متخصصين بايد در اين ارتباط نظر دهند. مهمترين آسيبي که در فضاي سياسي کشور وجود دارد، عدم جدي گرفتن احزاب است. شايد بخشي از احزاب بتوانند با معترضين گفتوگو کنند. در شرايط کنوني که شرايط آرام شده است چنانچه اعتراضات به رسميت شناخته نشود و افراد احساس کنند صدايشان همچنان شنيده نشده است. حتي اگر امروز که صدايشان بلندتر از هر روز است، شنيده نشود و يا ديده نشوند احتمالا در آينده باز شاهد صداي آنان را خواهيم شنيد. از اين رو تا حدي که امکان دارد بايد به مطالبات جامعه پاسخ داده شود. پاسخ به مطالبات جامعه موجب ميشود که شهروندان حداقل به اين نتيجه برسند که صداي آنها از سوي دولتمردان شنيده شده است و اين مورد موجب آرامش بيشتر در جامعه خواهد شد. در اينجاست که احزاب ميتوانند با نمايندگان گروههاي مختلف وارد گفتوگو شده و خواستههاي آنها را در اختيار دولت قرار دهند و نوعي توافق بين دولت و ملت براي عبور از شرايط که نفعي براي منافع ملي کشور ندارد، ايجاد شود. در اين صورت شاهد بهبود شرايط سياسي و اجتماعي خواهيم بود. شرايطي که همگان احساس آرامش و پيشرفت داشته باشند.