تحليلها، خبرها و اظهارنظرهاي بيشماري پيرامون وقايع و تنشهاي اجتماعي اخير، از جانب افراد، گروهها، جناحها و حتي کشورهاي بيگانه با اهداف و منافع متفاوت و متضاد، ارائه شد، اما جاي تبيين چيستي، کارکرد و چرايي پديده خشونت، تقريبا در بيشتر تحليلها و اظهارنظرها خالي بوده و است. به اميد توسل به خرد بجاي خشونت به عنوان ابزاري کمهزينه، پايدار و کاربرديتر به منظور بازگشت آرامش عمومي، حل و فصل انواع مشکلات اجتماعي و اعتبارسنجي ادعاهاي افراد و گروههاي گوناگون اجتماعي و سياسي، پيرامون ريشهها تنش اجتماعي اخير، اين موجز تلاشي است براي تبيين چيستي، چرايي و کارکرد پديده(رفتار) خشونت اجتماعي. خشونت چيست؟ به کليترين بيان، فعل خشونت به معني آسيب زدن(فيزيکي، روحي، اجتماعي، مالي و...) يا آسيب ديدن، است. اينکه خشونت ممکن است رفتاري واکنشي مبتني بر احساساتي چون ترس، خطر، مورد ظلم و بيعدالتي قرار گرفتن، نااميدي و... يا رفتاري کنشگرانه، آگاهانه و برنامهريزي شده در راستاي تحقق برخي اهداف از پيش تعيين شده، باشد. بنابراين، ميتوان به خطر افتادن امنيت جاني، مالي، روانشناختي، خواستهها و تحقق اهداف، منافع(فردي يا اجتماعي)، نياز و... را منشا رفتار خشونتآميز در انسانها تلقي کرد. از آنجا که درک و تبيين ظهور و بروز خشونت در تنشهاي اخير اجتماعي مد نظر است، طبيعي است که ريشههاي خشونت بايد درک و تبيين شود. بهطور کلي، دو نوع خشونت وجود دارد. يک، خشونت قانوني که ابزار صيانت از منافع شهروندان(انسانيت) است. دو، خشونت غيرقانوني که ابزار صيانت از منافع يک اقليت است. خشونت سياسي تا قبل از ابداع قانون اساسي(دستاورد «تولد خرد جمعي»در عصر روشنگري) به عنوان مبناي حکمراني در «عصر خرد»، صرفاً در راستاي حفظ منافع يک اقليت اجتماعي تلقي ميشد. اما خشونت مبتني بر قانون اساسي به عنوان نقشه راه تحقق منافع ملي(جمعي)، توسط شهروندان در جوامع خرد و دانش بنياد نوين به عنوان ابزار صيانت و تحقق منافع جمعي درک، پذيرفته و اعمال شد. مشروعيت خشونت قانوني؟ صيانت از منافع ملي تنها توجيه اخلاقي، کاربردي و قابل قبول است. به عبارتي، حاکميت تنها به منظور صيانت از منافع ملي(رفاه، امنيت، آرامش، اميد و...) مجاز به اعمال خشونت است. توسل به خشونت به منظور صيانت از انواع اهداف، منافع و آرمانهاي غيرملي(غير جمعي) يا منافع يک اقليت نميتواند مشروعيت اخلاقي، اجتماعي، انساني و ملي داشته باشد. رفتار و اعمال خشونتآميز در چه شرايطي در شهروندان ظهور و بروز پيدا ميکند؟ به عبارتي، چرا برخي مواقع شهروندان دست به اعمال خشونت آميز ميزنند؟ در اغلب موارد، «مسدود بودن انواع کانالهاي تاثيرگذاري و انتقال خواستهها به مديريت کلان سياسي در چارچوب نظم حقوقي مستقر»، اصليترين منشأ اقدام به رفتار و اعمال خشونتآميز از سوي برخي ازشهروندان است. خردمندانه، پايدار و کم هزينهترين ابداع انسانها در «عصر خرد و زمين» براي «پرهيز از خشونت به منظور حفظ منافع يک اقليت»، صندوق رأي است. به عبارتي، صندوق رأي راهکار جوامع توسعه يافته خردبنياد به منظور جايگزين کردن ابزار خشونت براي حفظ منافع فردي يا يک اقليت است. خلأ صندوق رأي بهطور اجتناب ناپذيري نه تنها منجر به بروز، تداوم و افزايش خشونت، بلکه بستري امن براي دخالت و بهرهبرداري بيگانگان در تنشهاي اجتماعي داخلي ميشود. اينکه، «جايي که صندوق رأي نباشد، خشونت پديدار ميشود، يک قاعده اجتنابناپذير در جوامع است. ضروري و سودمند است تا «دغدغهمندان حفظ و امنيت منافع يک اقليت»به نکتهاي کليدي توجه داشته باشند. اينکه جايي که منطق، عقلانيت و اهداف جمعي(ملي) نباشد، ظهور و بروز خشونت اجتماعي و سياسي (با يا بدون دخالت و مديريت بيگانگان) اجتنابناپذير است. «يکي از بديهات عالم سياستورزي در جهان توسعه يافته معاصر، اين است که «خشونت اجتماعي و سياسي، تبلور تضاد و تناقض منافع يک اقليت با منافع ملي(جمعي) است.» اينکه «ميزان خشونت اجتماعي و سياسي تابع اين حقيقت است که نظم/ساختار مديريت کلان سياسي تا چه ميزان تبلور منافع ملي است.» در ساختارهاي مديريت کلان سياسي که مبتني بر اراده، خردجمعي و منافع ملي باشند، زماني که ساختار تصميمگيري سياسي به هر دليل، توانايي پاسخگويي به مطالبات شهروندان را نداشته باشد، از طريق صندوق رأي به خواست عمومي تمکين ميکند.
ناصر قوامي:
خاتمي هنوز پايبند به اصلاحات است
ناصر قوامي گفت: آقاي خاتمي همچنان پايبند به اصلاحات است و در همين سخنان اخيرش هم مشاهده کرديم که او بار ديگر از ضرورت اصلاحات سخن گفت، اما در عين حال ابراز تأسف کرد که برخي نميخواهند حتي سخن از اصلاحات را بشنوند چه رسد به اجراي آن. اين نماينده مجلس ششم بيان کرد: 25سال پيش جريان اصلاحات شکل گرفت و در تمام اين سالها بخش عظيمي از جامعه خواهان اصلاح امور بودند اما متأسفانه برخي زير بار اصلاحات نرفتند که امروز نتيجهاش را ميبينيم. آنچه در اين نزديک به دوماه ديده شد، تلخ بود. از هر طرف که کشته شدند، مايه اندوه همه بود؛ چه آن بسيجي که کشته شد، چه آن شعاردهنده. هر دوي اين دو طرف فرزندان اين کشور هستند. اگر از سالها پيش اصلاحات صورت ميگرفت و همه به ضرورت اصلاحات تن ميدادند، کار به اينجا نميرسيد اين تحليلگر مسائل سياسي درباره راهکار برونرفت از وضعيت کنوني تصريح کرد: همين امروز هم مردم خواهان اصلاح هستند و اگر همين حالا هم مسئولان اصلاحات واقعي را بپذيرند خيلي از هزينهها کاهش مييابد. قوامي در پاسخ به اين پرسش که سخن خاتمي چقدر در ميان جامعه امروز نفوذ دارد، عنوان کرد: بخشي از اين مردمي که به خيابان ميآيند با اصلاحات مخالف نيستند، بلکه از تحقق اصلاحات مأيوس شدهاند. آنها آقاي خاتمي را قبول دارند اما ميگويند شما اصلاحطلبان توان اصلاح نداريد.