در تاريخ دولت حسن روحاني خواهد ماند که براي تامين بودجه دست در جيب مردم کرد؛ اصطلاحي که شخص آقاي روحاني به کار برد. يکبار براي خاموش کردن صداي معترضان وقتي به مساله موسسات مالي رسيدگي ميشد که باعث اعتراضات سرمايهگذاران اين صندوقها از مشهد تا ساير نقاط کشور شد. در نوبت اول بيسر و صدا، از خزانه برداشتند و به موسساتي مالي اعتباري دادند تا صداي سرمايهگذاران را خاموش کنند. اما در نوبت دوم وقتي که دولت حسن روحاني دست در جيب مردم کرد درست مانند تاجري که در آستانه ورشکستي است يا ورشکسته است اما براي تجارت خود تبليغ ميکند تا سرمايه مردم را به طرف خود جلب کند از همه امکانات استفاده کردند راديو، تلويزيون، سخنراني مسئولين و اينکه بورس جاي امني است و حتي رئيس دولت با لبحند مليحي در تلويزيون گفت وقتي بورس ما اين همه توفيق دارد و مردم به آن اعتماد دارند و سرمايههاي خود را وارد بازار بورس ميکنند، در عوض بورس اروپا ضرردهي دارد، از ما ميپرسند چرا بورس شما موفق است؟ امثال اين سخنان به کرات گفته شد و شاخص بورس به نزديک دوهزار رسيد. تا مردادماه سال 98 مردم هرچه سرمايه داشتند ريز و درشت، سرمايههاي خود را وارد بازار بورس کردند. ناگهان به گفته اقتصاددانان حباب شکست اما اين شکست حباب در پي تجارت و يا اتفاق خاصي در بازار نبود بلکه نحوهاي از عملکرد دولت بود؛ دولتي که قصد داشت سرمايههاي مردم را به بورس جذب کند. اتفاقي که با سقوط چهارصد، پانصدي شاخص کل بسياري از مردم را خانهنشين کرد. دولت رئيسي اما به ظاهر آن تبليغات را نسبت به بورس ندارد. بسياري از موسسات و بانکها اجازه برداشت نميدهند. مثلا يکي از بانکها بيش از يکسال است نه اجازه برداشت ميدهد و نه تغييري در سرمايه خود. جالب است موسسات و سازمانهاي دولتي با بازي با ارقام و اعداد در مواردي در نقش فروشنده و در زماني در نقش خريدار وارد ميشوند. مثلا همين مبلغي که ديروز 667 ميليارد توماني که از بورس آنهم حقيقيها خارج کردند، بايد پرسيد به چه علت اين اتفاق افتاده است؟ مگر تغييري در بازار و سرمايه داده شده؟ البته شرايط بحراني طوري است که مردم دنبال نقدينگي ميگردند و خوف آن را دارند که اين اندک سرمايهشان نيز در بورس نابود شود. به هر حال افرادي هستند که اين 667 ميليارد را خريداري کردهاند. با يک نگاه ساده به مانيتور بورس و اينکه چه کسي اين مبلغ سرمايه را بابت خريد سهام به فروشندگان داده است، متوجه ميشويم که باز هم بازي جديدي است که در پيش گرفتهاند تا سهامي که تا همين مدت قبل به مبالغ بالايي عرضه شده بود در سکوت مالي آن را به پايينترين قيمت برساند و خريدار هم خود موسسات و سازمانهايي که باعث وضع موجود شدهاند، هستند. به هر حال در هر معامله بورسي يک فروشنده داريم و يک خريدار. اگر اوضاع بورس آشفته است که هست، کدام فرد حقيقي حاضر ميشود در اين شرايط در بازار متزلزل بورس سرمايهگذاري کند؟ با سقوط هر روزه شاخصهاي بورس، خريداران پوشيده و پنهاني، سرمايه ذوب شده در گرماي بازي بورس را به نفع خود تملک ميکنند.