بستن
کد خبر: ۱۰۴۴۲۳۰

روایت یک منتقد ادبی از «حسنک‌ وزیر»

روایت  یک  منتقد  ادبی 
از «حسنک‌ وزیر»

«تاريخ بيهقي» تاريخ مصرف ندارد

محمد دهقاني معتقد است، داستان «بر دار کردن حسنک» به‌خاطر زمينه‌هاي فرهنگي‌مان در قهرمان‌سازي و همچنين تکرار در کتاب‌هاي درسي مشهور شده، وگرنه جذاب‌ترين داستان «تاريخ بيهقي» نيست. اين نويسنده، منتقد درباره ثبت چنين روزي در تقويم رسمي کشور و اين‌که به نظر مي‌رسد نسل جوان با متون کلاسيک مانند «تاريخ بيهقي» بيگانه هستند، اظهار کرد: «کارهايي براي علاقه‌مند کردن مردم به اين متن صورت گرفته است و يکي از دلايل عمده من براي نوشتن «حديث خداوندي و بندگي» اين بوده که خواندن کتاب را براي علاقه‌مندان راحت‌تر کنم. کساني ديگري هم اين کار را انجام داده‌اند و گزيده‌ها و تلخيص‌هاي متعدد و مختلفي از بيهقي صورت گرفته است. اما مساله عجيب براي من، اين است که گويا نسل جوان موظفند حتما اين متون را بخوانند، اصلا چنين چيزي نيست. چه کسي مي‌گويد که ضرورت دارد، همه اين‌ متن‌ها را بخوانند؟ اصلا به چنين ضرورتي قائل نيستم.» او با بيان اين‌که متن «تاريخ بيهقي» يک متن تاريخي و به اعتباري ادبي است، افزود: «مگر قرار است، نسل جوان با اين‌ متن‌ها ارتباط برقرار کند؟ چه کسي چنين چيزي را گفته؟ نسل جوان امروز رمان و چيزهايي را که به آن نياز دارد، مي‌خواند.» دهقاني درباره کتاب «تاريخ بيهقي» که نه تاريخ صرف است و نه متن ادبي به معناي دقيق کلمه، اظهار کرد: «اين کتاب، ذائقه تاريخ‌نگاري بيهقي بوده و قبل از او هم چنين چيزي وجود نداشته است. بيهقي هيچ الگو و راهنمايي براي کار خود نداشته و کارش براي زمان خودش، کاملا تازه بوده است. او گزارش‌نويسي داستان‌وار داشته، آنچه که در روزنامه‌نگاري امروز (feature story) مي‌گويند؛ داستاني که برگرفته از واقعيت است، اين‌که نويسنده يا گزارشگر، گزارشش را به نحوي تنظيم کند که به داستان تبديل شود و خواننده را جذب کند. اين خود يک فن است که آن را آموزش مي‌دهند اما بيهقي بدون هيچ آموزگار خاصي آن را آموخته و در نوشتن تاريخ خود اجرا کرده بود است. يعني تاريخ را به شکل داستان مي‌گويد. همان‌طور که داستان مقدمه و تنه و نتيجه دارد، بيهقي دقيقا به ساده‌ترين شکل اين را رعايت مي‌کند.» او با بيان اينکه بيهقي بسياري از شگردهاي داستان‌نويسي را بدون آن‌که بحث داستان‌نويسي در آن زمان مطرح باشد، رعايت کرده، به ايسنا گفت: «ما در داستان‌نويسي امروز چيزي به اسم «طرح و توطئه» داريم که بيهقي مي‌داند چطور نطفه داستان (طرح داستان) را ضمن گزارش واقع منعقد کند که خواننده را جذب کند. البته اين را ‌که گزارش واقع کرده، مي‌توان با تسامح گفت، هرگز نمي‌توانم بپذيرم صحنه‌اي را که بيهقي از داستان «حسنک» و اعدام او، خلق مي‌کند واقعا گزارش واقع باشد. بيهقي سال‌ها پس از اينکه واقعه رخ داده، آن را مي‌نويسد و هيچ بعيد نمي‌دانم که او از تخيل خود براي خلق داستان استفاده کند و صحنه‌پردازي داشته تا خواننده را متأثر کند. در اين جزئيات نمي‌توانم بگوييم گزارش واقع مي‌دهد بلکه از تخيلات خود استفاده مي‌کند و اين ميزان از استفاده از تخيل را در بازگويي تاريخ معمولا روا مي‌دارند.» او درباره اين‌که داستان «بر دار کردن حسنک» يکي از داستان‌هاي مشهور بيهقي است که تقريبا همه آن را خوانده و يا بريده‌هايي از آن دائما تکرار مي‌شود، توضيح داد: «اين موضوع دو علت دارد؛ داستان از همه جمع‌وجورتر بوده و قهرمان داستان مشخص است. بيهقي قهرمان‌سازي کرده و آن مظلوميت قهرمان که اصولا در فرهنگ و ادبيات ايران ريشه دارد، باعث شده همه سراغ آن داستان رفته و راجع‌به آن بحث کنند و در کتاب درسي بياروند؛ و الا بيهقي داستان‌هاي جذاب ديگري هم دارد. داستان «فرو گرفتن خوارزم‌شاه، آلتون‌تاش» را بهترين بخش‌ بيهقي مي‌دانم که جذاب‌تر از حسنک است؛ داستان توطئه‌اي که مسعود و بوسهل زوزني مي‌کنند تا خوارزم شاه را نابود کنند. البته آلتون‌تاش به‌همراهي وزير خردمندش دستشان را مي‌خواند و توطئه آن‌ها را خنثي مي‌کند. اين فوق‌العاده زيبا و جذاب است اما چون داستان پيچيده‌تري است و مضمون سياسي خيلي پيچيده‌تري دارد کسي به آن توجهي نکرده است.» اين منتقد ادبي قهرمان‌سازي و مظلوم‌نمايي حسنک را يکي از دلايل توجه به اين داستان معرفي کرده و تأکيد کرد: « اين‌طور نيست که حسنک آدم مظلوم و معصوم پاکي باشد و حالا يک‌عده ظالم او را نابود کرده باشند. کسي که تمام تاريخ بيهقي را نخوانده باشد و با تاريخ غزنوي آشنا نباشد و صرفا داستان را بخواند، چنين تصوري برايش پيش مي‌آيد. فکر مي‌کنم داستان «بر دار کردن حسنک» فقط يکي از داستان‌هاي جذاب تاريخ بيهقي است و نه حتي جذاب‌ترين داستان‌ها. زمينه فرهنگي قهرمان‌پروري و پررنگ بودن دوگانه خير وشر، ساده بودن داستان و تقليد کردن در کتاب‌ها باعث شده که بيهقي به داستان حسنک‌وزير تقليل پيدا کند.» او درباره دوگانه «فردوسي و بيهقي» و اينکه پيش‌تر گفته بود بيهقي رويکرد فردوسي را نسبت به ايران ندارد، اظهار کرد: «برخلاف اينکه دکتر ياحقي در مقدمه کتابش نوشته و ديگران هم گفته‌اند که بيهقي مانند فردوسي ايران‌گرا بوده، قبول ندارم. من در مقاله‌اي نوشتم و در مقدمه کتابم نيز به تفصيل نشان دادم که بيهقي نمي‌توانست مانند فردوسي فکر کند. البته بيهقي تنها نيست؛ زيرا اصولا در آن روزگاران، چنين چيزي مطرح نبوده و چيزي که در شاهنامه مي‌بينيم يعني ايران و ايران‌شهر و... تاريخ و جغرافياي تخيلي است و بيشتر آرمان فردوسي است. اما امروزه برخي از آن‌ها برداشت ناسيوناليستي مي‌کنند، اين درست نيست.»

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی