اخيرا يکي از آقايان محترم که هم مسئوليت اجرايي و هم مسئوليت پارلماني داشتند، جملهاي مبني بر اينکه مردم منتظر نباشند که برجام اثر مشخصي در بهبود وضع اقتصاديشان داشته باشد را بيان کردند. البته ملاحظات ايشان قابل تامل است اما ريشه چنين بحثهايي به ضعف نگاه توسعهاي در مديريت سياسي برميگردد. بنده هميشه دو کليدواژه داشتم و براساس اين دو کليد واژه دولتها و سياستمداران را مورد ارزيابي قرار ميدهم. اين دو کليدواژه عبارت است از تنشزدايي در خارج و توسعه در داخل. معتقدم دو عامل مشکلات ما همين موضوع است و هرگاه نگاه مبتني بر تنشزدايي در خارج و توسعه در داخل داشتيم، موفق کردهايم. هيچ کشوري در طول تاريخ به اندازه ايران تحت تحريم نبوده، هرچند که الان عدد تحريمهاي روسيه بالاتر از ايران است ولي از نظر تاريخي و اثرگذاري هيچ کشوري به اندازه ايران دچار تحريم نبوده است. تحريمهاي مختلف را تحليل نميکنم و فقط تحريمهاي هستهاي که در طول سال 2006 ميلادي به اين سمت بهطور مشخص شکل گرفته را اگر ارزيابي کنم، اين تحريمها بهشدت براي اقتصاد کشور آسيبزا بوده است. جالب اين است که همواره مسئولان کشور ما از مردم تقدير کردند که مقاومت آنها در مقابل تحريمها باعث شده که کشور از موضع برتر مذاکرات هستهاي را ادامه دهد ولي جالب اين است که الان موضوع احياي برجام مطرح است و طرح اين موضوع از سمت برخي مسئولان که مردمي که تحريم را تحمل کردند از مزاياي پايان تحريم برخوردار نميشوند، جاي توجيه ندارد. در صورتي که در طول دوراني که تحريمها عليه کشور شکل گرفته، به تحقيق ماهانه کشور بيش از سهميليارد دلار ضرر در حوزه نفت و گاز و قراردادهاي مربوطه را تحمل کرده علاوه بر آن فرصتهاي زيادي در حوزه اقتصادي و سرمايهگذاري را از دست دادهايم . در صورتي که غير از اينکه ماهانه بيش از سهميليارد دلار کشور از محل عدم صادرات عادي نفت و فرآوردههاي نفتي ضرر ميکند، فقط در طول هر روز صدها ميليارد تومان کشور دارد تخفيف نفت ميدهد. تخفيفي که ايران بابت نفت خودش به چين ميداد. اگر يک سامان مديريتي مبتني بر توسعه وجود داشته باشد، فقط تخفيفي که از ناحيه عدم تخفيف نفت، همين نفتي که روزانه هشتصدهزار تا يک ميليون بشکه در روز صادر ميشود، پول هر روز عدم تخفيف ميتوانست طرحهاي عمراني يکي از استانهاي کشور را اجرا کند. مهمترين منع در بحث موضوع هستهاي بمب است. وقتي که کشور ما به دنبال بمب هستهاي نيست دليلي ندارد که اين همه تاوان تحريم را بدهد. پس وقتي کشور به دنبال بمب نيست و راهبرد بمب هستهاي ندارد، اجازه دهند که کشور راهبرد تنشزدايي هستهاي را ادامه دهد. به عنوان مثال الان دو حوزه بسيار حساس با امکان استفاده دوگانه در دنياي امروز عبارتند از صنعت هستهاي و فناوري فضا. بسياري از کشورها بهويژه برخي از کشورهاي عرب همسايه ما که هيچ ادعايي در اين دو حوزه هستهاي و فضا مطرح نکردند، به طرق مسالمتآميز الان برنامههاي ده سالهاي را براي پيوستن به کشورهاي پيشرفته در زمينه انرژي هستهاي و فضا در پيش گرفتهاند و ما ميبينيم کشورهايي مثل عربستان و امارات متحده عربي و برخي ديگر از کشورهاي منطقه الان دارند به صورت مسالمتآميز ميزان سوختي را که در زمينه هستهاي برنامهريزي کردند خيلي بيشتر از سوختي است که هنوز ايران نتوانسته در صنعت هستهاي خود مورد استفاده قرار دهد. خاطرهاي را عرض ميکنم: در زمان يکي از مسئوليتهايم در مجلس وقتي براي ماموريت بازديد به آب سنگين اراک رفته بودم، وقتي بعد از خروج ترامپ از برجام حدود 80 ميله سوخت قلب رآکتور آب سنگين اراک را ديدم، در يک روز زمستان برف روي ميلهها را کنار زدم و ديدم که داخلش سيمان شده و اين ادعايي که مطرح ميشود مبني بر اينکه قلب رآکتور را سيمان ريختند براي تغيير کاربري آب سنگين اراک به عنوان يکي از تعهدات ايران قرار شده که نيمي از ميلههاي سوخت اراک با سيمان پر شوند. آن زمان که برفها را کنار زدم و سيمان را که ديدم به يکي از مهندسين آنجا- چون ترامپ خارج شده بود - به مسئولي که داشت براي ما گزارش ميداد، گفتم آيا اين لولهها از کار افتادهاند يا دوباره ميتوانيم اينها را به کار بگيريم؟ ايشان جواب داد که من اين لولهها را ميتوانم دو ماهه تميز کنم و دوباره به کار بگيريم ولي سوالي را هم مطرح کرد که مرا به فکر فرو برد. گفت ولي آقاي دکتر چرا اين کار را بکنيم؟ اين صحبت را که کرد ايشان را به ماشين خودم دعوت کردم و گفتم اين سوال را چرا از من پرسيدي؟ ايشان گفت که شما هفت سال پيش هم اين بازديد را از اينجا انجام داديد آن موقع تنها تاسيساتي که وجود داشت همين تاسيسات هستهاي نيروگاه آب سنگين بود ولي الان حدود بيش از 30 سوله را به من نشان داد و گفت اين سولهها بعد از برجام و توافقي که کرديم براي اينکه پيامدي يا ابعاد نظامي احتمالي را بستيم، امکان بهرهگيري از صنعت هستهاي در حوزههاي علم، فناوري و پزشکي و غيره را پيدا کرديم، و همين حالا به عنوان مثال در آب سنگين اراک بيش از 34 توليد روز دنيا را داريم. کاتالوگهايي به من نشان داد که يکي از کشورهايي که پيشنهاد خريد به ايران داده بود، آلمان بود. از بحث ايشان نتيجه گرفتم وقتي کشور به دنبال بمب نيست، دستاوردي که از فناوري خودکفايي دارد اين است که کشور بتواند فناوري مسالمتآميز هستهاياش را در حوزههاي مختلف به کار بگيرد. الان هم اين شرايط فراهم است و به نظرم کشور بايد استفاده کند، تحريمها را پايان دهد و هرچه سريعتر در مسير خدمت رساني به مردمي که در دوران تحريم مقاومت کردند، قرار بگيرد. اين ادعا را قبول ندارم که الان کشور نميتواند از مزاياي پايان تحريم بهرهگيري کند. در طول مذاکرات هستهاي، برگ برتر مذاکره کنندگان ايراني تکيه بر مقاومت مردم در مقابل تحريمها بود. ولي اين مقاومت براي ملت و خانوادهها هزينه داشته و مردم نجيبانه تحمل کردند به اميد اينکه صبح سحري بدمد لذا اگر برجام احيا شود، بايد اصل ديگر در حکمراني خوب يعني شفافيت مورد توجه قرار بگيرد. در حوزههاي عمومي و رسانهاي بايد دقت شود که آمار واقعي سود مملکت از ناحيه پايان تحريمها مشخص شود و اينکه اين پول خرج مردم شود . مشکل ديگر کشور وجود فساد است شبيه آنچه در فولاد مبارکه ديديم و به نظرم اگر فساد وجود نداشته باشد، در قالبي شفاف مزاياي تحريمهايي که برداشته شده در توسعه کشور به کار گرفته شود آن موقع اين مردم ايران هستند که بيش از همه از مزاياي سياست خارجي تنشزدايانه برخوردار خواهند شد.