«زخمهای عادی»
و بازتاب آگاهی در تنهایی انسان
کتاب «زخمهای عادی» روایت زندگی دختر جوانی است به اسم سوفیا. سوفیا دختر زیبا و مغروری است که در زندگیاش با شکستها و دغدغههای گوناگونی مواجه میشود، ناگهان تصمیم میگیرد هر آنچه را ویران کرده، از نو بسازد و محکم و قوی سر پای خودش بایستد. شایگان شخصیتی درونگرا و کمحرف است که سوفیا پس از مرگ مادرش، وابستگی شدیدی به او پیدا میکند. اما با رفتن و دور شدن شایگان، زندگی سوفیا نیز بههم میریزد. موضوع روانشناختی در کتاب زخمهای عادی، شبیه ابزاری قدرتمند و پرکشش در اختیار نویسنده است تا بتواند برای عمق دادن به قصه و پیش بردن طرح داستان، رفتوآمدی دقیق، ملموس و باورپذیر، به زمان گذشته و حال داشته باشد و ارتباطی بین این دو پیدا کند. سوفیا در این قصه رازهایی عجیب را کشف میکند و به شناخت تازهای از شخصیت شایگان میرسد. در این کتاب وابستگی جوان به مواد روانگردان و دیگر مواد مخدر را، میان برخی دختران و پسران بهخوبی نشان میدهد و این نکته را مینمایاند که انسانها با یک اشتباه چطور میتوانند زندگی و موقعیت شغلی و همچنین روح و جسم خودشان را خدشهدار کنند. گاهی برخی اشتباهات ریشه در گذشتهمان دارد و در اثر
کمبودها و از دستدادنها به وجود میآید. کتاب زخمهای عادی بانشان دادن شخصیت مهشید و شخصیت سوفیا که از کودکی با هم دوست بودهاند، تضاد و تقابل تربیتی بین افراد را، به بهترین شکل ممکن آشکار میکند. در بخشی از این کتاب میخوانیم: «همهچیز ناگهانی نبود. یعنی فکر نمیکنم چنین احساس عمیقی ناگهانی باشد. شاید کمکم اتفاق افتاده بود. حتی نمیدانستم من شروع کرده بودم یا او؟ البته اینکه چه جایی و چه وقت و چطور اتفاق افتاده بود، هیچ اهمیتی نداشت. فقط این اهمیت داشت که به شکل غریبی آمده و مرا مسخ کرده بود. نمیدانستم چرا این اتفاق افتاد؟ یعنی هنوز هم نمیدانم. حرفهای مهمی نزده بودیم. قراری هم نگذاشته بودیم. حتی درســـت یادم نیست که اولین بار کـــی و کجا این احساس تکاندهنـــده را کشــف کـــردم. خیلی فکر کردم. یــــادم نیست. هیــــچچیز یادم نیست...»
درد همیشه راه را نشان میدهد
کتاب «درد همیشه راه را نشان میدهد» جدیدترین کتاب منتشر شده از هاکان منگوچ، نویسنده، سخنران و موزیسین جوان اهل ترکیه در ایران است. منگوچ با تاثیر گرفتن از اندیشه بزرگانی چون مولانا، شمس تبریزی و یونس امره تلاش میکند تا مفاهیم عرفانی و آموزههای این اندیشمندان را در کتابهای خود با زبانی ساده به مخاطبان انتقال بدهد. نویسنده در این کتاب به شرح 18 بیت ابتدای مثنوی پرداخته و با نوشتن داستانهایی کوتاه از مفاهیم نهفته در این ابیات پردهگشایی میکند. این نویسنده ترک در تمامی کتابهای خود معضل امروز زندگی بشر را «سرعت زندگی عصر کنونی و شتابزدگی انسانها» بیان میکند. به عبارت سادهتر، وی بیان میکند همه ما انسانها بهطور ناآگاهانه در تلاش هستیم راه صد ساله را یک شبه طی کنیم و به اهدافمان در کمترین زمان جامه عمل بپوشانیم. اما از آنجا که تحقق این امر بهدور از واقعیت زندگی است، پس از مدتی دچار سرخوردگی شده و از اهداف خود دست میشوییم.
مفهومی که وی در کتابهایش از آن برای وصف وضعیت فوق بهکار میبرد، «دم کشیدن» است. از نظر او دم کشیدن به معنای زمان دادن برای درونی کردن تجربیات زندگی است که موجب میشود به سمت جلو گام برداریم: «همه چیز موعد مقرر خودش را ندارد، نه خورشید پیش از موعد طلوع میکند و نه گل پیش از موعد غنچه میدهد.» انتشارات نسل نواندیش برای اولین بار در ایران اقدام به ترجمه تمام کتب این نویسنده جوان کرده است. درخشش آثار منگوچ در ایران با کتاب «هیچ ملاقاتی تصادفی نیست» آغاز شد که در سال اول به چاپ 13ام رسید. این کتاب پرفروشترین کتاب متنی کتابراه در سال 1400 شد. فائزه پورعلی مترجم رسمی منگوچ در ایران در خصوص ترجمه آثار وی میگوید: «در زمانیکه همه چیز ما را به سوی ناامیدی میکشاند، اگر بتوان با هر اقــدامی روزنهای از امید را در قلب انسانها برپا داشــت؛ به این معناست که کاری مفید برای بشریت انجـــام گرفته اســـــت و به زعم خـــود، رسالت من گــام برداشتن در این راستا با ترجمه کتابهایی الهام بخش است.»