بستن
کد خبر: ۱۰۳۸۴۴۲

سازوکارهای تحولات سیاسی

سازوکارهای تحولات سیاسی
کوروش الماسی محقق و پژوهشگر


تحلیل و بازگو کردن مکرر بدیهیات منجر به پراکنده‌گویی و پرگویی می‌شود. شرایط اجتماعی و سیاسی کاملاً شفاف است. خروج از وضعیت‌های چالش‌انگیز سیاسی و اجتماعی نیازمند راهکار و برنامه عملی و نه تحلیل و بازگو کردن بدیهیاتی چون انواع چالش‌های اقتصادی، روابط خارجه پرهزینه، پرمخاطره و... است. جهان هستی بنابه یک قاعده فرا انسانی و طبیعی پیوسته و بی‌وقفه در حال حرکت، تغییر و تکامل است. به عبارتی هیچ پدیده‌ای در عالم هستی نمی‌تواند در حالت سکون باشد. به تعبیری عدم حرکت، تغییر و تکامل پدیده‌ها به معنی نیستی پدیده‌هاست. به عبارتی بودن به معنی حرکت، تغییر و تکامل است. اینکه قاعده حرکت، تغییر و تکامل بر همه ابعاد زیست اجتماعی انسان‌ها حاکم است. اهداف، اندیشه‌ها، طرح‌ها، راهکارها و... اجتماعی و سیاسی به‌طور اجتناب ناپذیری تابع قاعده فرا ارادی حرکت، تغییر و تکامل هستند. بنابراین، هیچ ذهن یا اراده انسانی «توان و اجازه سکون» را ندارد. به همین دلیل تلاش انسان‌ها تنها معطوف به کنترل و هدایت حرکت، تغییر، تحول و تکامل امور در راستای اهداف مدنظر است. اگر استدلال فوق مبنی بر قاعده حرکت، تغییر و تکامل، منطقی تلقی شود، آنگاه باید ادعا شود، برای «کنترل و هدایت» عرصه سیاسی و ساختار مدیریت کلان، کم هزینه و کاربردی‌ترین راهکار، اجماع و سازماندهی رفتاری وطن‌پرستان حول هدف جمعیِ(اجتماعی و ملی) منافع ملی است. «اجماع در یک ساختار رفتاری، برابر است با توان لازم»برای کنترل، هدایت و تغییر حرکت مدیریت کلان سیاسی از آینده‌ای نامطلوب و پرمخاطره، به‌سوی آینده‌ای مطلوب، قابل پیش بینی و امن. بنابراین، از آنجا که زیست اجتماعی، به دلایل فرا ارادی و طبیعی، ذاتی پویا دارد، تحولات سیاسی و اجتماعی اجتناب‌ناپذیر است. به عبارتی نیازها، اهداف، خواسته‌ها، آرزوها و تمایلات انسان ها (شهروندان) پیوسته و بی‌وقفه در حال بروز شدن هستند. و همین پویایی و بروز شدن اهداف، خواسته و نیازها و.. شهروندان موتور تحولات کلان سیاسی و اجتماعی است. بنابراین، بروز و کاربردی شدن سازوکار، ساختار و عملکرد مدیریت کلان سیاسی، متناسب با نیازها، اهداف، آرزوها و خواسته‌های شهروندان، «اجتناب ناپذیر» است. بنابر شواهد و تجربیات تاریخی و معاصر بی‌شمار، «تحولات سیاسی اجتناب ناپذیر به دو روش صورت می‌گیرد.» یک، تنش‌های اجتماعی که برآیند ناکارآمدی ساختار مدیریت است که منجر به تضعیف نظم حقوقی مستقر می‌شود. از آنجا که عوامل داخلی و خارجی بسیاری در رویارویی شهروندان با ساختار مدیریت دخیل و ایفای نقش می‌کنند، پیش بینی پیامدهای چنین فرایندی بسیار دشوار است. اما، آنچه بنا بر شواهد و تجربیات تاریخی مشهود و مسلم است، اینکه، این رویه، معمولا همراه بارفتار و اقدامات قهرآمیز از سوی دو طرف مناقشه خواهد بود. دو، تحولات سیاسی و اجتماعی مبتنی بر روش مسالمت آمیز از طریق اجماع پیرامون یک هدف جمعی(ملی) و تحقق آن از طریق صندوق رای که از دستاوردهای عصر روشنگری است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی