آرمان ملي - مطهره شفيعي: «اصلاحات مرد؛ زنده باد اصلاحات»سعيد حجاريان تئوريسين جريان اصلاحات اين عبارات را در دولت دوم خاتمي بيان کرد و تفاسير زيادي از آن شد. آنچه در اين تفاسير مشترک بود، عدم پايان اصلاحطلبي است. اصلاحطلبان در مقاطعي که جايگاهي در قدرت ندارند، نقشآفريني کمتري در جامعه دارند که به زعم تحليلگران اشتباه است. ايفاي نقش اجتماعي راه تنفس اصلاحات در روزهاي دور از قدرت است که البته در سالهاي اخير اين نقش به خوبي نمايان شده است. با مروز گزارشها و تحليلهايي که از سوي اصولگرايان دلواپس منتشر شده بخوبي نشانههايي از واهمه از بازگشت اصلاحات به قدرت نمايان ميشود مانند فارس که نوشته است: «جريان اصلاحات در اين برهه زماني آنچنان اسير مشکلات خود شده است که براي حضور در فضاي سياسي کشور بايد از موانع زيادي عبور کند. بهطور مستقيم اين جريان با سه چالش عمده روبهروست. اولين موضوع سردمداري و ليدري اين جريان که برخي از آرا و نظرات اعضاي اين جريان به اين مساله اشاره دارد که دگر بار راهبرد «عبور از خاتمي» در اين جناح سياسي کليد خورده است.» اين رسانه چالش دوم را اختلافات دروني اصلاحات عنوان و در نهايت مدعي ريزش شديد سرمايه اجتماعي اصلاحات شده است! روزنامه جوان نوشت: «وقتي دولت دست اصلاحطلبان بود و مجلس دست اصولگرايان، نظارت مجلس بر دولت را سنگاندازي تعبير ميکردند و با کوچکترين احتمال سؤال و استيضاح اعضاي هيات وزيران، موج حملات اصلاحطلبان عليه مجلس شروع ميشد. وقتي هم که دولت و مجلس دست اصلاحطلبان بود که مجلس تريبون دفاع از دولت شده بود و عملا نظارت مجلس بر دولت تعطيل شد. حالا هم که دولت و مجلس هر دو تقريباً در دست يک جناح سياسي است، نظارت مجلس بر دولت را تعبير به وجود اختلاف ميان دو قوه ميکنند تا ميان آنها اختلاف بيندازند و البته اصرار بر انجام استيضاح هم دارند!»
هستيم؛ نا اميد نميشويم
در اين شرايط برخي از اصلاحطلبان که هدفشان تضعيف جريان اصلاحات نيست به بيان دغدغههاي خود ميپردازند مانند احمد زيدآبادي که نوشته است: «من بدخواه اصلاحطلبان نيستم. اما بعضي اوقات، برخي دوستان آنقدر روي حرف خود پافشاري ميکنند که من ميگويم کاش الان برنده شده بودند تا ميفهميدند در چه مخمصه افتادهاند! سال1396 هم که آقاي روحاني قرار بود مجددا بيايد، به دوستان گفتم که اگر حرف مرا نميپذيريد و اصرار به حضور داريد، اول برويد و توافق کنيد. موضع من صفر و صدي نيست. من ميگويم حضور در قدرت، بايد بامعنا باشد. اصلاحطلبان ميتوانستند موقعيت اجتماعي خود را بهعنوان «يک آلترناتيو مسالمتجو» حفظ کنند. اما آنها با حضور در قدرت در سالهاي 1396 تا 1400 اعتبارشان از دست رفت و راه را براي براندازان باز کردند.» برخلاف زيدآبادي بسياري از اصلاحطلبان مخالف فعاليت براندازان از راهي هستند که ناشي از اشتباههاي جريان اصلاحات است. محسن آرمين فعال سياسي اصلاحطلب تاکيد کرده است: «ما بهعنوان نيروهاي اصلاحطلب که با جريانهاي برانداز و اغتشاشگران مرزبندي داريم در موقعيت دوگانه حساسي قرار داريم. از يکسو بهعنوان اصلاحطلب با اعتراضات خياباني نميتوانيم همراهي کنيم چون با مشي اصلاحطلبانه همراستا نيست.» ضمن اينکه از حرکتهاي راديکال هم استقبال نميکند اما از مطالبات مردم حمايت کند و در نقد وضع موجود از اين لکنت زباني که امروز به آن دچار است خارج شود. اين نقدها بايد صريح، شفاف، قانوني و منطقي باشد. محسن آرمين معتقد است: تعارف را بايد کنار گذاشت. بههرحال اين وضعيت انفعال که بسياري از دوستان اصلاحطلب را فراگرفته و اين تشتت و پراکندگي اساساً نه به اصلاحطلبان و نه کشور هيچ کمکي نخواهد کرد. رسيدن به يک راهبرد اجماعي (که در جبهه اصلاحات هم در حال پيگيري است) ميتواند پشتوانه اصلاحطلبان باشد يکي از عمدهترين مؤلفههاي اين راهبرد ارتباط و تماس با اقشار مختلف جامعه و قانع کردن جامعه به ممکن بودن، کمهزينه بودن و کارآمدي راهبرد اصلاحطلبانه و مشي اصلاحطلبانه و آگاه کردن جامعه از عواقب نامطلوب است. محمد عطريانفر فعال سياسي اصلاحطلب هم درباره بازسازي جناح اصلاحطلبان و بدنه آراي آن گفت: فرآيند بازسازي در افکار عمومي، يک کار هميشگي است و مربوط به يک مقطع خاص نيست. به نظر ميآيد که همچنان به صورت مستمر روند اصلاح رفتارهاي اصلاحطلبان بايد بر مباني و اهداف حوزه اصلاحات مبتني باشد و اين روند هميشگي است. به هرحال، تلاشها دارد صورت ميگيرد و دوستان در احزاب مختلف، گفتوگوها و مذاکراتي را شروع کردند، فراز و فرودها را بررسي ميکنند و اميدواريم در اين مسير، شرايط بهتري را داشته باشيم. وي گفت: هيچ دليلي وحود ندارد که ما سنت درست گذشته خود را از دست بدهيم. از اين جهت فکر نميکنم اين استدلال درستي باشد که اگر نتوانيم عناصر خودمان را در انتخابات از جريان تاييد صلاحيت عبور دهيم، پايمان را از انتخابات بيرون بکشيم. ميتوانيم با تدبير مناسبتري، افرادي را معرفي کنيم که در حد بضاعتشان موثر باشند.