بدون ترديد سال گذشته ليگبرتر فوتبال ايران در سطح پاييني برگزار شد و بهجز استقلال که با برنامه مشخصي پيش رفت و آمارهاي خوبي ثبت تا سه هفته مانده به پايان بازيها قهرمان شود، ديگر تيمها ثبات لازم را نداشتند. در فصل قبل فقدان زيرساختها از موارد مشخص افت مسابقات بود و شاهد ميزباني تيمهايي از رقبا در ورزشگاههاي خارج از استان خود بوديم. اين مورد نمره منفي براي فوتبال باشگاهي ايران است و به کيفيت مسابقات لطمه ميزند. از سويي نياز داريم تا اعتماد بيشتري به بازيکنان جواني شود که جوياي نام هستند تا بتوانند توانايي خود را نشان دهند، هرچند اين موضوع همراه با ريسک است ولي تجربه نشان داده فرصتدادن به جوانها اتفاقي مثبت بوده است. قطعا مربياني که در سطح بالاتري نسبت به ليگبرتر بازي کردهاند توانايي آن را خواهند داشت تا به فوتبال باشگاهي ايران کمک کنند، ولي اين اتفاق موضوعي زمانبر است و نبايد انتظار داشت در کوتاهمدت اين مربيان اتفاق بزرگي را رقم بزنند. در مورد مربيان خارجي که اين فصل در ليگبرتر سرمربيگري خواهند کرد بايد منتظر عملکرد فني آنها بود و از حالا امکان قضاوت وجود ندارد. ريکاردو ساپينتو در استقلال کار دشواري دارد و بايد منتظر ارائه تواناييهاي او بود. ژوزه.مورايس رزومه خوبي دارد. او دستيار اول ژوزه.مورينيو بوده و توانسته بهعنوان سرمربي در کرهجنوبي و عربستان به عناوين قهرماني دست يابد. با اين حال موفقيت او در سپاهان تضمين شده نيست. قربان.برديف هم در سطح اول فوتبال روسيه حضور داشته و ميتواند در تراکتور تحولي ايجاد کند تا نسبت به فصل قبل موفقتر باشد. درباره اينکه ساپينتو رزومه فوقالعادهاي ندارد نبايد قضاوت خاصي داشت و در گذر زمان تاثير حضور اين مربي مشخص ميشود. فصل قبل استقلال بهخاطر ثبات خوبي که داشت و با توجه به شناخت خوب سرمربي و حمايت قاطع مديريت، موفق به کسب قهرماني شد. سرمربي پرتغالي استقلال اين روزها در ايران حضور ندارد و بر مبناي فيلمهايي که ديده درباره جذب بازيکن جديد با تمديد قرارداد بازيکنان فصل قبل اظهارنظر کرده و موافقت داشته است. بهنظر ميرسد ثباتي در استقلال وجود ندارد و اين موضوع ميتواند به تيم آسيب بزند. موفقيت در فصل نقلوانتقالات به تيم کمک ميکند تا در طول فصل موفقتر باشد. مديريت باشگاه بايد تلاش بيشتري کند تا اسکلت تيم قهرمان حفظ شود و بازيکنان موثري براي پوشش نقاط ضعف تيم جذب شوند. از سويي ديگر زمان کافي به کادرفني جديد داده شود و در مسير شناخت شرايط فوتبال ايران او را تنها نگذارد تا خروجي خوبي رقم بخورد. حمايت کادر مديريت از سرمربي خارجي در کنار تامين خواستههاي فني او، گام بلندي به سوي موفقيت است. صرفا حضور فردي که در ليگهاي معتبرتر از ليگبرتر ايران مربيگري کردهاند تضميني براي کسب نتايج بهتر نيست. اگر تيم ضعيف را در اختيار بهترين مربي جهان بگذاريم آن مربي کارنامه درخشان خود را از دست ميدهد چون عملکرد مطلوبي نخواهد داشت، بهترين تيم را هم به سرمربي ضعيف بسپاريم، او شيوه استفاده از بازيکنان خوب را نميداند، بنابراين شرايط براي موفقشدن يک تيم به يک يا دو آيتم وابسته نيست. تيمي در طول فصل موفقتر خواهد بود که تمامي اعضاي آن از مديرعامل باشگاه تا سادهترين عضو تدارکات، عملکرد واحدي داشته باشند و بتوانند ايرادهاي خود را به مرور برطرف کنند تا تبديل به بخت اول قهرماني شوند.