براي اظهارنظر در مورد چگونگي آينده ايران در عصر بدون برجام ابتدا بايد به اين سوال پاسخ داد که روند اقتصادي و سياسي کشور با برجام چه بود تا سپس بتوانيم وضعيت بدون برجامِ ايران را تحليل کنيم. با برجام ما توانستيم به تدريج وارد عرصه بينالمللي اقتصاد شويم. هزاران نفر از سرمايهگذاران و علاقهمندان از گوشه و کنار جهان به ايران سرازير شدند و هتلها ديگر جايي نداشتند و سرمايهگذاريهاي جديتري در کشورمان آغاز شد. شرکت توتال فرانسه در پارس جنوبي وارد کار شد. چينيها نيز با آنها مشارکت داشتند که هم در مسائل فناوري ميتوانستند در بخشهاي سنگين با ايران همکاري کنند و در عين حال به توسعه ديگر ميادين انرژي کشورمان نيز کمک کنند. قرار شد شرکت پژوي فرانسه هم فعاليت خود را در ايران تشديد کند و بنا بود که بخش عمدهاي از توليد خود را در ايران انجام دهد. مسالهاي که هم براي اين شرکت و هم ايران حامل مزايا و منافع درخور توجهي بود. شرکت زيمنس هم وارد ايران شده بود و مشغول کار بود. ميادين انرژي مخصوصا در پارس جنوبي با سرمايه گذاريهاي ابتدايي خوبي رو به رو شده بودند. از اين رو، به جايي رسيديم که برخي گروهها و افرادي که عملا از توسعه روابط و تعاملات بينالمللي ايران در فضاي جديد، آسيب ميديدند، وارد ميدان شده و با پديده برجام به مخالفت برخاستند. در اين رابطه، نبايد فراموش کنيم که نگرانيهاي غربيها از پيشرفتهاي قابل ملاحظه هستهاي ايران موجب شد تا آنها تن به برجام دهند. در واقع آنها در عين بهرهمندي ايران از توافق برجام، اين توافق را يک مجازات و ضربه به خود ميدانستند. توافقي که به ايران اجازه ميداد از منافع قابل ملاحظهاي برخوردار شود تا از نگاه غرب، بَد را در مورد معادله ايران محقق کند، نه بدتر (بدتري که از نگاه آنها دستيابي به سلاحهاي هستهاي توسط ايران بود) با اين حال بايد توجه داشته باشيم که بياثر شدن برجام و اوجگيري تنشها ميان ايران و غرب و به طور خاص ايران و آمريکا و متحدان منطقهاي آن بوده که موجب تشديد تحريمهاي ظالمانه اقتصادي شده است. مسالهاي که عامل اصلي تورمهاي جاري و کمبودها و گرفتاريهاي اقتصادي کشورمان است. از طرفي اکنون منتقدان برجام بيشتر در عرصه حضور دارند. از اين منظر، چشمانداز احياي برجام چندان روشن نيست و ما بايد خود را براي آينده بدون برجام آماده کنيم. در واقع، ما به جاي در پيش گرفتن رويههاي ساده اقتصادي و استفاده راحت از منابعي که ديگران ندارند و ما آنها را به وفور در کشورمان داريم، عملا با مشکلات اقتصادي رو به روهستيم. اين در حالي است که ايران بايد در جرگه کشورهاي ثروتمند و در نتيجه قدرتمند قرار داشته باشد. متاسفانه کمبود سرمايه گذاري در بخشهاي انرژي ما و صِرف خام فروشي آنها به کشورهاي ديگر، رشد اقتصادي را به دنبال ندارد. هدف اصلي اقتصاد ايران بايد اين باشد که به قدري توليدات فرآوري شده آن توسعه يابد که ديگر ما نفت صادر نکنيم. تغيير اين ذهنيت، خود بسيار مهم است. با اين همه، در شرايطي تحريمي و بدون برجام، احتمال بهبود اين وضعيت سختتر خواهد شد.در اين فضا ما عملا تجارت بينالمللي خود را همچون گذشته به صورت محرمانه نگه ميداريم. از اين رو، فضاي اقتصادي و سياسي ايران در عصر بدون برجام، همچون وضعيت کنوني و شايد اندکي سختتر به حيات ادامه ميدهد. حداقل در شرايط کنوني من تمايل جدي را نسبت به بازگشت به برجام نَه در ايران و نَه در آمريکا نميبينم. درست به همين دليل است که تحقق دوره بدون برجام براي ايران از نظر من احتمال بالايي دارد و حداقل بين 7 تا 10 سال آينده، اين وضعيت بر کشور ما حاکم خواهد بود.