بررسيها نشان ميدهند حتي 30سالهها هم به آلزايمر مبتلا ميشوند. تجربه هم نشان داده که سرعت پيشرفت بيماري در جوانترها در مقايسه با بيماران سالمند بيشتر است و اثرات مخرب بيشتري ايجاد ميکند. حتما از زبان بسياري از سالمندان شنيدهايد که نگران ابتلا به آلزايمر هستند. حتي جوانترها هم گاهي به اين فکر ميکنند که اگر به آلزايمر مبتلا شوند چه اتفاقي برايشان ميافتد. اين نگرانيها وقتي بدانيم ابتلا به آلزايمر در همه دنيا شايع و روزافزون است، منطقي بهنظر ميرسد؛ بهخصوص که بعضي شرايط زندگي امروزي، مثل استرس و فشارهاي عصبي، احتمال ابتلا به آلزايمر را تشديد کرده است.
نشانهها
هر چند تصور ميکنيم آلزايمر همان فراموشي است اما درواقع تعريف دقيقتري براي اين بيماري وجود دارد. آلزايمر يک بيماري مغزي است که باعث ازدسترفتن فرآيندهاي شناختي ميشود. ازدسترفتن حافظه يا زوالعقل و تفکر بخشي از اتفاقاتي است که در مسير پيشرونده اين بيماري رخ ميدهد. يکي از مهمترين دلايل بروز آلزايمر، تجمع پلاکهاي پروتئين آميلوئيد در مغز است. آميلوئيد يک اصطلاح عمومي براي پروتئينهايي است که بهطور طبيعي در بدن بهوجود ميآيند. در مغز افراد سالم اين پروتئين نابود ميشود ولي در مغز افراد مبتلا به آلزايمر تجمع پيدا ميکند. نشانههاي اين بيماري معمولا تدريجي شروع ميشوند. مثلا بسياري از مبتلايان در شروع بيماري، فقط اتفاقات اخير را فراموش ميکنند يا در انجام کارهاي روزمره دچار مشکل ميشوند. بعضي علائم ديگر هم ممکن است در مبتلايان بروز پيدا کند؛ مثل تغيير رفتار و شخصيت، سردرگمي، پيدانکردن کلمات يا جابهجايي در استفاده از آنها، پيدانکردن خط گفتوگوها و سردرگمي. اين نشانهها بهتدريج شديدتر ميشوند تا جاييکه فرد مبتلا به آلزايمر در مراحل پيشرفته بيماري، توانايي انجام کارهاي روزمره را از دست ميدهد.
جوانها
شايعترين اشتباه اين است که اين بيماري تنها مخصوص سالمندان است. البته آلزايمر در افرادي که بيشتر از 65 سال دارند بيشتر مشاهده ميشود اما اين دليل نميشود که گروههاي سني ديگر از خطر ابتلا دور باشند. حتي 30سالهها هم ميتوانند به آلزايمر مبتلا شوند و نشانههاي زودرسبودن بيماري را بروز دهند. تجربه هم نشان داده که سرعت پيشرفت بيماري در جوانترها در مقايسه با بيماران سالمند بيشتر است و اثرات مخرب بيشتري ايجاد ميکند. گاهي حتي جوانترها به مراقبت بيشتري نياز دارند، چون آنها در حال تجربه اتفاقي هستند که نيروي جواني و قدرت تفکر را از آنها ميگيرد و اين اتفاق باعث ميشود عمر خود را از دست رفته بدانند و بيشتر دچار مشکلات رواني شوند. مبتلايان جوان با شوک مواجه ميشوند چون هميشه تصور ميکردند آلزايمر مخصوص سالمندان است.
راههاي کاهش ابتلا
مثل هر بيماري ديگري راهکارهايي وجود دارد که کمک ميکند احتمال ابتلا به آلزايمر کاهش پيدا کند. يکي از آنها کنترل استرس است. ديگر کمتر بيمارياي هست که نتوان ردپاي استرس را در آن پيدا کرد. پزشکان هم هميشه توصيه ميکنند از استرس دوري کنيم؛ هرچند خودشان هم اعتراف ميکنند اين کار در زندگي امروزي خيلي سخت است. اما براي کاهش احتمال ابتلا به آلزايمر ناچاريم اين کار خيلي سخت را انجام دهيم. استرس مزمن تاثيرات منفي بر عملکرد مغز ميگذارد و زمينه بيماريهاي عصبي از جمله آلزايمر را فراهم ميکند. براي مديريت استرس، راههايي مثل دوري از خبرها مخصوصا خبرهاي منفي، مراقبت از سلامت روان و دوري از افراد مضطرب ميتواند راهگشا باشد.
ورزش
تحقيقات نشان ميدهد افرادي که بهطور مرتب ورزش ميکنند و تحرک بدني بالايي دارند، نسبتا کمتر به آلزايمر مبتلا ميشوند. حتي بين مبتلايان هم، ورزشکردن روند پيشرفت بيماري را کند ميکند. ورزش باعث ميشود انتقالدهندههاي عصبي مغز تنظيم شوند و اين اتفاق در کنترل آلزايمر تاثيرگذار است. در بسياري از بيماريهايي که ترکيب بيماري جسمي و رواني هستند، توجه به موضوعات رواني ميتواند روند پيشرفت بيماري را «کند» کند يا احتمال ابتلا را کاهش دهد. پزشکان معتقدند که تنهانماندن دائمي و داشتن روابط اجتماعي مفيد، ميتواند باعث شود فرد در برابر آلزايمر تا حد خوبي مصونيت پيدا کند. بنابراين سعي کنيد روابط اجتماعي خود را بيشتر کنيد، در فعاليتهاي جمعي شرکت کنيد و به جمعها و دورهميها نه نگوييد تا انعطافپذيري مغز شما از بين نرود. داشتن روابط اجتماعي باعث ميشود فرد از افسردگي دورتر شود و افسردگي از عوامل ازبينرفتن قدرت شناختي است.
کلسترول و فشارخون
يکي از مهمترين کارهايي که ميتوانيم براي کاهش احتمال ابتلا به آلزايمر انجام دهيم، کنترل کلسترول است. سطح کلسترول نقش مهمي در بروز و توسعه بيماري آلزايمر دارد. تحقيقات نشان ميدهد عوامل ژنتيک هم در اين مورد موثرند. داشتن فشارخون بالا هم بر بروز زوالعقل مرتبط با افزايش سن بيتاثير نيست، به همين دليل هم تنظيم فشارخون و رعايت رژيم غذايي مناسب براي دوري از ابتلا به آلزايمر توصيه ميشود.
کنترل و درمان
با پيشرفت علم چشماندازهاي تازهاي از اميد براي درمان آلزايمر بهوجود آمده است، اما هماکنون فرآيند درمان بيشتر به معناي کنترل و جلوگيري از پيشرفت بيماري و همچنين کنترل علائم و اختلالات رواني و رفتاري ناشي از اين بيماري است. مراجعه به روانپزشک «اعصاب و روان» و متخصص مغزواعصاب براي دريافت درمان آلزايمر بهصورت دارويي توصيه ميشود. همچنين ميتوان در کنار درمان دارويي از درمان تکميلي و روشهاي غيردارويي مثل رواندرماني، گفتاردرماني، کاردرماني، ماساژدرماني و... استفاده کرد. ورزش، پيادهروي، آوازخواندن، تحريک حواس پنجگانه از طريق محرکهاي خوشايند و... ميتوانند در تعديل علائم بيماري، کمککننده باشند.»
الگوي شيوع
آلزايمراغلب دير تشخيص داده ميشود. 3 چهارم مبتلايان، خود از اين بيماري آگاهي ندارند. 36ميليون بيمار مبتلا به آلزايمر در کل جهان وجود دارد و اين تعداد تا سال2050 به 115 ميليون بيمار افزايش مييابد، بهطوريکه در سال 2050 از هر 85 نفر يک نفر مبتلا به بيماري آلزايمر خواهد بود؛ آماري نگرانکننده که حاکي از آن است که در ايران هم اين بيماري بيش از پيش شايع شده است.