زندگي شهرنشيني مقداري زيادي از خواب خوب را از ما گرفته، خواب يکچهارم تا يکسوم از عمر ما را دربرگرفته و ما بايد مواظب بهداشت خوابمان هم باشيم، اختلال خواب بهراحتي قابل پيشبيني است. خواب طبيعي يک چرخه دارد که اول شامل يک چرت سبک بوده و بعد آرامآرام وارد يک خواب نيمهسنگين و بعد خواب سنگين و بعد وارد مرحلهاي ميشود که بدن در خواب است، اما مغز فعاليتهايي شبيه شبهبيداري دارد. مهمترين اختلال خواب بيخوابي است، خواب و بيداري ما روي هم تاثير دارد، کسيکه خواب خوبي دارد بيداري خوبي را هم تجربه ميکند. بهطورکلي کسيکه سبک زندگي صحيحي دارد خواب خوبي نيز خواهد داشت. ساعت بدن ما طوري تنظيم شده که بهترين ساعت خواب براي بدن ما 10 شب تا 4 صبح است، هرچه قبل از نيمهشب باشد موثرتر است و از پنج صبح به بعد خواب ما در بهبود سلامت ما تاثيري ندارد و خواب موثري نيست، در برخورد با بيخوابي اولين اقدامي که دوستان ميکنند خوردن داروست، در حاليکه در مورد اختلالات خواب داروهاي خوابآور در درازمدت خودشان اختلالات خواب ايجاد ميکنند و چرخههاي نرمال خواب را برهم ميزنند و بعداز يک مدت اعتيادآور بوده و بيقراري ايجاد ميکنند، لذا افراد خودسرانه سراغ داروهاي بيخوابي نروند. چون اين داروها براي مدت کم و براي زمانهاي بسيار خاص تجويز ميشوند. گاهي اوقات دچار حالتي مثل بختک يا فلجخواب ميشويم و افراد بهدلايلي مثل خستگي و اضطراب دچار حالتي ميشوند که قشر مغز بيدار است؛ اما اصلا حرکتي نميتواند انجام دهد و چند لحظه بين حرکتهاي مغزي و جسمي فاصله ميافتد، در اين حالت فرد بيدار است همهچيز را حس ميکند اما نميتواند حرکتي انجام بدهد، اين حالت اصلا خطرناک نيست و نشاندهنده بيماري خاصي هم نيست و بهراحتي با درمان و کنترل اضطرابي و گاهي با مصرف داروهاي جزئي درمان ميشود. يک اختلال ديگري نيز هست که فرد با پرش شديد دستوپا از خواب ميپرد، اگر اين اتفاق زياد تکرار ميشود بايد نوارمغز گرفته شود شايد فرد در خواب دچار تشنجهاي کوچک ميشود که البته اين مورد نيز قابلدرمان است.