بستن
کد خبر: ۱۰۳۴۰۳۴

حل مسائل در گرو نگاه روزآمد

حل مسائل در گرو نگاه روزآمد
مجتبی لشکربلوکی تحلیلگر مسائل اقتصادی

جوان‌تر که بودم فکر مي‌کردم همه چيز «يک» جواب علمي مشخص دارد که بايد آن را کشف کرد. دانشمندان، دکترها و متخصصان، براي من مانند يک بت بزرگ بودند که جواب درست را در آستين‌شان دارند. اين روزها، هرچند همچنان به علم به عنوان ابزاري براي اداره عاقلانه جوامع معتقدم، اما اين بت‌هاي قبلي براي من فرو ريختند به چندين دليل که سه دليلش را اينجا مي‌نويسم: نخست؛ اگر علم واقعا دقيق و قطعي است چرا متخصصان يک رشته يک حرف واحد نمي‌زنند. خاطرم هست روزي يکي از وزراي اقتصاد مي‌گفت که اگر دو اقتصاددان در يک اتاق باشند معمولا دو نظريه از آن بيرون مي‌آيد و گاهي هم سه نظريه! فقط اقتصاد هم نيست، فيزيوتراپ‌ها، متخصصان علوم اعصاب، جامعه شناس‌ها و موزيسين‌ها هم نظرات و نظريات متفاوتي دارند. بنابراين آن‌قدرها که ما فکر مي‌کنيم علم (يا دست‌کم نمادهاي علم) قطعي و دقيق نيست. دوم اينکه؛ فهميدم علوم انساني و اجتماعي که بيشتر مرتبط با کشورداري و توسعه هستند به ميزان علوم پايه و مهندسي دقيق نيستند. محاسبات نيوتوني، استاتيک و مقاومت مصالح در ساختن يک پل در سان فرانسيسکو و سبزوار يکي است. اما مديريت دو شرکت همسايه در يک شهر چه سان فرانسيسکو باشد چه سبزوار متفاوت است و غيرقابل تقليد. ديگر اينکه؛ فهميدم در کشورداري و اداره سازمان، اصلا ما با مسائل شسته رفته سروکار نداريم. مسائلي هستند که چندبعدي‌اند (مثلا هم جنبه اقتصادي دارد هم جنبه اجتماعي) و هم ساختارنايافته (هيچ‌کس به درستي نمي‌تواند تمام ابعاد مساله را ببيند و درک کند) و هم مانند يک موجود زنده عمل مي‌کنند (وقتي راه‌حلي را اجرا مي‌کني مساله به شکل ديگري درمي‌آيد). حال پرسش اينجاست که چه بايد کرد. بالتازاري به دنيا نگاه نکنم. فکر نکنم که با صرف تفکر آن هم به صورت فردي مي‌شود به راه‌حل رسيد، بلکه اولا بخشي از راه‌حل احتمالا حاصل آزمايش، سعي و خطا، پايلوت کردن (اول اجرا بعد تفکر) است و دوم اينکه هيچ‌کس از ما عقل کل نيست! بنابراين بايد با کوششي جمعي به حقيقت رسيد. بپذيرم که چون موضوعات بين رشته‌اي هستند، همه اطلاعات نزد يک فرد نيست و همه راه‌حل‌ها به ذهن يک فرد نمي‌رسد، بنابراين مهم‌ترين تکنولوژي/متدولوژي حل مساله، «گفت‌وگو» است. هنر مسئولان کشورها و سازمان‌ها ايجاد فضايي براي گفت‌وگوي آزاد و فراگير است. کساني که با من مخالفت مي‌کنند بزرگ‌ترين خدمت را مي‌کنند چون سوراخ‌هاي احتمالي راه‌حل را بدون هزينه به من نشان مي‌دهند. مخالفان را به سکوت نکشانم. تا آنجا که مي‌توانم بايد حساب و کتاب کنم. تحليل هزينه- منفعت کنم. عدد و رقم و تحليل بايد مبناي کار من باشد اما چون ما نمي‌توانيم مطمئن باشيم که به جواب قطعي و بهينه رسيده‌ايم، بسياري از تصميمات توافقي است و نه انتخاب بهينه. بنابراين اقناع و اجماع بين ذي‌نفعان کليدي براي حل مسائل جمعي بسيار مهم است. ترکيبي از عقلانيت ابزاري و عقلانيت تفاهمي حل مساله در کشور و سازمان يعني ترکيبي از اقدام، تست، آزمايش، تحليل، ايده يابي، بحث، نقد و گفت‌وگو و نه فقط فکر کردن و پژوهش علمي. حل کردن مساله ملي يعني بررسي بين رشته‌اي، اجماع و توافق جمعي روي معقول‌ترين و حساب شده‌ترين گزينه‌ها. باور کنيم پروفسور بالتازاري وجود ندارد. مديريت بالتازاري يک توهم است. اگر در جست‌وجوي توسعه هستيم نگاهمان را در مورد علم، دانشمندان، حل مسائل ملي، اهميت گفت‌وگو و اجماع روزآمد کنيم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی