اگر بخواهیم عملکرد دولت ایران را در ارتباط با فعال یا غیر فعال برخورد کردن با مذاکرات وین که هر چند آقایان دوست ندارند این اسم را بگذارند و این مذاکرات را به رفع تحریمها میخوانند اما به واقع مذاکراتی برای احیای برجام است، به قضاوت بنشینیم یک شش ماه گمشده در مذاکرات داشتیم از 2 ماه مانده به انتهای دولت گذشته تا 4 ماه بعد از شروع به کار دولت جدید بود که واقعا در این خصوص سهلانگاری صورت گرفت چرا که میشد در همین مدت نیز مذاکرات را به نحو مطلوبی پیش برد. اما زمان را فریز و منجمد کردیم و هیچ اتفاق خاصی در این دوره نیفتاد. تنها دستاوردی که داشت این بود که به طرف مقابل ثابت کردیم که عطشی برای رسیدن به توافق نداریم که البته به شکلهای دیگر نیز میشد به همین نتیجه رسید. یعنی در خود مذاکرات و رویکردی که هیأتها دنبال میکردند میتوانستند این را برسانند و احتیاجی به این شش ماه گمشده نبود. حال آن زمان گذشته و رفته است اما واقعیت این است که اگر منصفانه به قضاوت بنشینیم بعد از آنکه به هر حال این چرخهای زنگ زده به حرکت در آمد، آقای امیرعبداللهیان به وزارت خارجه رسید و آقای باقریکنی به عنوان رئیس تیم مذاکراتی ایران انتخاب و به وین رفت این مذاکرات به جریان افتاده و مسیر خوبی را هم طی کرده و شاید همه امتیاز به جریان افتادن آن را نیز به ایران نشود داد اما هر چه که بود مذاکرات به جریان افتاد و در مسیر خود پیش میرود. اما اینکه در این مسیر به مشکلاتی بر بخورد مثل ایدهای که روسها در این روزها مطرح کردند طبیعی است. در اصل برجام نیز که در سالهای پیش منعقد شد در آخر ماجرا فرانسویها یکدفعه بمب خبری منفجر کردند که ما باید باشیم و نقشآفرینی کنیم. شبیه همین اتفاقی که روسیه رقم زده است افتاد و گذشت. با این حال آنچه امروز به نظر میرسد این است که اراده همه هیأتهایی که در مذاکرات شرکت کردند بر این است که مذاکرات به نتیجه برسد. همه مصاحبهها و گفتهها نیز همین امر را میرساند. البته ممکن است برخی از کارشناسانی که رسانههای غربی با آنها مصاحبه میکنند همواره درصدد این باشند که بگویند اگر این مذاکرات تا یک یا دو هفته آینده به نتیجه نرسد دیگر به نتیجه نخواهد رسید. در حالیکه اساسا این تحلیلها چندان مورد قبول نبوده و واقعبینانه نیست. به هر حال همه طرفین شرکت کننده محکوم هستند که به توافق برسند و مطمئنا زمانی هم که توافق شود امواج مخالفت و اینکه این چه توافقی بود هم در آمریکا و هم در ایران به صدا در خواهد آمد. اما به هر حال توافق بدین معنی است که هر کدام از طرفین از بخشی از منافع خود بگذرند. در هر صورت اگر خواسته روسیه عملی شود فی ذاته چیز بدی نیست. اگر آنچه روسیه مطرح کرده را به عنوان یک مانع تلقی کنیم که این کار نشود به هر حال مطلوب نیست ولی اگر موضع روسها از این درخواست به نوعی در راستای منافع ایران باشد، میتوان آن را امری مطلوب تلقی کرد. ظاهرا لاوروف در مصاحبه روزگذشته خود گفته که موافقت آمریکاییها را برای ارائه تضمین کتبی جلب کردهایم. اگر این اتفاق رخ دهد و مبادلات تجاری ایران و روسیه شمول امواج تحریم بعدی نشود، مشکلی برای کشورمان ایجاد نخواهد کرد. اما اگر درخواست روسها به معنای متوقف کردن قطار مذاکرات باشد، قطعا مناسب نیست. سفر اخیر آقایامیرعبداللهیان به مسکو نیز نشان میدهد که ایران در عین حالی که نمیخواهد حمایت نسبی روسیه را از دست بدهد، در عین حال نمیخواهد که مساله بحران اوکراین نیز سایه منفی بر مذاکرات برجام بیندازد. ایران هم میخواهد حمایت روسیه را داشته باشد و همزمان مسائل پیرامونی روسیه مانع امضای توافق جدید نشود.