وزیر امورخارجه روسیه، درحالیکه همه نشانهها، نمایانگر احیای برجام بود؛ اظهار داشت که روسیه از آمریکا تضمین کتبی میخواهد که تحریمها علیه روسیه، در صورت احیای توافق هستهای، بر مناسبات ایران و روسیه تأثیر نخواهد گذاشت. معنای آشکار سخن سرگئی لاوروف آن است که آمریکا باید از ایجاد هرگونه مانع درمناسبات مسکو با تهران، با وجود اعمال تحریمها علیه روسیه در پی تجاوز روسیه به اوکراین خودداری کند تا روسیه بتواند با استفاده از فرصت پایان تحریمهای ایران، بخشی از تحریمهای غرب را بیاثر کند. اشاره به چند نکته کوتاه درباره سخنان لاوروف، میتواند مفید باشد: اول آنکه در حالی که روسیه همچنان درگیر تجاوز به اوکراین است، آمریکا نمیپذیرد که روسیه فرصتی برای بیاثرسازی تحریمها بیابد و چنین فرصتی به پوتین نخواهد داد. حتی اگر خودداری آمریکا از ارائه تضمین به روسیه، مانع احیای برجام شود و البته آشکارتر است که بازنده این ماجرا ایران خواهد بود. دوم آنکه، هر حکومتی که در شرایط کنونی به مسکو کمک کند تا تحریمهای بینالمللی را دور بزند، خود را در مقابل جامعه بینالمللی قرار داده و باید هزینه آن را بپردازد. پرسش ساده آن است که چرا ایران باید در این شرایط، به روسیه کمک کند؟ آنهم درحالیکه مسکو، در سالهای گذشته و در دوره اعمال تحریمها علیه تهران، نهتنها به ایران، به سبب هزینههای چنین اقدامی کمک نکرد؛ بلکه با تحریمهای بینالمللی علیه ایران همراهی کرد؟ به یاد آوریم که حتی بانکهای روسی در پی ورود ایران به فهرست سیاه گروه ویژه اقدام (افایتیاف) روابط خود را با بانکهای ایرانی قطع کردند. اینکه ایران و روسیه روابط دوستانه داشته باشند، منافع دو طرف را تأمین میکند. اما وقتی روسیه ایران را یکی از کارتهای بازی خود در مناسبات با غرب تلقی میکند، این رویکرد برخی از ایرانیان که روسیه را شریک راهبردی ایران میدانند، خیالپردازانه است. موضوعی که موضع تازه روسها درباره احیای برجام، آن را آشکارتر میسازد.