تکنیکهایی برای برخورد با «پرخاشگرها»
گاهی اوقات ما در رابطه با دیگران، مورد پرخاشگری قرار میگیریم. بسته به نوع رابطه و میزان پرخاشگری که از آن آسیب دیدهایم برای ادامه تعاملمان تصمیم میگیریم. اگر رابطهای گذرا باشد مانند رابطه میان مشتری و فروشنده، راننده تاکسی و مسافر و... بهترین کار این است که ضمن بیان احساس، بدون درگیرشدن در بازی فرد مقابل از آن گذشته، رهایش کنیم. اما اگر این پرخاشگری را از آدمهای موثر و نزدیک زندگیمان همچون همسر، والدین، همکار، دوست و... دیده باشیم نمیتوانیم بهسادگی، بیتفاوتی و رهاکردن را انتخاب کنیم.
راهکارهای متفاوت
اولین کاری که باید انجام دهیم، شناخت خشم است و اینکه از کجا شروع میشود. خشم یکی از بنیادیترین احساسات ماست که ارتباط مستقیم با بقا دارد و درست به همین دلیل توانسته در ذخایر ژنتیک ما باقی بماند، پس به هیچ عنوان چیز بدی نیست. بهگفته ولیا... رمضانی، متخصص رواندرمانگری پویشی در رابطه با افرادی که خشم خود را به شکل پرخاشگری نشان میدهند باید به دو دستهبندی توجه کنیم. اول نوع رابطه و میزان صمیمیت و دوم گروه بندیای که افراد پرخاشگر در آن قرار میگیرند. راهکارهای ما با این افراد متفاوت خواهد بود. درخصوص مورد اول، رابطه ما با آدمها در سه دسته قرار میگیرد: آدمهایی که صمیمیت ما با آنها کم است مثل رابطه ما با دیگر مسافران مترو و اصرار بر احقاق حقی که مثلا در سوارشدن بر مترو پایمال شده، ممکن است یک روز ما را خراب کند و حتی باعث دعواهای جدی شود. در این مورد بهترین واکنش این است که درگیر نشویم، بشنویم و بگذریم. گروه دوم افرادی هستند که صمیمیت متوسطی با آنها داریم مانند همکاران نسبتا صمیمی. افراد بالادست یا زیردست و... در این شرایط از مذاکره اصولی، توافق، مصالحه و... استفاده میکنیم. اما گروه سوم افرادی
هستند که صمیمیت عمیقی با آنها داریم و حالا از خودشان رفتار پرخاشگرانه نشان میدهند. در این مواقع از راهکارهای همدلانهتر، سوال پرسیدن که تکنیکی بسیار موثر برای ریشهیابی عصبانیت فرد است و... استفاده میکنیم. در این نوع از رابطه ممکن است گاهی مواقع نیازمند مداخله مشاور یا روان درمانگر باشیم. رمضانی تاکید میکند: در مورد افراد پرخاشگر همچنین با سه دسته مواجه هستیم. آدمهایی که متوجه عصبانیت خود نیستند که نیازمند رفتار همدلانه بوده و باید آنها را از تفاوت خشم و پرخاشگری آگاه کرد. گروه دوم افرادی که به پرخاشگری خود آگاهند اما از این مساله هم راضی نیستند. باید در مورد این افراد صبوری کرد، آنها برای حل مشکلشان همکاری میکنند و میتوان از طریق مذاکره با آنها کنار آمد. گروه سوم اما افرادی هستند که میدانند پرخاشگرند و البته از این وضعیت رضایت داشته و تصمیم هم ندارند برایش کاری انجام دهند. این افراد معمولا با پرخاشگری به اهدافشان رسیدهاند. این دسته از افراد ممکن است خودشیفته یا دستهای از افراد ضداجتماعی بهنام سایکوپاتها باشند که لزوما کارهای مجرمانه و غیرقانونی انجام نمیدهند. حالا به هر دلیل با آدم خشمگینی
روبهرو هستیم که خشم مفیدش را سرکوب کرده و آن را به شکل پرخاشگری به نمایش درآورده است. در این شرایط باید چه کنیم؟ بهاحتمال بسیار، نشانههای خشم در ما هم بروز میکند، همان انرژی داغی که از داخل شکم شروع به بالاآمدن میکند، اگر کنترلش نکنیم ما هم پرخاشگری از خودمان نشان داده و دعوا و رخ خواهد داد یا با رفتن در موضع انفعال به پرخاشگری او امتیاز میدهیم یعنی بهعبارتی دیگر با نوع واکنشمان او را تایید میکنیم و در مقابل خطقرمزهایی که رد کرده، عکسالعملی نشان نمیدهیم. رمضانی، گفت: بهترین روش برای بروز خشم، قاطعیت است. در این شرایط باید قاطع باشیم و در تلههایی که افراد پرخاشگر برایمان میسازند نیفتیم. قاطعیت هنر بهکارگیری همزمان صداقت، صراحت و احترام است. بهگفته این متخصص، این شیوه سازندهترین روش در همه سطوح روابط بین فردی است. در این شیوه صریح و شفاف و نه با گوشه و کنایه صحبت میکنیم. فرد را با ضمیر اول شخص، محترمانه و با همدلی خطاب میکنیم. بسته به نوع رابطه مثلا با فرزند و همسر، از کلام همدلانه بیشتری بهرهمند میشویم. رمضانی بر این موضوع نیز تاکیدمیکند که در کنار قاطعیت، باید به موضوع «مرزبندی»
هم توجه کنیم.
1- بنزین روی خشم آدمها نریزیم. این موضوع در روابط صمیمانهتر، نقش موثری بازی میکند چرا که در این نوع روابط معمولا هر دو سوی رابطه در پرخاشگری سهمی دارند؛ در این موارد اگر یکی از طرفین توپ را نگیرد، فرد مقابل قادر به ادامه بازی نخواهد بود و شعلهرو به خاموشی میرود.
2- زمانشناس و موقعیتشناس باشیم. یک مدیر پرخاشگر داریم اما بعداز مدتی قلق رفتاری او دستمان میآید و میدانیم زمانیکه خوب نیست از او فاصله بگیریم. شناسایی این موقعیتها به ما در تنظیم روابط کمک میکند. البته این در شرایطی است که طرف مقابل از سلامت روان برخوردار باشد.
3- پاسخ مهآلود بدهیم. گاهی اوقات انتقادی خصمانه و مخرب به ما میشود، در این شرایط میتوان پاسخ ابهامآمیز به طرف مقابل داد مثلا «بله، میتواند درست باشد»، «من این موضوع را بررسی میکنم» و «این هم نکتهای است.»
4- انتقاد را بپذیریم، رفتار را نه. اگر در روابط صمیمی انتقادی درست و بهجا با شیوه پرخاشگرانه به ما شد، انتقاد را بپذیریم اما رفتار پرخاشگرانه را به توجه فرد مقابل بیاوریم و از او دعوت کنیم روش بیان انتقادش را اصلاح کن تا ملزم به رعایت حد و مرزها شود.
5- آدمهای پرخاشگر، همیشه از ما عصبانی نیستند. برایمان پیشآمده گاهی انتقاد کوچکی به کسی میکنیم اما در مقابل با عصبانیت بسیار زیاد او روبهرو میشویم که تناسبی با انتقاد ما ندارد. در این شرایط باید بدانیم طرف مقابل تصویری از خشمهای گذشته خودش را روی ما انداخته و از آن عصبانی است و در واقع دارد به آن تصویر واکنش نشان میدهد و نه به ما.