پر بیراه نیست اگر شرایط کلان جامعه را با قایقی که در تلاطم خروشان دریا بهسوی هدف نامعلومی(غیر از ساحل) هدایت میشود، مقایسه کنیم. قابل کتمان نیست که نگرانی اکسیژن روزمره بیشتر شهروندان در سطوح گوناگون شده است. تحلیلهای بیشماری از زوایای گوناگون پیرامون روابط خارجه در چند دهه گذشته نگاشته و بیان شده است. اما آنچه مشهود و عیان است اینکه راهبرد روابط خارجه پیگیری شده در چند دهه گذشته در حال «ویران کردن بنیادهای بقای ملی» است. در چند دهه گذشته اصلیترین ویژگی یا محور روابط خارجه، «غرب ستیزی» بوده است. چرا؟ اینکه دشمنی و رقابت به دلایل طبیعی ذات، جنس یا ساختار عرصه بینالملل است به هیچ وجه امری جدید نیست. اگر گفته شود تا زمانی که تنها یک جامعه یا کشور وجود داشت، دشمنی و رقابت نیز وجود عینی نداشته است. اما بهمحض اینکه دو جامعه یا کشور همزمان وجود داشتهاند، دشمنی و رقابت پدیدار شده است.. اینکه با وجود دشمنی و رقابت در عرصه بینالملل در طول تاریخ، کشورها تلاش کردهاند تا کم هزینهترین راهکارها را «برای بقا»در عرصه پر دشمن و رقابت بیرحمانه بینالمللی، اتخاذ کنند. یکی از ویژگیهای حکمرانی در دورههای(قرون
پیشین) که اراده افراد و نه قانون مبتنی بر خرد و اراده جمعی(ملی) مبنای حکمرانی بود، این بود که حکمرانان «تا انتها»، گوش شنوایی برای نیاز به تحول اجتماعی نداشتهاند. در جهان معاصر تنها دو مبنا برای حکمرانی وجود دارد و لاغیر. یک، حکمرانی مبتنی بر اراده و خرد جمعی(ملی) که هدف آن تحقق منافع ملی(جمعی) است، است. دو، حکمرانی طبیعی یا مهندسی شده مبتنی بر انواع اهداف غیرصادقانه رویا گونه آسمانی و زمینی. اگر مبانی دو گزینه حکمرانی منطقی تلقی شود، آنگاه، تنها هدف مشروع، کاربردی و عقلانی حکمرانی تحقق منافع ملی است. اینکه همه سیاستها اتخاذ شده توسط مدیریت کلان در عرصههای داخلی و خارجه مبتنی بر سودمند بودن این سیاستها برای منافع ملی؛ تعیین، ارزیابی و انتخاب میشوند. شرایط کشور آشکارا مبین این حقیقت است که راهبرد، راهکارها و سیاستهای اتخاذ شده در روابط خارجه اثراتی مخرب بر منافع ملی داشته و دارد. احتمالی که در ابتدا به آن اشاره شد اینکه «آیا این احتمال وجود دارد که غرب ستیزی یا شرق ستیزی، صرفا راهکاری برای حذف رقیب باشد؟» به عبارتی، تاکتیک، «مدیریت داخلی با اهداف خارجی.» به عبارتی، غرب گرایی بهانهای برای حذف رقبا
از دایره قدرت است، چراکه در «حکمرانی خرد بنیاد ملی»، این منافع ملی است که تعیین میکند با کدام کشور و تا چه میزان رابطه داشته باشیم . فلسفه وجودی حکمرانی با هر ساختاری در جهان معاصر، ایجاد آرامش، ثبات، امنیت، رفاه و... است. از این رو، میتوان این پرسش را مطرح کرد که معنی، کارکرد و هدف حکمرانی در جامعهای که دارای مشکلات است، چیست؟ بهمنظور چارهاندیشی این موجز تلاش دارد تا نگاه وطن پرستان را به یک زاویه مبهم که «ممکن است» راهگشای خروج از زیست آسمانی (غیرزمینی و غیرانسانی) باشد، جلب کند.