ادامه از صفحه اول/ «سینه هاشمی» همیشه سپر بود برای رهبری. در تمام بزنگاههای تاریخی. چه در پذیرش مسئولیت سازندگی در کشوری جنگزده. چه برای قربانی شدن زیر تیغ تخریب اصلاحات. هاشمی همیشه «ضربه گیر» نظام بود. حتی ضربههایی که هنوز از راه نرسیده بودند!. برای همین هم آبروی خود را در دو انتخابات ۸۴ و ۹۲ فدای نظام کرد. تا در اولی جلوی روی کار آمدن جریان انحرافی را بگیرد و در دومی هم نقشه آنها برای قهر کردن مردم از صندوقهای رای را خنثی کند!. در دوقطبی ویرانگر هم که احدی جرات نداشت میان شکاف بزرگ بهوجود آمده بایستد. بازهم این هاشمی بود که به تنهایی به میدانی رفت که میدانست یقینا خودش خواهد سوخت ولی برای باز نگاه داشتن راهی برای آینده، پرمخاطرهترین نمازجمعه تاریخ انقلاب را با فداکاری کامل اقامه کرد. همین هاشمی وقتی پای خانوادهاش را هم وسط کشیدند تا شاید به این وسیله او را مقابل نظام قرار دهند. یک کلمه نگفت!. این همان هاشمی بود که میگفت قلبم از دانستن اسرار نظام زخم است ولی اجازه نداد حتی یک زخم کوچک از افشای این اسرار بر جان نظام بنشیند. تمام اینها را نوشتم تا بگویم هاشمی آرزویی جز سربلندی رهبری نداشت. چون
قلبا باور داشت. «بهتر از آیتا... خامنهای نداریم. «برای همین هم به مرحوم آسید مهدی طباطبایی تنها ۴ روز قبل از رحلتش گفت. «حتی اگر شما را به بیت راه ندادند، آقای خامنهای را تنها نگذارید.» حرف آخر اینکه. یقینا نااهلان دست از دور کردن رهبری و هاشمی برنخواهند داشت. اینها یقینا دنیایی از سانسور میسازند تا نامی از هاشمی در کنار رهبری برده نشود، ولی آنها که به غفلت در این دام شیطانی افتادهاند. یکبار برای همیشه باید از خود بپرسند. تخریب نام هاشمی تاکنون چه خدمت و کمکی به رهبری کرده که همچنان به این کار ناصواب خود ادامه میدهند؟. اینها بدانند تاریخ یقینا کار خود را خواهد کرد و نه تنها تعبیر یگانه رهبری درباره هاشمی ماندگار میشود که بدنامی تنها پسوند نام آنان در میان آیندگان خواهد شد. که «امام رضا(علیهالسلام)» فرمودند: تَعَطّروا بِالاِستغفارِ وَلا تَفضَحَنَّکُم رَوائِحُ الذُّنوبِ!. با استغفار کردن، خود را معطّر و خوشبو کنید تا رایحه (متعفن) گناه، شما را مفتضح ننماید! (جامع احادیثالشیعه، ج ١۴، ص ٣٣٧).