«تکفــــرزندی» اپیدمی شایـع در دوران ما و یکی از انتخابهای والدین در این روزهاست. کودکان تکفرزند ویژگیها و خصایص مختلفی را دارند که خلاقیت، اجتماعیبودن، بلندپروازی و کمالگرایی مثبت را میتوان در زمره موارد مثبت آنان محسوب کرد. بهتبع امکانات مالی و شاید معنوی برای فرزندی که تک است و خواهر و برادری ندارد بیشتر دیده میشود؛ البته وقتی از خصایص شخصیتی صحبت میکنیم، این موضوع بیشتر به سبک تربیتی و سبک فرزندپروری والدین بازمیگردد اما این موارد جز خصیصههایی است که ما در فرزندان تک بیشتر شاهد هستیم. اما مشاهدات و فراوانیها نشان میدهد که متاسفانه تبعات و پیامدهای منفی که برای تکفرزندبودن وجود دارد بسیار زیاد است. افزایش سن ازدواج، شاغلبودن مادر، دشواری تامین شرایط اقتصادی کودک و ترس از مسئولیتپذیری، بعضا خانوادهها را بهسمت داشتن فرزند کمتر و تکفرزندبودن سوق میدهد. معمولا تکفرزندان بیش از اندازه محور توجه والدین هستند. به این دلیل که خواهر و برادر دیگری وجود ندارد و تمام تمرکز و انرژی و منابع والدین مختص یک فرزند هست، بنابراین این افراد دائما در زندگی خود مرکز توجهبودن را تجربه میکنند و این مرکز توجهبودن گاهی اوقات موجب میشود زمانیکه این افراد در سنین پس از کودکی در جامعه قرار میگیرند، وقتی این مرکز توجهبودن را نداشته باشند بهشدت آسیب ببینند. در توضیح دلبستگی افراطی که خطری شایع در بین فرزندان تک است باید گفت در نظریه دلبستگی ایمن که «جان.بالوی» روانشناس معروف مطرح میسازد، این نکته را برجسته میکند که اگر نحوه محبت ما به کودک افراطی و اغراقگونه باشد بهصورتیکه بیش اندازه نیازهای کودک را برطرف کرده و او را غرق در تامین نیاز کنیم، دلبستگی افراطی در کودک شکل میگیرد و تقویت میشود. چنین فردی بهخصوص در سنین بزرگسالی تحمل این موضوع را ندارد که این دلبستگی را از اطرافیانش نگیرد و نیازهای او رفع نشوند؛ در نتیجه متاسفانه شاهد عدم مسئولیتپذیری در این افراد میشویم که از تبعات دلبستگی افراطی و تکفرزندبودن است. این افراد در بسیاری از موارد شخصیت وابسته پیدا میکنند و بهوجودآمدن شخصیت وابسته یکی دیگر از خصیصههای این افراد است دلیل آن هم این است که بیشتر نیازها از سوی والدین تامین میشود و مجالی برای تلاش فردی باقی نمیگذارند. کمشدن روحیه رقابتی مثبت که لازمه موفقیت است، در این افراد شایع است.