در مذاکرات هستهای که در این روزها در وین در حال برگزاری است، پیروز پایانی طرفی خواهد بود که از هر راهی اعم از گفتوگو و یا رویاروییهایی از گونههای دیگر قادر باشد به اهداف خود دست یابد. در این صورت شانس موفقیت با کدام طرف است؟ در این رقابت بس روشن است که طرفی پیروز خواهد بود که در مواضع قدرت است و دست برتر را دارد. بدین معنا که به دلیل در اختیار داشتن مواضع متعدد قدرت، چنانچه موضعی را در مقطعی از دست داد و شکست خورد، بیدرنگ به دلیل داشتن مواضع پرشمار قدرت، با تغییر و جایگزین کردن استراتژی، رقیب را وادار به تمکین و تسلیم میکند. علاوه بر مواضع کلاسیک قدرت، مانند توانهای جنگی، سیاسی دیپلماتیک، قدرت فراگیر اقتصادی، شناخت چند اسباب دیگر قدرت دخیل در رقابت نیز در برآوردها بنیادی است. در ابتدا مشخصا هر گونه ضعف در اقتصاد ملی، چونان تک محصولی بودن، ضعفهای فناوری، علمی، محدودیت منابع و نیازهای اورژانسی درونی، گونههای آسیبپذیری هستند و ضعف مواضع را تشدید میکنند و اجازه نمیدهند تا کشور دست برتر را در گفتوگوها داشته باشد. مولفه موثر دیگر ضعف توان اخلاقی ملی که بیشتر به معنای ضعف یکپارچگی و نیز انشقاق و افتراق احزاب و مسئولان است. این بعد دیگری از ضعف مواضع است که در قالب نارضایتی صنفی و اجتماعی خودنمایی میکند و مشخصا طرف مذاکره کننده را در جایگاه ضعف قرار میدهد. مشخصا هر طرفی منزویتر باشد امتیازات کمتری بهدست میآورد و برعکس طرفی که عضو پیمانهای بزرگ است به دلیل داشتن عقبه، در موضع قدرت خواهد ماند. وابستگی متقابل کشورها به یکدیگر، زمینه افزایش مواضع قدرت را تعیین میکند. نمونه آنکه تصور خروج چین، آلمان، جمهوری کره و حتی امارات و قطر از گردونه اقتصاد جهان و پیامدهایش سخت دهشتناک خواهد بود. ولی برعکس جهان چه نیازی به افغانستان، مغولستان، رواندا، بروندی، سوریه، سومالی و بوتان دارد؟ آیا با کنار رفتن این کشورها، اقتصاد جهان ضربه خواهد خورد؟ که مشخصا جواب خیر است و کشورهایی از این دست مشخصا اهرمهای کمتری در اختیار دارند. از سوی دیگر وقتی ملتی در انزوای بینالمللی بوده و جایگاهی در نهادهای تصمیم گیر جهانی ندارد، غیبت او، خود حاکی از ضعف در داشتن موضع قدرت سیاسی است و به همین علت این مساله را میتوان به عنوان یک مولفه موثر دیگر در مذاکرات دانست. باید توجه داشت که عضویت نداشتن در پیمانهای نظامی جهانی یا منطقهای، بستر دیگری است و میتواند برای یک کشور که در بحبوحه تنش قرار دارد، آسیبهای زیادی داشته باشد. بنابراین تصمیم سازانی که به هر دلیلی در تخمین قدرت کشورشان و بازیگران رودر رو از دیدن واقعیات پرهیز میکنند، بدیهی است که ناگزیرند ترکیب دو روی سکه را توامان بپذیرند.