آرمانملی: کارشناس انرژی گفت: استفاده از رویکردهای اقتصاد رفتاری به جای سیاستهای قیمتی، دارای اثرات بلندمدتتر و کاربردیتر در مدیریت مصرف انرژی است. هدی پناهینژاد ادامه داد: در مورد سیاستهای غیرقیمتی اگرچه به بحث تغییر فرهنگ مصرف اشاره میشود اما در عمل بحث تدوین استانداردهای اجباری، بیشترین وزن را در این سیاستها به خود اختصاص میدهد. او با اشاره به اینکه استفاده از رویکردهای اقتصاد رفتاری در واقع پذیرش این نکته است که تغییر رفتار مصرفکننده دیگر تنها از طریق علائم بازار میسر نیست، افزود: این موضوع از اینجا نشات میگیرد که دانش انرژی دیگر یک نظم مستقل نیست. مباحث انرژی، علوم اجتماعی و علوم اطلاعات با یکدیگر در این حوزه همپوشانی مییابند و این تعامل به ما در شناخت و مطالعه بهتر مباحث مربوط به مدیریت مصرف انرژی کمک میکند. او تاکید کرد: در واقع بررسی چندجانبه مباحث انرژی به ما کمک میکند تا علاوه بر شناسایی کاستیهای روشهای قبلی برای مدیریت مصرف انرژی، روشهای نوینی پیشنهاد دهیم که دارای اثرات بلندمدتتر و کاربردیتر باشند. این کارشناس ادامه داد: در بخش انرژی، مصرفکنندگان انرژی عقلایی تصمیمات مصرف
انرژی را برپایه هزینه، مزایا و تمامی اطلاعات داخلی و خارجی در دسترس میگیرند. با این رویکرد، فرض میشود که مصرفکنندگان وقتی اطلاعات کافی دارند، برای صرفهجویی انرژی اقدام میکنند. ابزار عمده به کار گرفته شده در این روش، همان دستکاری قیمتی برای تاثیرگذاری بر مصرف است. او گفت: این در حالی است که تحقیقات اخیر نشان میدهند که گرچه دستکاری قیمت میتواند اثرگذار باشد ولی این اثرگذاری کوتاه مدت و با کارایی کمتر نسبت به روشهای پیشنهادی اقتصاد رفتاری است. با این حال، طبق نظریات اقتصاد رفتاری، افراد در زمان تصمیمگیریهای اقتصادی، تحت تاثیر محیط اطراف خود(که به آن اثر بافتی گفته میشود) قرار میگیرند و اشتباهات نظاممندی را در تصمیمات خود میکنند پس شناخت این خطاهای شناختی، میتواند استراتژیها، ابزارها و روشهای جدیدی را برای بهبود روشهای مدیریت مصرف پیشنهاد دهد. پناهی نژاد با بیان اینکه خانوارها قادر هستند از دو طریق در مصرف انرژی صرفهجویی کنند، افزود: اول، خانوارها میتوانند مصرف خدمات انرژی از جمله مصرف گاز را کاهش دهند. دوم، آنها میتوانند رفتار خرید امکانات مصرف انرژی از جمله بخاری و آبگرمکن خود
را اصلاح کنند و روی کارایی انرژی سرمایهگذاری کنند.