چهار سناریو را درباره مرز ایران و ارمنستان و اهمیتش در نظر گرفتم و متناسب آن شرایط روابط آینده را پیشبینی کردم. اگر ظاهری به این مرز نگاه کنیم فقط ۴۵ کیلومتر است اما اگر به ابعاد تاریخی و اقتصادی این مرز توجه کنیم بیش از ۴۵۰ کیلومتر برای ما اهمیت دارد. به هرحال این مرز حدود ۱۶۰ سال است که براساس قرارداد ترکمانچای ایجاد شده، درست است که قرارداد تلخی بوده اما به هرحال عقبه استراتژیک حوزه تمدنی فلات ایران محسوب می شود. بحث حمل و نقل راه آهنی ما با ارمنستان خیلی مهم است. چرا که یکی از سه راه اصلی ایران به ارمنستان، از طریق آذربایجان و ترکیه به اروپا میرسد، حذف این راه آهن ما را خیلی محدود میکند. مغری در واقع حد حائل خاک آذربایجان و نخجوان است که برخی به این امر توجه نمیکنند. چهار کشور (ترکیه ـ ارمنستان ـ ایران ـ آذربایجان) در این زمینه دخیل هستند. دسترسی ایران به رود ارس فوقالعاده مهم است و از این طریق روابط ایران و ارمنستان را تسهیل میکند و این امکان را فراهم میکند که ایران با کشورهای اوراسیا ارتباط داشته باشد. نکته دیگر توسعه گردشگری بین ایران و قفقاز جنوبی و انتقال گاز و برق است بحث تهاتر گاز و برق
بین ایران و ارمنستان خیلی مهم بوده است که از سال ها قبل در فصلهای بها رو تابستان ما به ارمنستان گاز و آنها در فصل های سرد برق به ما می دادند تا اینکه فعلا به خاطر تحریمها دچار مشکل شدیم. چهار سناریو یا پیش بینی را در این رابطه در نظر گرفتم و در نهایت میگویم که همکاریهای ایران ، آذربایجان و ارمنستان با هم در وضعیت فعلی تأثیر تعیین کننده دارد. ما باید خیلی هوشیار باشیم و درباره این مرز نباید بگوییم که چون ارتباط ضعیفی وجود دارد، باید از آن بگذریم، این مسئله خیلی اهمیت دارد که ما مرز مغری و اهمیتش را برای افکار عمومی و همین طور داخل تبیین کنیم. از همه مهمتر این است که استانهای آذری زبان ما اهمیت برقراری این موازنه در ارتباط ایران با آذربایجان و ارمنستان را بدانند و بگوییم که بحث قمیت گرایی و شیعه و سنی یا ترک و ارمنی در اینجا درک نیست بلکه تمامیت ارضی ما مطرح است.