از قدیــم گفتهاند که یک کلاغ چهل کلاغ شده تا فلان خبر بیربط به باورعمومی تبدیل شود. ما هر چند در سالی که سازمان ملل آن را «سال صلح و اعتماد» نامید قرار گرفته باشیم و ادعا کنیم که سطح آگاهیمان از اجدادمان بالاتر رفته است، اما همچنان این ضرب المثل برایمان مصداق دارد. ما شماره کلاغها را دانسته و ندانسته گاهی با نمک پاشی و گاهی با سم پاشی در فضای مجازی چنان افزایش میدهیم که گاهی خودمان هم دروغمان را باور می کنیم و دروغ بودنش را فراموش!. برچسب زنی این روزها آفت جدی در شبکههای اجتماعی شده است. رویکرد مثبت آن هشتگ برای تدارک کمپینهای مردمی است اما در رویکرد منفی افراد به سادگی در یک گروه، حزب، تفکر و باور دسته بندی میشوند و در نهایت دماغ سوخته است و کاربری که قادر نیست آب ریخته را به کوزه برگرداند. اما آنچه در کمال شگفتی روز بهروز افزایش مییابد، مشارکت تک تک ما در امر برچسب زنی است. بیتوجه به تاثیراتی که یک ادعا میتواند در زندگی، منش و تفکر فرد یا گروهی به دنبال داشته باشد، هر کدام به تنهایی به برچسب زنهــای قهاری تبدیل شدهایم. به سادگی میتوانیم با قضاوت از اطلاعاتی کلی و اغلب سطحی از اشخاص برچسبی را نثارش کنیم. این در حالی است که زمانی که اسامی مستعار، توصیفات و کلمات خاصی دست به دست میشود به سادگی میتواند به یک تفکر رسوب شده درباره فرد یا گروه تبدیل شود. با سرعت انتشار اخبار در شبکههای اجتماعی به یک شبه میتوان زخم کاری زد و برچسبی را به یک باور عمومی غالب تبدیل کرد. اما برچسب زنی که در گروه جامعه شناسی انحرافات است میتواند در خصوص ظاهر افراد، رفتار افراد یا موقعیتی که در آن واقع شدهاند، ساخته و پرداخته شود. فردی که لاکچری قلمداد میشود یا معلولی که با اسامی نامناسبی خطاب میشود و یا رفتارهایی که مغایر ارزشهای رایج جامعه است، هر یک مصادیقی از برچسب زنی است. سوال این است که آیا تمامی برچسبها مخرب هستند؟ واقعیت این است که پاسخ به این سوال نمیتواند همواره مثبت باشد چرا که در شبکههای اجتماعی و رسانههای کاربرمحور این خود کاربران هستند که پالایش را بر عهده میگیرند و خودتنظیم گری را نهادینه میکنند. در برخی مواقع برچسب میتواند منجر به از بین رفتن تدریجی یک رفتار غلط یا باوری اشتباه باشد. در برخی مواقع برچسب منجر به آگاهی و هوشیاری عمومی است و در برخی مواقع نیز تعمدا برای تخریب چهره و تخریب اندیشه به کار میرود. بر همین اساس است که گاهی نمک پاشی میتواند به سم پاشی تبدیل شود و هر کلامی به مانند تیر شلیک شدهای پرتاب شده و دیواری از باور و امنیت روانی را تخریب کند. در امر برچسب زنی هر چند خود رسانهها بازیها و موج سازیهای متعددی دارند اما کاربران نیز با بازنشر محتواها نقش کلیدی ایفا میکنند. زمانی که یک اطلاعات غلط بازنشر میشود به اندازه تولید و بارگزاری اولیه آن مخرب است و کاربر نمیتواند خود را از مسئولیت انتشار مبرا دانسته و بیتوجه به آن باشد. در برچسب زنی تک تک کاربران میبایست پاسخگو بوده و سهم خود را جدی بدانند. گاهی سموم خبری بیآنکه بدانیم در بسته بندیهای زیبا و فریبنده به دست ما میرسد و این ما هستیم که بدون تدبیر در بازنشر آن کمک میکنیم.