در ایران قوانینی که یا زنان خشونت دیده نسبت به آن آگاهی کافی را ندارند و یا اگر هم دارند، به دلیل فقدان امنیت، نسبت به کارآمدی آنها به حدی تردید دارند که عطای شکایت را به لقایش میبخشند. به همین دلیل هم هست که بسیاری از زنانی که اقدام به شکایت از افراد خانواده به دلیل اعمال خشونت می کنند، در همان ابتدای کار شکایت خود را پس میگیرند و خیلی از موارد هم در نهایت با مهر طلاق از نوع مهرم حلال و جانم آزاد مختومه میشود. در واقع قوانین و تمهیدات موجود هیچیک نتوانسته است از میزان خشونت علیه زنان در ایران بکاهد و باز هم به همین دلیل است که در بحرانهایی نظیر کرونا این خشونتها روندی مضاعف به خود میگیرد. مسأله اصلی به بازتولید فرهنگی بر میگردد که در آن زن بهخاطر زن بودن اساسا شهروند درجه دوم تلقی میشود. این فرهنگ در آموزههای رسمی و غیررسمی ما مدام در حال بازتولید است. از همان ابتدا که دختران و پسران ما خواندن و نوشتن میآموزند این تفکیکها و تبعیضها به آنها آموزش داده میشود. «آن مرد با اسب آمد» در مقابل: «مادر آبگوشت میپزد»، «دارا با میخ و تخته میز میسازد» در مقابل «سارا با سوزن دامن میدوزد» و… این تمایز و قدرت برترسازی جزئی از فرهنگ و باورهای جامعه ایران شده است و در تمامی مراحل آموزشهای رسمی نیز تکمیل میشود. در آموزشهای غیر رسمی نیز این فرهنگ سازی با شدت و قدرت بیشتری ادامه پیدا میکند. خانوادهای را به تلویزیون دعوت میکنند که هنر مرد اعمال خشونت علیه همسر خود است و حسن زن نیز کوتاه آمدن و کنار آمدن است. فراگیرترین رسانه دیداری ما و برخی از تریبونداران ، رسما خشونت را عادی سازی میکند و تمامی این تصاویر در کوتاهمدت و درازمدت یک واقعیت را به زنان و مردان ایران القا میکند؛ مرد جنس اول است و زن جنس دوم. زنان ایران در نهادهای قدرت به دلایلی تاکنون به رسمیت شناخته نشدند و هنوز پس از سالها بر سر واژه رجل سیاسی بودن آنها هم توافقی در ساختار شکل نگرفته است. قانوننویس و مدیر و برنامه ریز و برنامه نویس و سیاستگذار و… ما که همگی مردان هستند نیز در همین ساختار آموزشی تربیت یافتهاند. مقاومتهایی که در برابر قوانین رفع تبعیضها علیه زنان دیده میشود نیز ناشی از همین فرهنگ است که متاسفانه برای این مقاومت وام میگیرد. در کنار اصلاح قوانین بیش از پیش باید باورهای مردسالارانه را از جامعه ایران زدود و زنان ایران باید با این رویکرد با حضور مؤثرتر در عرصه عمومی بتوانند سیاستگذاریها را اصلاح کنند. فراموش نکنیم در آخرین گزارش مجمع جهانی اقتصاد رتبه شکاف جنسیتی ایران در بین ۱۵۸ کشور جهان ۱۵۲ اعلام شده است.