اصـــــــولگرایـــان در دوران ریاستجمـــهوری رئیــــسی چه سرنوشتی خواهند داشت. این جریان سالهاست که مقصد مشخصی ندارد که دلیلش چند پاره شدن آنهاست. گروهی خود را جبهه پایداری مینامند، گروه دیگر جبهه انقلابی و گروهی دیگر اصولگرای اعتدالی و... هستند و جالب است که در درون این جریان اختلافات شدیدی وجود دارد. اکنون که بیشتر ارکان قدرت در اختیار اصولگرایان است آیا آنها متحد میشوند و یا رسیدن به قدرت شکافهای جدیدی در این جریان ایجاد خواهد کرد.
سنتیها پیر شدند؛ حوصله ندارند
یــک فعـــال سیاســی اصولگرا میگوید: «بعید میدانم که در آینده شاهـــد بازگشت عرصه سیـــاسی به سمـــت سنتـــیهـــا بــــاشیم؛ چه در جبهه اصلاحطلبــی و چه در جبهه اصولگرایـــی. این یک واقعیت است که جامعه تأثیر مهمی بر سیاست میگذارد و در شرایطی که اقتضائات جامعه تغییر کرده، بازگشت به عقب غیرممکن است. عباس امیریفر ادامه داد: «اکنون نیروهای سنتی نیز یا سنشان بالاست یا آنکه دیگر حوصله سیاستورزی ندارند یا دار فانی را وداع گفتهاند. من تصور میکنم اتفاقا در دولت آقای رئیســـی شـــاهد ظهور طیفهای جدیدی باشیم، طیفهایی که خوانشی متفاوت از آنچه در تمام اینسالها در دو جریان اصولگرایی و اصلاحطلبی گفته شده است و یک پوســتاندازی مهمــی در چیدمان نیروهای سیاسی رخ میدهد.» این فعال سیاسی در پاسخ به این پرسش که آیا آن طیفهای جدید را میتوان جریان سوم نامید، بیان کرد: «لزوما نمیشود گفت یک جریان جدید که بتوانیم جریان سوم قلمدادش کنیم، بهوجود مــیآید. بــــه نظرم هـمین اصلاحطلبان و اصولگرایان البته با نیروهای جدید به سمت عرصههای جدیدی از سیاستورزی و با شعارها و اهدافی تازه میروند. روزگاری به یاد داریم
که راستها و چپها حضور داشتند؛ همان راست و چپها شدند اصولگرایان و اصلاحطلبان. اکنون هم همینطور است و ممکن است از دلِ همین جناحها طیفهای تازهای با نامهای جدیدی به وجود آیند. مثلا به یاد داریم از پس دولت مرحوم هاشمی حزب کارگزاران متولد شد که به نوعی شدند راست مدرن.حالا هم زمزمهای به گوش میرسد که طیفهایی تازه به وجود آیند». او در پاسخ به پرسشی دیگر مبنی بر اینکه محور بحث این طیفهای جدید احتمالا چه خواهد بود، اظهار کرد: «به نظرم بحث عدالت و فسادستیزی محور تشکیل طیفهایی جدید خواهد بود. کسانی که از دولت و قوه قضائیه انتظار دارند همه تلاششان را معطوف به برقرار عدالت کنند. کسانی که دیگر نمیپذیرند مسئولان شعار خدمت بدهند اما در نهایت حقوقهای نجمومی بگیرند». امیریفر گفت: «ظهور طیفهای جدید هم در جناح اصولگرایی و هم در اصلاحطلبی باعث ایجاد اعتماد عمومی مردم به نظام خواهد شد. مطالبات مردم نسبت به گذشته فرق کرده است و اگر قرار باشد مسئولان نگرشها و عملکرد خود را به روز نکنند، حتما مردم به آنها اعتماد نخواهند کرد؛ بنابراین اتفاقا ضرورت دارد که طیفهای تازهای نوع نگرش جدیدی را به سیاست تزریق کنند تا
جامعه مسئولان و سیاستمداران را نمایندگان واقعی خود بدانند تا در نهایت همه اینها باعث حفاظت از نظام اسلامی شود زیرا به گفته امام(ره) حفظ نظام از اوجب واجبات است».
بسیاری دردو جناح زبان هم را میفهمند
یک فعـــال سیـــاسی اصولگرای دیگر درباره ائتلاف اصلاحطلبان و اصولــگرایان ســـــخن مــیگوید. محمدصادق کوشکی گفت: «بهرغم اختلافات و رقابتهای بعضا جدی که بین دو جناح اصلاحطلب و اصولگرا مشاهده میشود، بسیاری از چهرههای این دو جناح زبان هم را میفهمند و در خیلی از موارد ائتلافهای ناگفته و غیرعلنی داشتهاند. جالب اینجاست که برخلاف آن ظاهر رسانهای و آشکار که توام با رفتارها و خطابهای خشونت بار است، در پشت پرده میبینیم که اینها با هم رفاقت و خیلی وقتها مصالحه و توافق دارند. این هم به خاطر ماهیت قدرت است که آنها را از آنچه که به نظر میرسد بههم نزدیکتر کرده است». وی افزود: «رقابتهایی وجود دارد اما تنشها و اختلافات میان اصلاحطلبان و اصولگرایان خیلی ماهیت اعتقادی ندارد و بیشتر مربوط به قدرت است. البته در این بحث جریان اصولگرا را یک جریان فعال سیاسی که ماهیت انقلابی ندارد، میدانم. یعنی نیروهای انقلابی را ذیل نیروهای اصولگرا تعریف نمیکنم. اصولگرایان مقصود چهرههایی مثل آقای باهنر، ابوترابی، ناطق نوری و ... است». کوشکی ادامه داد: «ائتلافهای ناگفته بین این دو گروه خیلی زیاد است و بارها رخ داده است.
اکنون و در دولت رئیسی هم این ائتلافها وجود خواهد داشت. حتی آقای رئیسی در این فضا نیست که بخواهد با این فضا مقابله کرده یا آن را تغییر دهد. چون رئیسی خود رسما هیچ یک از این دو گروه نبوده و فعال سیاسی به معنی رایج نبوده است. او از وقتی که در سال 96 نامزد ریاست جمهوری شد وارد فضای سیاسی شد اما باز هم عملا عضو جناح اصلاحطلب یا اصولگرا نبوده است. به همین خاطر فکر نمیکنم که در این حوزه دغدغهای داشته باشد». این فعال سیاسی اصلاحطلب ادامه داد: «به نظر من در دولت رئیسی توافقها و ائتلافها و مصالحهها بین جناح اصلاحطلب و اصولگرا خیلی جدیتر مشاهده خواهد شد. این روند همــــکاریهای پنهان و ناگفته همیشه بــوده است و باز هم خواهـــد بود. به عنوان مثال در هر دو جناح افرادی را به عنوان افراطی معرفی میکنند و این افراد در زمان قدرت هر کدام از دو جناح مورد طرد قرار میگیرند. یعنی اصولگراها نیز عمدتا آن افرادی که اصلاحطلبــان افراطی میدانند، را افراطی میدانند و از وجود آنها استفاده نمیکنند. این افراد در هیچ کدام از دولتها سهم و جایگاهی ندارد». وی همچنین گفت: «به عنوان مثال نه اصولگرایان به فردی مثل آقای جلیلی
تمایل نشان میدهند و نه اصلاحطلبان. در واقع یک توافق نانوشته بین این دو جناح وجود داد مبنی بــر اینکه نباید امثال جلیلی وارد قدرت شوند یا در مجلس در موارد بسیاری بین نمایندگان اصلاحطلب و اصولگرا هماهنگی صورت میگیرد، مثلا در مورد رای قاطع مجلس نهم به کابینه آقای روحانی شاهد همین رویکرد بودیم». کوشکی تاکید کرد: «آقای رئیسی فردی است که تازه وارد ساحت قدرت شده، در این زمینه تجربه و ورودی ندارد و به نظر من تمایلی هم ندارد که در آن فعالیتهای پنهان حوزه قدرت شرکت کند. دقیقا به همین خاطر اصلاحطلبان و اصولگرایان او را مزاحم پروژههای خود نمیدانند. مثلا در این دولت فردی مثل آقای مدرس خیابانی که یک چهره فعال در دولت روحانی بود به عنوان استاندار ویژه منصوب میشود و بهرغم مخالفت نیروهای انقلابی در این جایگاه باقی مــیماند. یـــا مثلا وزیر راه دولت روحانی رئیس سازمان انرژی اتمی میشود».