ادامه صفحه 6 / باید پذیرفت آمریکاستیزی حکمرانان جوامعی مثل کرهشمالی، ونزوئلا، کوبا، افغانستان و... منجر به آمریکا دوستی جوامعشان شده است. مردم جهان امروز حکمرانی طالبان و شبه طالبان را نمیپذیرند! باید پذیرفت ملتهایی هم که تحت حکمرانی چنین روش و منشهایی قرار دارند ناراضی میباشند و پیوسته در صدد ایجاد تغییر و تحول در جوامعشان هستند و به تعبیری رابطه ملت- دولت به معنی و مفهوم عام در جوامع شبه طالبانی، رابطهای پلیسی با چاشنی دروغ و بیاعتمادیست! به عنوان مثال اگر سوال شود آیا خواست و مطالبات جوامعی مثل کرهشمالی، ونزوئلا، کوبا و ...آمریکاستیزیست؟ قاعدتا پاسخ خیر است، چرا که فناوری و تکنولوژی و به تبع آن آگاهی باعث شده که سیاست جوامع با سیاستهای رسمی حکمرانانشان متفاوت باشد! وقتی حکمرانان چنین کشورهایی حکمرانانی مثل طالبان که مورد سوء ظن اکثریت مردم جهان است را به رسمیت میشناسند آنگاه داعیه آمریکاستیزی میکنند معلوم است که یک جای کار میلنگد و به تعبیری با عقل سلیم جور در نمیآید! احساس میشود آمریکاستیزی چنین کشورهایی شبیه بولتنیست دستوری و نانوشته که برای به تعادل کشیدن سیاست نظام
بینالملل بین غرب و شرق طراحی شده است! سوال این است که چرا کشورهایی که با آمریکا رابطهای مسالمتآمیز و متقابل دارند مردم چنین کشورهایی از نظر ثروت، رفاه و امنیت و امید به زندگی شرایط مطلوبی دارند اما کشورهایی که به شرق گرایش دارند اکثریت مردم چنین کشورهایی در فقر، ناامیدی و عدم امنیت زندگی نامطلوبی دارند! چرا باید حکمرانان کشورهایی مثل کوبا، کرهشمالی، ونزوئلا و...ثروت، رفاه و امنیت داشته باشند اما مردمشان در فقر و فلاکت زندگی میکنند این واقعیت چه معادله و معاملهای است؟ پس باید مقاومت همگانی جوانان افغانستان در مقابل ادبیات طالبانیسم را به رسمیت شناخت چرا که آنان از طریق فناوری و تکنولوژی به خوبی از اوضاع و احوال اکثریت مردم کرهشمالی، ونزوئلا، کوبا و... با خبر شدهاند!