بستن
کد خبر: ۱۰۱۹۶۸۳

راهبرد اصلاح شکاف طبقاتی

راهبرد اصلاح شکاف طبقاتی
حسین مرعشی فعال سیاسی اصلاح‌طلب

اگر بخواهیم در سطح کلان وضع موجود را اصلاح کنیم باید اقداماتی چون افزایش کارآمدی در کشور، تغییر راهبردهای اساسی پیش‌رو و اینکه راهبرد توسعه اقتصادی و محوریت اقتصاد در ایران به راهبرد اصلی کشور تبدیل شود و بازسازی روابط با مردم را در دستور کار قرار دهد. در این‌ صورت برآوردهای ما نشان می‌دهد که ایران می‌تواند در ۲۰ سال آینده از یک اقتصاد تقریباً ۴۵۰ میلیارد دلاری کنونی تبدیل به یک اقتصاد سه هزار و ۶۰۰ میلیارد دلاری شود و باید از دوستانی که ادعای انقلابی‌گری و اجرای کارهای خیلی مهم دارند، این سوال را پرسید آیا ایرانی با سه هزار و ۶۰۰ میلیارد دلار تولید ناخالصی می‌تواند بهتر از ارزش‌های انقلاب دفاع کند، در منطقه نفوذ داشته باشد، از نهضت‌های آزادی‌بخش حمایت کند و با رژیم صهیونیست مبارزه کند، یا ایران ۴۵۰ میلیارد دلاری؟ بنابراین اولویت ایران توسعه اقتصادی ایران است. اگر به دنبال عدالت اجتماعی هستیم، باید رشد اقتصادی ما بالای ۸ درصد باشد و تورم زیر ۱۰ درصد برسد. سیاست خارجی باید به سمت عادی‌سازی روابط برود و اقتصاد و توسعه کشور به سیاست‌محوری ایران تبدیل شود؛ چرا که ایران برای توسعه خود به خرید تکنولوژی از دنیا، ورود منابع ارزان ‌قیمت در اقتصاد و سهیم بودن در بازار جهانی نیازمند است. بودجه کشور دچار عدم‌تعادل بسیار سنگین است و اوراق زیادی سررسیده و باید پرداخت شود، یک سیستم پیچیدگی‌های زیادی توام با کارکردهای رفت و برگشتی و علت و معلولی دارد که با تغییر یک شاخص، کل سیستم ممکن است، دچار مشکل شود. این سیستم نمی‌تواند با تغییر یک جمع ۳۰ نفره هیأت دولت در کشور تحولات اساسی ایجاد کند. بنابراین اگر با واقعیت‌ها حرکت شود و دولت بتواند در تعامل با مقام معظم رهبری، سیاست‌ها و راهبردهای کلان و اصلی کشور را تغییر دهد و اینکه نگاه سیاسی و ایدئولوژیک به کارشناسان و مدیران نداشته باشد و حجت‌الاسلام رئیسی بگوید هر فردی می‌تواند برای مملکت کاری انجام دهد، حتی اگر من و سیاست‌هایم را قبول نداشته باشد، به میدان کار بیاید. با چنین رویکردی امید است که ملایم و نه معجزه‌ آسا شاخص‌ها به طرف بهبودی حرکت کند. حداقل ۶ دهک جامعه امکانات زندگی آنها هر روز کمتر و فشار بر آنها بیشتر می‌شود. مشکلی که کشور در حال حاضر با آن مواجه است، یکی تورم مزمن متوسط سالیانه ۱۸ درصد در ۴۰ سال گذشته است و دیگری رشد اقتصادی متوسط یک‌و‌نیم درصد. یعنی وقتی رشد اقتصادی به طور متوسط یک‌و‌نیم درصد باشد، سرانه تولید ناخالص داخلی به‌طور منظم کاهش می‌یابد. بنابراین در بخش اقتصاد باید جراحی‌های اساسی انجام شود که نخستین موضوع از نظر من، مدیریت در سطح کلان در مورد استکبارستیزی است که از آن خیلی تجلیل می‌شود و این مساله باید مورد تجزیه و تحلیل واقعی و آماری قرار گیرد. کشور مخلوطی از نقاط مثبت و منفی است، باید یاد بگیریم و به مردم هم یاد بدهیم که آنچه را واقعیت است، ببینیم. اگر کار مثبتی در کشور انجام می‌شود آن ‌را دید و چنانچه اقدام اشتباهی هم در مدیریت‌ها وجود دارد با آن مقابله کرد. به پیشرفت‌ها و نقاط مثبتی که در کشور وجود دارد، همواره توجه و افتخار کنیم و مملکت‌مان را دوست بداریم. در کشور جمعی هر کار مثبتی را تخطئه و نفی می‌کنند که این زننده و به‌ضرر کشور است. ما همه در یک کشتی سوار هستیم که باید نگاه واقع‌بینانه و درستی را پیشه کنیم تا بتوانیم موفق شویم. برخی افراد مشکلات کشور را فقط ناشی از سوء‌مدیریت نه تحریم‌ها می‌دانند. لذا با روی کار آمدن دولت سیزدهم ببینیم، بدون‌نفت و مبادلات با بانک‌ها آیا برای تامین نیازهای کشور می‌شود با مدیریت تنها، مشکلات را حل‌و‌فصل کرد و جلوی رشد شتابنده قیمت‌ها را گرفت یا تنها با مدیریت می‌شود، ۶ میلیون تن گندم تولید کرد؛ در حالی که کشور دچار کمبود آب است. ما به عنوان رقیب خیلی خوشحال می‌شویم که دولت پیش‌رو بتواند این کارها را انجام دهد، کاری که ما نتوانستیم و البته ادعای انجام آن را هم نداشتیم که مثلا اگر کشور تحریم باشد ما می‌توانیم آن را اداره کنیم. بنابراین شرط لازم برای اداره درست کشور رفع تحریم‌هاست. ما در بخشی از مسائل کشور نقصان مدیریتی را قبول داریم که بخشی از این مشکلات مدیریتی هم سیاسی است. وقتی برای به‌کارگیری اشخاص، افراد را با اعمال تنگ‌نظرانه سیاسی حذف می‌کنیم، مدیریت چطور درست می‌شود. مدیریت با آدم‌ها درست می‌شود. اگر آدم‌‌ها را حذف کرده و به‌کار نگیریم، مدیریت درست نخواهد شد. تعادل فرهنگی در جامعه تابع شرایط اقتصادی کشور است. ما اگر آموزش و پرورش خوب، تعلیم و تربیت صحیح، آموزش‌های اجتماعی سالم، فرهنگ اسلامی مناسب و سبک زندگی مطلوب را می‌پسندیم، بخش مهمی از اینها ریشه در اقتصاد ما دارد. در شرایط عدم‌تعادل، طبیعتاً هیچ‌کدام از این اتفاق‌های مثبت را نمی‌توان دنبال کرد. وقتی دخل و خرج دولت و خانواده‌ها دچار عدم‌تعادل است، تجارت خارجی با مشکل روبه‌رو است، کسری منابع بانک‌ها و صندوق‌های بازنشستگی‌ جدی است. در چنین شرایطی با نگاه ویژه به فرهنگ «شکاف طبقاتی» حل نمی‌شود. در دولت سیزدهم نخستین سیاست‌هایی که باید به‌کار گرفته شود، احیای برجام و ادامه همکاری‌ها با دنیا جهت توسعه و تغییر کشور است. ایران انقلابی نباید فقیر باشد و در رویکردهای سیاسی آن تغییر و تحول ایجاد شود و منابع ارزان‌قیمت و تکنولوژی به داخل وارد کند تا به ایران انقلابی تجهیز شود. ما منتظریم چگونگی گرایش دولت سیزدهم را ببینیم و البته هیچ‌وقت ما در مسائل اقتصادی و اجتماعی تصور نمی‌کنیم که با تغییر دولت معجزه‌ای صورت بگیرد، چون میدان معجزه و استفاده از عصای حضرت موسی نیست که نیل را به ۲ بخش تقسیم کرد. ما همیشه گذشته را نگاه می‌کنیم و آینده را تحلیل. دولت‌هایی که مدعی بوده‌اند با سر کار آمدن، قدرت را یکپارچه می‌کنند و نهادهای قوای سه‌گانه با هم متحد می‌شوند، هیچ‌کدام تاکنون موفق نشده‌اند و چنین اتفاقی رخ نداده است و تنها با همت و همدلی همگان می‌توان بر مشکلات فائق آمد و جامعه را به تعادل رساند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی