خارج شدن از این وضعیت باثبات و ورود به یک وضعیت بیثبات و مبهم به واسطه عدم توافق فنی ایران و آژانس مشکلات و چالشهای پیش رو را پیچیدهتر خواهد کرد که به نظر نمیرسد در وضعیت فعلی در راستای منافع ایران باشد. توافق فنی بین ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر مبنای قاعدهای بود که طی آن ایران و ۱+۴ فرصت کافی برای دستیابی به توافقی در راستای اجرای برجام را داشته باشند و به این ترتیب از ایجاد تنشهای احتمالی جلوگیری کنند. به دلیل وجود چنین چشماندازی بود که این توافق یکبار برای مدت معینی تمدید شد. اکنون که به نظر میرسد به احیای برجام نیز نزدیکتر شدهایم، بنا به اظهارات طرفین تنها موانع اندکی تا رسیدن به توافق نهایی باقی مانده است. با این وجود، ایران و طرف آمریکایی تاکنون نتوانستهاند به دیدگاه مشترکی پیرامون مسیر آینده و پس از احیای توافق دست پیدا کنند. از نظر ایالات متحده، احیای برجام باید گامی به سوی توافقی «قویتر و طولانیتر» در نظر گرفته شود اما از نگاه تهران که تا امروز از به رسمیت شناختن چنین هدفی خودداری کرده، هدف از گفتوگوها صرفا احیای برجام مطابق با نص توافق پیشین است. فقدان این دورنمای مشترک به نظر میرسد همچنان بر مذاکرات احیای برجام و البته روزهای پس از آن سایه خواهد انداخت. به رغم این اختلاف نظر عمیق، خوشبختانه همه طرفهای برجام امروز به این نتیجه رسیدهاند که راهی جز احیای آن و عمل به تعهدات وجود ندارد و تنها از این راه است که میتوان چالشهای مربوط به برنامه هستهای ایران و تحریمهای ظالمانه آمریکا را رفع کرد. در صورت اتخاذ تصمیمهای نهایی و همچنین کنار گذاشتن آرزوهای دست نیافتنی مسیر احیای برجام هموارتر خواهد شد و با توجه به شرایط موجود و فضای کنونی مذاکرات وین، به نظر میرسد که توافق بین ایران و آژانس بار دیگر تمدید شود. هر چند که ممکن است شرایط آن با دوره قبلی متفاوت و بازه زمانی آن نیز کوتاهتر باشد، اما در صورتی که تمدیدی در کار نباشد این مساله میتواند به سرعت چشمانداز و وجهه مذاکرات برجامی را مخدوش کرده و امیدهای قوی که در راستای احیای برجام در مراحل پایانی صورت گرفته بود را از بین ببرد. عدم تمدید این توافق مشکلاتی را در راستای بازرسیها و نظارتها بر برنامههای هستهای ایران ایجاد میکند که متعاقب آن میتواند منجر به ایجاد نقاط مبهم سیاسی شود که در نهایت روند رسیدن به توافق را نیز دشوارتر و حتی بازگشت به شرایط برجام در سال ۲۰۱۵ را تا حد زیادی ناممکن میکند. چنین شرایطی قطعا فشارها بر ایران را افزایش خواهد داد که اتفاقا میتواند در راستای مطالبات آمریکا باشد که برخی مقامات آن بازگشت به شرایط سال ۲۰۱۵ در توافق هستهای را امکان ناپذیر شمرده بودند. بهعلاوه، عدم تمدید توافق ایران و آژانس میتواند پدیدآورنده تناقضاتی باشد، آن هم در حالی که ایران همواره بر بازگشت پذیر بودن اقدامات خود تاکید کرده به نحوی که از جانب آژانس مورد راستی آزمایی و تایید قرار گیرد، بنابراین خارج شدن از این وضعیت باثبات و ورود به یک وضعیت بیثبات و مبهم به واسطه عدم توافق فنی ایران و آژانس مشکلات و چالشهای پیش رو را پیچیده تر خواهد کرد که به نظر نمیرسد در وضعیت فعلی در راستای منافع ایران باشد. البته میتوان به تمدید این توافق فنی خوش بین بود اما موضع ایران در این زمینه نیز بسیار حائز اهمیت بوده که معتقد است این تمدید نباید این گونه تلقی شود که فرصت نامحدود و بیپایانی برای مذاکرات وجود دارد و طرف غربی نباید اینگونه برداشت کند که این توافق میتواند بار دیگر و در دورههای بعدی نیز تمدید شود. بنابراین اگر تمدیدی ولو به مدت کوتاهتری نیز صورت بگیرد احتمالا دوره آخری بود که جمهوری اسلامی ایران با آن موافقت میکند و میتواند آخرین فرصت برای مذاکرات هسته ای در مدت باقی مانده باشد.