طی روزهای اخیر ویدئویی از دونالد ترامپ، رئیسجمهوری سابق آمریکا منتشر شده مبنیبر اینکه وی اظهار میکند بهزودی ریاستجمهوری و مجلس سنا را پس خواهد گرفت. رفتارهای ترامپ را میتوان از برخی جنبهها به رفتارهای یکی از روسایجمهوری سابق ایران تشبیه کرد که در اینجا مواردی را ذکر میکنیم: هر دو رئیسجمهور با توسل به ابزار پوپولیسم توانستند در انتخابات پیروز شوند و محبوبیت خود را در دوره ریاستجمهوری و پس از آن مدیون ابزار پوپولیسم هستند. هر دو رئیسجمهوری هماکنون نیز با توسل به ابزار پوپولیسم سعی در بازگشت به قدرت دارند. هر دو رئیسجمهوری کوچکترین ارزشی برای دیپلماسی و سازمانهای بینالمللی و روابط بینالملل قائل نیستند. مثلا در آمریکا ترامپ به نوبت و یک به یک از تمامی معاهدات بینالمللی خارج شد، در ایران نیز آقای دکتر احمدینژاد تحریم را کاغذ پاره فرض کرد. هر دو رئیسجمهوری پس از دوران ریاستجمهوری و بهرغم کارنامه ناموفق در سودای بازگشت به قدرت با متوسل شدن به ابزار پوپولیسم هستند. نکته مهمتر این است که هر دو شخص با وجود اینکه به این مساله واقفند که نهادهای نظارتی ایران و احزاب آمریکا به آنها اجازه حضور نخواهند داد، همیشه یک نوع تلاش کاذب برای رسیدن به قدرت را دارند و با تلاش با این کار به شکلی خواستههای روحی خود را ارضا میکنند. احمدینژاد بنا به قول یکی از نزدیکانش معتقد بوده است تحریمها برای ایران نعمت هستند و میتوانند منجر به کاهش وابستگی و اتکای ایران به جهان خارج شوند. هر دو رئیسجمهوری بعد از به پایین کشیده شدن از اریکه قدرت به اپوزیسیون وضع موجود تبدیل شدهاند؛ ترامپ کنگره آمریکا را مورد حمله قرار داده و رئیسجمهور سابق ایران نیز هماکنون انتقادات زیادی را در سخنرانیهای خود مطرح میکند. از یک دیدگاه دیگر که به بند فوق نیز مرتبط میشود، هر دو رئیسجمهوری با مجالس کشورشان دارای تضادها و مشکلاتی بودهاند؛ بهطور مثال ترامپ بهطور دائم با نانسی پلوسی و احمدینژاد با لاریجانی دچار کشمکش و تضاد بوده و این مساله نشانگر این است که ارزش و اعتباری برای جایگاه قانونگذاری قائل نبودهاند. هر دو شخص با رفتارها و سخنان جنجالی سبب هزینهسازی برای کشور خود شدهاند که البته به دلیل اقتصاد و قدرت آمریکا در سطح جهان این مساله برای ایالات متحده محسوس نبوده ولی اگر دوران ترامپ تداوم مییافت مقابله آمریکا با چین و تضادهای این کشور با اتحادیه اروپا هزینههای اقتصادی و سیاسی بسیار سنگینی را بر دوش این کشور تحمیل میکرد، ولی در ایران به دلیل اقتصاد ضعیف نتایج سخنان نسنجیده رئیسجمهوری وقت فورا اثراتش را در اقتصاد ایران به نمایش گذاشت. نکته جالب این است که ترامپیسم برای آمریکا و جهان و نسخه بومیسازی شده آن برای ایران یک خطر است که توانایی تبدیل شدن به حالت بالفعل را دارا نیست، ولی نارضایتیهای اجتماعی خفیفی را میتواند دامن بزند. اما در طول تاریخ نیز نمونههای مشابه ترامپ وجود داشتهاند که به دلیل نبودنهادهای نظارتی و جامعه مدنی قوی، کشور خود و جهان را به تلی از خاک مبدل کنند. شاخصترین این اشخاص هیتلر بوده که به وسیله سخنرانیهای آتشین خودش و گوبلز دست به دامان پوپولیسم شده و همانند ترامپ که از سازمانهای بینالمللی خارج میشد از سازمان ملل متحد خارج شد و در نتیجه یک زمین سوخته به نام آلمان با پنج میلیون کشته و یک زمین سوخته دیگر به نام اروپا با نزدیک70 میلیون کشته را به بشریت تحمیل کرد. در نتیجه باید از سازوکارهای مختلف برای ممانعت از بازگشت پوپولیستها به قدرت استفاده کرد تا هزینههای آن متوجه مردم عادی و یک کشور نباشد.