این روزها در شرایطی با بحران خشکسالی دست و پنجه نرم میکنیم که ایرانی به طور سالانه ۱۰۰ میلیارد مترمکعب آب قابل استحصال دارد، در حالی که نیاز ما به آب شرب حدود 8.5 میلیارد متر مکعب است. در مقایسه با کشور عربستــان کــه بــه آب شرب ۳ میلیارد متر مکعب نیاز دارد، کل آب قابل استحصال این کشور فقط یک میلیارد متر مکعب است. یعنی تنها برای آب شرب، دو میلیارد متر مکعب کمبود دارد. اگر ما بگویم در شرایط خشکسالی هستیم، عربستان هم بگوید در شرایط خشکسالی است، یک جای کار ایراد دارد. امسال میزان آب قابل استحصال ۳۹ درصد کاهش یافته، حتی اگر تا ۵۰ درصد هم کاهش پیدا کند، بازهم آبی که مورد نیاز شرب تمام مردم کشور است فراهم است. پس ما نباید مردم را از تشنگی و جیرهبندی بترسانیم، چون مشکل در خطاهای راهبردی است. درواقع آن چیزی که بیشتر از خشکسالی طبیعی به ما خسارت میزند، خشکسالی مدیریتی است. برای مدیریت ما فرق نمیکند که برای کرمان برنامهریزی میکند یا برای ارومیه. مثلاً در کرمان وقتی از فرودگاه خارج میشوید، در وسط بلوار چمنهای انبوه میبینید با درختهای نارون، یعنی همان چیزی که باید در ساری و ارومیه ببینید. دو ســال پیش که ترسالی بود سیل۳۰ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کشور خسارت زد. در خشکسالی هم۴۰ تا ۵۰ هزار میلیارد تومان به کشاورزان زیان وارد میشود. چرا هم ترسالی و هم خشکسالی به ما آسیب میرساند. ما نباید توقع داشته باشیم که تمام نیازهای غذایی کشور را با این میزان از آب موجود برآورده کنیم و حتی صادرکننده محصولات کشاورزی هم باشیم. ما نباید وابستگی معیشتی خود را به منابع آب و خاک تا این حد افزایش بدهیم. ما نباید وابسته به صادرات پسته و هندوانه و سیب به خارج از کشور باشیم یا اینکه یونجه به امارات صادر کنیم چون آنها پول خوبی میدهند. مگر ما چقدر آب داریم که به صورت آب مجازی آن را صادر کنیم. صادرات کشاورزی میتواند در کوتاهمدت پول فراهم کند، اما در درازمدت به شدت به امنیت غذایی کشور لطمه میزند و حتی میتواند خطرناک باشد. ما میتوانیم در بعضی از محصولات استراتژیکی مثل گندم، جو، ذرت و یا برنج، تا حد قابل قبولی خودکفا بشویم، ولی اینکه بخواهیم از طریق کشاورزی صادرکننده اول منطقه باشیم، این یک خطای راهبردی است. ما باید به دنبال امنیت غذایی باشیم و نه به دنبال خودکفایی در کشاورزی. امیدواریم خشکسالی امسال به مدیران مسئول برنامهریزی کشور تلنگری بزند. واقعا نمیتوان به چشمانداز سفرههای آب زیرزمینی کشور امید داشت چون نشانهای از تغییر سیاست دولتها در مدیریت منابع آب مشاهده نمیشود. سیاست اصلی همچنان بر افزایش تولید و صادرات محصولات کشاورزی متمرکز است. نمایندگان مجلس هم طرح «مانعزدایی از تولید کشاورزی» را به تصویب رساندند که تأکید آن بر کشاورزی در مناطق بیابانی و افزایش صادرات محصول است. درحالی که صادرات کشاورزی به معنای صادرات آب مجازی است. آنهم در کشوری که با کمبود شدید آب روبهرو است. چون نشانهای در سیاستهای کلان در زمینه کاهش وابستگی اقتصادی به آبوخاک مشاهده نمیشود، وضعیت منابع آب ایران در ۱۰ سال آینده خطــرناک میشود. در ۱۴ سال گذشته، ۷۴ میلیارد متر مکعب بیش از ظرفیت از سفرههای آب زیرزمینی برداشــت شــده اســت و این روند در ۱۰ سال آینده ادامه خواهد یافت. به بهانه خودکفایی در کشاورزی، در ۱۰ سال آینده امنیت غذایی را از دست خواهیم داد چون امنیت غذایی ارتباط مستقیم با ذخایر آب شیرین دارد. در ایــران امـا طی ۱۴ سال اخیر ۷۴ میلیارد متر مکعب اضافه برداشت از سفرههای آب زیرزمینی اتفاق افتاده است. پس دورنمای امنیت غذایی نیز بسیار شکننده است.