موضوعی که به اعتقاد کارشناسان این نوسانات با واقعیت بازار تناسب نداشته و نبود اطمینان از آینده بازار قدرت برنامهریزی را از فعالان اقتصادی سلب کرده است. دلار مهمترین شاخصه تاثیرگذار در اقتصاد ایران است که با هر تغییری در همه بخشهای مختلف اثر میگذارد؛ این تغییرات پیاپی در نرخ ارز سبب شده تا فعالان اقتصادی نتوانند برنامهریزی خوبی برای آینده اقتصادی خود داشته باشند. نرخ دلار در ایران متاثر از حوادث و وقایع سیاسی و اقتصادی درونی و بیرونی متاثر میشود. از اینرو با توجه به اینکه مذاکرات وین و نتیجه برجام از مهمترین موضوعات سیاسی است هر سیگنال مثبتی که از این وقایع میتواند به تغییر نرخ ارز به سمت کاهشی کمک کند. روند نزولی قیمت در بازار ارز از دهه اول اردیبهشت آغاز شد و در فاصله زمانی کوتاهی، نرخ به کانال ۲۰ هزار تومان وارد شد؛ اما درست در همان روزهایی که قیمت ارز با شیب تند در حال کاهش بود، دولت با افتخار از روند کاهشی نرخ ارز حمایت و تلاش میکرد تا این پیام را به جامعه منتقل کند که دولت برای بازار ارز و کاهش نرخ آن با رقمهایی که بسیاری آن را حتی اقتصادی هم نمیدانستند برنامه دارد و میخواهد تا با نرخ زیر
۲۰ هزار تومان، دلار را به دولت بعدی تحویل بدهد، چراکه در همان برهه برخی فعالان ارز میگفتند کاهش نرخ دلار ناشی از افزایش فشار عرضه از سوی صرافیهای بانک و شرکتهای دولتی و خصولتی دارای ارز صادراتی است. حتی رئیس کل بانکمرکزی در پاسخ به شائبههایی که درباره «سیاسی» بودن کاهش قیمت دلار و فعالشدن «ارزپاشی» مطرح بود، در یک گفتوگوی تلویزیونی گفت: «در حوزه بازار ارز و قیمت آن سیاسی عمل نمیکنیم؛ کاهش قیمت ارز ناشی از ارزپاشی نیست و فرآیند مذاکرات و انتظارات موجب میشود که روند بازار ارز رو به کاهش باشد.» اظهارات همتی زمانی مطرح شد که قیمت دلار به کف کانال ۲۰ هزار تومان رسیده بود و بهنظر میرسید پس از چند روز با فشار بیشتر عرضه، قیمت کانال پایینتری را تجربه کند، اما به فاصله چند روز بعد، ورق برگشت و قیمت روند صعودی در پیش گرفت و در عرض چند روز به کانال ۲۲ هزار تومان بازگشت.
بازار باید قابل پیشبینی باشد
انتظار فعالان اقتصادی، پیشبینیپذیرشدن فضای اقتصادی کشور است؛ هرگونه نوسان شدید، حتی اگر کاهشی باشد پیشبینیپذیربودن را مختل میکند و به زیان فعالیتهای تولیدی و تجاری تمام میشود. کارشناسان اقتصادی معتقدند که کاملا قابل پیشبینی بود که روند نزول قیمت، نمیتواند ماندگار باشد، اما مساله این است که کسی نمیداند بانکمرکزی با چه رویکردی در حال مدیریت بازار است. آیا کاهش نرخ سیاسی بود؟ اگر سیاسی و با نگاه به انتخابات پیشرو بوده، احتمال اینکه دوباره بخواهد با فشار عرضه قیمت را پایین بیاورد، وجود دارد. اگر هم کاهش نرخ ناشی از فضای روانی بازار بوده، چرا درحالیکه فضای روانی بازار تغییر نکرده نرخ بالا رفته است؟ اینها نااطمینانی نسبت به فضای اقتصادی کشور را تشدید و قدرت برنامهریزی را از فعالان اقتصادی سلب میکند. در عین حال باید به این نکته اشاره کرد که نوسانات اخیر بازار ارز هیچ تناسبی با واقعیات بازار نداشته و مجموعه شرایط به سمتی رفته که بسیاری از تخصیص ارزها متوقف شده چراکه محدودیت در منابع ارزی وجود دارد. کف بازار این سیگنالها را بهخوبی دریافت و تحلیل و رفتار خود را با آن تنظیم میکند. در چنین شرایطی
خیلی سخت میشود باور کرد کاهش قیمت دلار به کف کانال ۲۰ هزار تومان، ناشی از فضای روانی بازار باشد. بهنظر میرسد در سمت عرضه، با فشار عرضه برای کاهش نرخ مواجه بودیم و همین مساله منجر به کاهش قیمت شد و با از بین رفتن جو روانی بازهم رشد قیمت اتفاق افتاد.
چندگانه معضلات اقتصادی
اقتصاد ایران در 10 سال گذشته با دوگانه برجام و تحریم روبهرو بوده از یکطرف تحریم با کاهش صادرات نفت، افزایش کسری بودجه و تورم و جهش قیمت دلار در بازار ارز همراه بوده است و از طرف دیگر برجام با افزایش صادرات نفت ثبات قیمت دلار در بازار ارز کنترل تورم را بههمراه داشته است. به بیانی دیگر گرچه متغیرهای اقتصادی یکی از عوامل اثرگذار بر بازار ارز و سایر بازارها هستند اما تحریم اثر تشدیدی در قطب منفی بازار داشته و گشایشهای سیاسی اثر مثبت. از اینرو هرگاه چشمانداز تحریم پیشروی اقتصاد بوده است شاهد اوجگیری کلی قیمتها بودهایم و اگر عادیسازی روابط چشمانداز روابط سیاسی بوده شاهد ثبات اقتصادی بودهایم. با این مقدمه میتوان انتظار داشت که تقویت احتمال بازگشت آمریکا به برجام، رفع تحریمها موجب کاهش انتظارات تورمی و بهدنبال آن کاهش شاخص بورس و قیمت دلار در بازار ارز میشود.