آرمان ملی: چنــد روز پیش بود که گروهی از آموزشدهندگان نهضت سواد آموزی با تجمع در مقابل مجلــس شورای اسلامی خواستار تعیین تکلیف وضعیت استخدامی خود شدند. آمــوزش دهنــدگان نهضــت سوادآموزی ورودی بعد از سال ۹۲ با تجمع در مقابل مجلس شورای اسلامی و سر دادن شعارهایی خواستار حمایت نمایندگان به منظور استخدام و تعیین تکلیف وضعیت خود شدند. «با تلاش و همت ما آمار بیسوادی در کشور کم شده اما در حق ما که برای نابودی بیسوادی این همه تلاش کردهایم ظلم شده. اصلا انگار کسی ما و تلاش ما را نمیبیند.» این درد دل تعدادی از معلمان نهضت سوادآموزی است که سالها در مسیر مبارزه با بیسوادی قدم برداشتهاند اما معتقدند خودشان هیچ حق و حقوقی ندارند و این روزها عملا از چرخه آموزشی کشور کنار گذاشته شدهاند.
گناه ما با سواد کردن مردم بود
آنها میپرسند حالا که به باسواد شدن جمعیت کشور کمک کردهاند و بسیاری از مسئولان کشور هم این دستاورد را موفقیتی بزرگ میدانند آیا دیگر ارزشــی ندارند؟ آیا مسئولان فکر نمیکنند که آنها چه سالهای سختــی را بــرای باســواد کــردن دیگران گذراندهاند. بزرگسالانی که باسواد کردنشان بسیار دشوارتر از باسواد کردن کودکان بوده است. طی چندسال اخیر به یاری آموزگاران سازمان نهضت سوادآموزی، آمار بیسوادی در ایران بسیار کم شده. شاید برخی از شما آن سالهایی را که نهضتی جدی برای مبارزه با بیسوادی آغاز شده بود به یاد بیاورید. مربیان نهضت به خانههای تک تک مردم میرفتند و با پرسوجو خواهان آن بودند که بزرگسالان بیسواد را به چرخه آموزش بیاورند. مساجد و مدارس در شیفت دوم بهجایی برای سواد آموزی تبدیل شده بود و معلمان نهضت با حقوق اندک و کمترین مزایا تلاش میکردند پدرها و مادرها، پدربزرگها و مادربزرگها را با سواد کنند اما این روزها خودشان حال و روز خوبی ندارند و عملاً از چرخه کار کنار گذاشته شدهاند.
سرگردانی 6 هزار مربی
88 هزار معلم غیر رسمی در سالهای گذشته تعیین تکلیف شدهاند و برخی اکنون در دانشگاه فرهنگیان فعالیت میکنند اما تعدادی دیگرهمچنان امیدوارند تعیین تکلیف شوند و دستکم بتوانند در آزمون استخدامی نهضت سواد آموزی شرکت کنند، اما جواب میشنوند که دیگر به شما نیازی نداریم. «ما مشمولان قانون سال 95 هستیم که شامل همه مربیان نهضت سواد آموزی است. ما میخواهیم در آزمون استخدامی نهضت شرکت کنیم اما متأسفانه با اضافه کردن چند بند ما را کنار گذاشتند. ما با سختی فراوان سواد آموز معرفی میکردیم و آموزش میدادیم اما درحالی ما را کنار گذاشتند که بعد از ما تعداد دیگری جذب این کار شدند.» یکی از مشکلات اصلی آنها غیرفعال شدنشان در سیستم سازمان است که این امکان را از آنها میگیرد که در آزمون استخدامی معلمان نهضت سواد آموزی شرکت کنند. آنها همچنین مغایرت مصوبه مجلس با تبصره سازمان را از دیگر مشکلات خود عنوان میکنند. در سال 95 مجلس مصوبهای صادر کرد تا کسانی که قبل از سال 92 با نهضت همکاری داشتهاند تعیین تکلیف شوند. این به معنای آن بود که مربیان باید بیش از دو شاگرد داشته باشند و براساس آن در آزمون استخدامی شرکت کنند و تعیین تکلیف
شوند. بعد از این مصوبه سازمان نهضت سواد آموزی تبصرهای اضافه کرد که بر اساس آن دیگر این مربیان نمیتوانستند پرونده استخدامی تشکیل دهند. این موضوع موجب سرگردانی پنج، شش هزار مربی این سازمان شد. آنها بارها و بارها مقابل مجلس شورای اسلامی و سازمان نهضت سوادآموزی تجمع کردند، اما آنطور که میگویند تاکنون جواب روشنی نشنیدهاند و کسی نیست تا حرفهایشان را بشنود. مربیان نهضت سواد آموزی در نقاط مختلف ایران اکنون سرگردانند. سؤال اصلیشان این است که حاصل سالها کار و تلاششان چه میشود و آیا این ظلم در حق کسانی نیست که روزی شمعی روشن کردهاند و سالها این شمع را فروزان نگاه داشتهاند و اکنون هم برای هر گونه تلاشی در جهت سواد آموزی در کشور آمادهاند، اما بهراحتی از گردونه کنار گذاشته میشوند؟ آیا با باسواد شدن دانشآموز یا سوادآموزی، کار معلم و مربی او هم تمام میشود و باید او را کنار گذاشت؟ آیا بیسوادی به تمام معنا در کشور ریشه کن شده و دیگر نیازی به وجود مربیان نهضت نیست؟