آرمان ملی- امید کاجیان: ثبت نام ابراهیم رئیسی برای انتخابات ریاست جمهوری از زوایای مختلفی برای بسیاری قابل تامل است. هرچند در اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری به این نکته اشاره شده بود که رئیس قوه قضائیه برای کاندیدا شدن نیازی به استعفا ندارد و برخی درست یا غلط این موضوع را زمینهسازی برای ثبت نامی که روز گذشته رخ داد تعبیر میکردند، اما اساسا در سویی دیگر کمتر کسی تصور میکرد که شخصی ریاست قوه قضائیه که معمولا مصون از قوای مقننه یا مجریه است را رها کرده و به سراغ راه پر چالش ریاست جمهوری برود. بسیاری این حرکت رئیسی را یک ریسک بزرگ در آینده سیاسی وی تعبیر میکنند و البته عدهای هم معتقدند با توجه به اینکه جریان اصولگرا با علم به موضوع عدم مشارکت احتمالی اکثریت مردم میداند که پیروز انتخابات آتی به شمار میآید، شاخصترین چهرهاش را رو کرده چرا که تا پیش از این گزینههای مطلوبی از این جناح برای ثبت نام به وزارت کشور نرفتند و رئیس جمهور شدن آنها باب میل این جریان نیست، همین مطلب راه را برای ورود رئیسی به کارزار انتخابات هموار ساخت. گزینهای که از دید بسیاری رئیس جمهور 1400 خواهد شد. اما نامزدی رئیسی برای
ریاست جمهوری در حالی شکل گرفته است که سابقه ریاست جمهوری در ایران نشان میدهد که روسای جمهور در دور دوم خود، بنا به هر دلیلی از چشم هوادارانشان میافتند و به بسیاری چیزها متهم میشوند. موضوعی که ممکن است برای هر کسی حتی ابراهیم رئیسی نیز پیش بیاید با این تفاوت که او در قوه قضائیه چنین ریسکی را نداشت ولی او میخواهد آنجا را رها کند و به عرصهای گام بگذارد که ممکن است آینده سیاسیاش را تحت الشعاع قرار دهد. آیندهای که اگر مخدوش شود در آن صورت معلوم نیست معادلات جریان راست به کدام سمت و سو خواهد رفت؟ نکته قابل تامل دیگر اینکه در حالی در تمام این مدت اصولگرایان برای راضی کردن رئیسی برای ریاست جمهوری تلاش میکردند که او دیروز مانند خیلی دیگر از کاندیداهای اصولگرا اعلام کرده است که به صورت مستقل پای به عرصه انتخابات گذاشته است. وی در انتخابات چهار سال پیش نیز به نوعی دیگر این موضوع را مطرح ساخته بود، اینکه او کاندیدای جناح خاصی نیست. حتی در آن زمان عدهای در تبلیغات وی، خود را حامیان اصلاحطلب رئیسی معرفی کرده بودند. دیدار پر سر و صدای او با خواننده زیرزمینی پرحاشیه نیز شاید اقدامی دیگر در همین راستا بود،
اینکه رئیسی را متعلق به گروه و جناح خاصی معرفی نکند. نکتهای که در زمانه انتخابات شاید از نگاه عدهای بدیهی باشد. این اتفاق البته در حالی صورت میگیرد که سایر چهرههای اصولگرای نامزد ریاست جمهوری نیز از اینکه خود را متعلق به جناح و جریان خاصی معرفــی کننـد طفره میروند. نمونهاش عزت ا... ضرغامی. بر کســی پوشیــده نیســت او در دوره قبل در راستای وحــدت اصــولگرایان جــزو کاندیداهای جمنا بود و از ادامه کاندیداتوریاش به نفع رئیسی کنار کشید. حال آنکه این بار وی خود را نه تنها متعلق به جریانی نمیداند بلکه نمیخواهد هم تا به نفع کسی کنار برود. سایر کاندیداهای اصولگرا نیز از استقلالشان میگویند. همانطور که علی لاریجانی و محسن رضایی اکنون سعی در القای این موضوع دارند. اینکه با وجود دو جریان سیاسی در کشور و البته وجود احزاب گوناگون در هر دو جریان، امروز همه نامزدها به ویژه اصولگرایان بر استقلالشان در انتخابات تاکید میکنند خود بیانگر شکست سیاسی هر دو جناح است. به نظر میآید کاندیداها برای پایگاه رای و جذب افراد بیشتر سعی دارند خویش را جدای از اصولگرایی مطرح کنند و میدانند که جناح اصولگرا نزد اکثریت عامه مردم
محبوب نیست. شاید هم در این میان شخصــی مثــل آقای رئیسی خــود را فراجناحی میبیند و از همین رو چنیــن عنوان کـرده اســت. امـا ســـوال اینجـاست که ورود او به این انتخابات عملا شرایط را به کدام سمت و سو خواهد کشاند؟ چرا رئیسی دست به این بازی پرریسک زده است؟
فقدان حزب گرایی
جلال جلالی زاده نماینده سابق مجلس دراینباره به «آرمان ملی» میگوید: البته بستگی به این دارد که ریسک را چه تعریف کنیم، بسیاری معتقدند که رئیسی بی دردسر رئیسجمهور میشود و از سویی هم اگر رئیسجمهور نشد امکان برگشت به ریاست قوه قضائیه را دارد، بنابراین از این حیث ریسکی وجود ندارد، اما شاید حضور او بعد از انتخابش به عنوان رئیس جمهور باعث ایجاد مشکلاتی برای وی شود. وی اضافه میکند: قطعا سبک کاری و سابقه او به قوه قضائیه برمیگردد، اما بنابه هر دلیلی تصمیم بر آزمودن ریاست قوه مجریه را هم گرفته است. به هر حال قوه مجریه فراگیرتر است و در حوزههای مختلف از جمله مسائل بینالمللی میتواند نقش ایفا کند، اما تجربه در یک بخش الزاما به معنای موفقیت در بخش دیگر نیست. مجری قانون اساسی البته یک منصب مهم است که رئیسی داشته ولی اینکه آیا در قوه مجریه هم میتواند اهداف خودش را پیش برد بستگی به گذر زمان دارد. او درباره اینکه چرا کاندیداهای ریاست جمهوری خود را مستقل معرفی میکنند میگوید: بخشی از این موضوع مربوط به موضع گیریهای خاص و تندی است که گروهی از جامعه اصولگرایی انجام میدهد. اما بخشی دیگر ناشی از فقر تحزب گرایی در
کشور است. جریانات سیاسی پخته همواره از فردگرایی دوری کرده و به تحزب گرایی کشیده میشوند اما در کشور ما عکس این موضوع وجود دارد. فقدان حزب گرایی و مانیفست مشخص جریانات سیاسی عملا مانع شفافیت در سیاستگذاریهاست. باید برخلاف آنچه که امروز کاندیداها میخواهند خود را جدای از حزب و جناح معــرفی کننــد مشخصا از حزب و جنــاحشان بگـویند تا به وضــوح مــردم تکلیفشــان را با خودشــان بــدانند. در آن صـــورت باســاختــاری پاسخگوتر هــم روبه رو بودیم.