دلسوزان بسیاری در عرصههای گوناگون پیوسته تلاش میکنند تا برای برونرفت از انبوه چالشهای اجتماعی و ملی که آیندهای بدون چشمانداز را برای شهروندان ایجاد کرده، تدبیر کنند. در این راستا و به «امید تحول در نگاه برخی دلسوزان در مدیریت کلان»، تبیین کلی و مختصر، پیرامون تشابه منطق رانندگی و مدیریت کلان ارائه میشود. تصور کنید یک اتوبوس پر از مسافر قرار است که سفر چند روزهای داشته باشد(طی کند). اینکه در این اتوبوس چندین راننده وجود دارد. اما به دلایلی برخی از رانندهها اصرار دارد که برای مدت طولانی رانندگی کند. از قضا رانندگان شیفته رانندگی دارای برخی ابزار و تواناییهای اعمال نفوذ و قدرت میباشد. و به همین دلیل مانع این میشود که دیگر رانندگان بهطور نوبتی پشت فرمان بنشینند. آیا ذهن دلسوزی وجود دارد که ادعا کند که یک راننده میتواند بی وقفه چند شبانه روز رانندگی کند؟ آیا منطقی و ضروری نیست که انتظار داشته باشیم که یک راننده بعد از 7 تا 8 ساعت رانندگی، به منظور تجدید قوا، نیاز به استراحت دارد و به این دلیل باید جای خود را با رانندگان تازه نفس و سرحال تر دیگر تعویض کند؟ آیا امر بدیهی نیست که تلقی کنیم در صورتی که رانندگان با نفوذ و دارای قدرت، از تعویض جای خود با رانندگان دیگر پرهیز کند، بیتردید برای اتوبوس حادثه ناگواری رخ خواهد داد و مسافران کشته و آسیب خواهند دید؟ حال، پر بیراه نیست اگر منطق رانندگی اتوبوس را با منطق مدیریت کلان مقایسه کنیم. آیا انبوه و انواع چالشهای اجتماعی و ملی بی سابقه را نمیتوان ناشی از خستگی رانندگی طولانی مدت یک گروه راننده تلقی کرد؟ و... آیا خطا است، اگر بنابر شواهد عینی و آسیبهای بیشمار(اجتماعی و ملی)، انتظار داشته باشیم که تعویض راننده یا رانندگان (تحول مدیریت کلان) به منظور برونرفت از بنبست ناکارآمدی مدیریت کلان، نه تنها ضروری بلکه امری اجتناب ناپذیر است؟ آیا امر طبیعی نیست که تلقی کنیم که رانندهای که «چند هفته» بی وقفه رانندگی کرده است، «توانایی درک، تشخیص، تحلیل، تصمیم، قضاوت و... عادی، طبیعی و کارآمد را از دست خواهد داد»؟ یک امر روانشناختی و بیولوژیکی است که افراد نمیتوانند بدون وقفه و استراحت در انجام هر وظیفه، مسئولیت، شغل و....، توانایی ذهنی و کارآمدی خود را برای مدت طولانی حفظ کنند. آیا مسافران اتوبوسی که برخی رانندگان آن اصرار به رانندگی بیوقفه (بدون تعویض) در چندین شبانه روز دارند، نباید برای حفظ جان خود تلاش یا قدمی بردارند؟ در اتوبوسی که برخی رانندگان آن با اعمال نفوذ و قدرت حاضر نیستند حتی با وجود خستگی مفرط(انبوه و انواع چالشهای اجتماعی و ملی)، جای خود را با رانندگان دیگر تعویض کند، اجتنابناپذیر است که مسافران تلاش خواهند کرد تا رانندهای را که جان(انبوه و انواع چالشهای اجتماعی و ملی) آنها را به مخاطره میاندازد، متقاعد کنند که جای خود را با رانندگان دیگر تعویض کند. بیتردید «روشهای گوناگون متقاعد کردن رانندگان مصر به ادامه رانندگی، با وجود خستگی فراوان (انبوه چالشها)، برآیند میزان خطری است که مسافران احساس میکنند». بیتردید، مسافران(شهروندان) برای صیانت جان(میهن، خانواده، تاریخ، هویت و...) خود تلاش خواهند کرد تا روشهای کاربردیتری برای متقاعد کردن رانندگان خسته، ابداع کنند. تصور کنیم اگر نهاد راهنمایی و رانندگی برای رانندگان شیفته رانندگی انواع محدودیت را ایجاد نمیکرد، «آمار تصادفات، خسارات و تلفات ناشی از رانندگی طولانی(انبوه چالشها)» چقدر افزایش پیدا میکرد. با توجه به انبوه و انواع چالشهای اجتماعی و ملی که زیست بخش بزرگی از شهروندان ایران زمین را مختل کرده است. آیا خطا است اگر ادعا شود، برخی رانندگان اتوبوس، «برای مدت طولانی» و بدون نظارت نهاد راهنمایی و رانندگی؛ رانندگی کرده و میکند؟ فقدان نشاط، امید، آرامش، هدف و... اجتماعی برآیند اجتناب ناپذیر رانندگی بیوقفه و چند دههای یک برخی رانندگان میباشد. آیا تلاش پرهزینه برای حفظ فرامان، ارزش (انسانی، ملی، دینی، آسمانی، اخلاقی و...) این همه افسردگی، غم، درد و رنج، ناامیدی، بیاخلاقی سیاسی، آسیب جدی به ارزشهای انسانی، تضعیف بیسابقه منافع و امنیت ملی و... را دارد؟ « مگر باور و اعتقاد قلبی نداریم»، که در جهان بعدی باید برای اعمال خود در مقابل حق تعالی پاسخگو باشیم؟ تداوم بی وقفه رانندگی (مدیریت کلان غیرملی) بیتردید و بنابر تمام اصول و قواعد آسمانی و زمینی؛ منجر به تخریب، ناکارآمدی و تصادف شدید و... خواهد شد. «سلامت، پایداری، توسعه و امنیت ایران» باید والاترین هدف هر وطن پرستی باشد. به همین دلیل و در راستای کارآمدی مدیریت کلان که تنها مسیر پرهیز از انواع مخاطرات ملی میباشد، متولیان انتخابات پیش رو، به ضرورت باید با «تصمیمهای ملی» بستر حضور اندیشهها، راهکارها، طرحها و...جدید و کاربردیتر در مدیریت کلان را ایجاد کنند.