محمدمهــدی عسگــرپور تهیهکننده و کارگردان سینمــا گــفت: در اصل اصناف باید کف قیمت برای دستمزدها را تعییــن کننــد که متــاسفانه همه اصنــاف ایــن کار را انجام نمیدهند. محمدمهدی عسگــرپور اظهارداشت: کنترل دستمزدها نه فقط در عرصه فیلمسازی و سریالسازی بلکه در هر حوزه دیگری تابع چند تا پارامتر است. یک بخشی از آن به شرایط اجتماعی برمیگردد که نرخ تمام شده هر چیزی را به شکل طبیعی جامعه تعیین میکند. وی ادامه داد: دولتها هم برای کنترل و نظارت بر قیمتها حضور دارند. در موضوع فیلمسازی و سریالسازی در تمام دنیا موضوع دستمزدها را نهادهای صنفی انجام میدهند. متاسفانه در ایران بهخاطر بعضی موضوعات نهاد صنفی قدرتمندی وجود ندارد. در واقع نهادهای صنفی قدرت مانورشان در موضوعات تعیین دستمزد کم است. در اصل اصناف باید کف قیمت برای دستمزدها تعیین کنند که متاسفانه همه اصناف این کار را انجام نمیدهند. تنها چند صنف نرخهای کف دستمزد تعریف کردند. وی با اشاره به اینکه ماجرای افزایش دستمزد بازیگران به سالهای قبل و اقدامات تلویزیون بازمیگردد، تصریح کرد: داستان رقابت برای افزایش دستمزدها شروعش به تلویزیون بر میگردد. حتی به
سینما هم بر نمیگردد. درست است که بعضیها وقتی میخواهند خاطرهبازی کنند همیشه مثالی از یک فیلم سینمایی میزنند که یک بازیگر برای سه روز بازی یک دستمزد نجومی گرفته، ولی تلویزیون در یک مقطعی که به حدود سال 85 تا 87 بر میگردد، کد دستمزدهای بازیگران را جدا کرد. عسگرپور ادامه داد: آن موقع موج سریالسازی باکیفیت آغاز شد که باعث شد بازیگران سینما به تلویزیون کوچ کنند و فیلمسازانی که آن زمان کار کردند یادشان هست که در تلویزیون چه اتفاقاتی افتاد. یعنی میگفتند برآورد فیلم و برآورد بازیگران باید جدا باشد. من آن زمان در مورد کار خودم مقاومت کردم و گفتم باید همه در یک بودجه باشند. برای اینکه معقتد بودم کسانی که در تلویزیون کار میکنند از یک ساحت متفاوتی نسبت به سینما هستند و دو نوع متفاوت هستند. دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر گفت: وقتی یک نهاد با استفاده از بودجه دولتی این امکان برایش ایجاد میشود که بتواند دستمزدهای بالا پرداخت کند این بازی خطرناک را راه انداخته است و دیگر کسی نمیتواند به دیگران خرده بگیرد که چرا دستمزدها بالا رفته است. البته چند سال بعداز افزایش دستمزدها همان نهاد تصمیم گرفت دستمزدها را کنترل کند
ولی دیگر کاری از دستشان بر نمیآمد. چه زمانی خواست قیمتها را کنترل کند؟ زمانی که از لحاظ پولی به کمبود جدی رسیده بود و پولی برای پرداخت دستمزدهای بالا نداشت. طبیعی است که وقتی یک جریانی را به دریافت دستمزدهای بالا عادت میدهید نمیتوانید آنها را مجاب کنید که بازهم با رقم کم فعالیت کنند. عسگرپور اظهارداشت: در حال حاضر شاهد هستیم که سریالسازی در دو موقعیت متفاوت در حال شکلگیری است. یکی تلویزیون است که بهصورت سنتی فعالیتهای خودش را ادامه میدهد که محدودیتهای خاص خودش را هم دارد.
وضعیت اکران مناسب نیست
وی با اشاره به شیوع کرونا و تاثیرات منفی آن بر بازار سینما افزود: وضعیت اکران فیلمها در سینما اصلا مناسب نیست و الان تعداد زیادی فیلم سینمایی در صف اکران قرار دارند که معلوم نیست چه زمانی بتوانند فیلمهایشان را به نمایش بگذارند. همین موضوع باعث شده است نمایش خانگی گزینه دوم فعالیت بسیاری از اهالی سینما و بازیگران مطرح شود. نمایش خانگی این امکان را میدهد که هم فعالیت جدی انجام دهند و هم دستمزدهای خوبی دریافت کنند. حتی اگر از لحاظ تاریخی هم بگوییم مقصر افزایش قیمتها در یک مقطعی تلویزیون بوده است؛ امروز بهدلیل اینکه نمایش خانگی مورد هدف انتقادهاست؛ کسی به سراغ ریشه موضوع نمیرود و همگی روی سریالهای نمایش خانگی تمرکز میکنند. ما در کشوری زندگی میکنیم که همه سراغ مقصر میگردند و کسی به سراغ سازندگی و اصلاح امور نیست. عسگرپور گفت: بهنظرم کنترل قیمتها و دستمزدها در نمایش خانگی با توجه به اینکه چند پلتفرم آن را انجام میدهند شدنی است. اگر این پلتفرمها تشریک مساعی برای کنترل قیمتها نکنند این نگرانی وجود دارد که در آینده همانطور که یک نهاد ناظر بر محتوا ایجاد کردند، نهاد ناظری بر کنترل قیمتها و دستمزدها
ایجاد کنند. وی تاکید کرد: اگر این اتفاق بیفتد دیگر همه چیز شبیه بههم میشود و آن مزیت رقابتی که بهواسطه حضور بخش خصوصی ایجاد شده است از بین میرود و نمایش خانگی همان محصولی را عرضه میکند که تلویزیون هم میتواند بسازد و هیچگونه تفاوتی در آن وجود ندارد. پلتفرمها برای منافع خودشان هم که شده باید راهکار جدیدی را پیدا کنند.
جلوی رشد هم را نگیریم
محمدمهدی عسگرپور اظهارداشت: ما در مملکتی زندگی میکنیم که قیمت مسکن چند برابر شده است. قیمت اقلام مصرفی چندین برابر است و طبیعی است که به شکل طبیعی این افزایش قیمتها روی قیمت دستمزدها تاثیر میگذارد که با یک همکاری میان پلتفرمها قابل حلشدن است. اما نکتهای که جای نگرانی است این است که نهادهای تصمیمگیرنده از یک جایی به بعد وقتی ببینند نمیتوانند کنترلی روی یک موضوعی داشته باشند برای تخریب و نابودی آن ورود میکنند. نمونه بارز آن در بحث «ساترا»ست که برخی از سینماگران هم همسو با ساترا چه در جمعهای خصوصی و چه در رسانهها اعلام کردند که بگذارید ساترا ایجاد شود و بر این حوزه سختگیری کند تا کمکم از بین برود. وی گفت: چرا این موضع را میگویند؟ چون استدلالشان این است که سینما باید حفظ شود و برای حفظ آن اشکالی ندارد اگر بقیه امکانات تخریب شود. بهنظرم این استدلال قدیمی و اشتباهی است که فکر میکنند نمایش خانگی رقیب سینماست. همانطور که امروز هم سینمای جهان هم، چنین نگاهی به پلتفرمها ندارد و هر دوی این بسترها به فعالیت خودشان ادامه میدهند. البته ما به آن درجه از درک موقعیت نرسیدیم که این دو فضا میتوانند به هم
کمک کنند و برای همین این ذهنیت وجود دارد که باید جلوی رشد آن را بگیرند.