در روزهای پایانی سال 99 قرار داریم. عملکرد دولت در زمینه سیاستهای داخلی را چگونه ارزیابی میکنید؟
در بخشهایی از عملکرد اجرایی کشور که به خود دولت بازمیگشت، متولی امور چندگانه بود. مردم متوجه نمیشدند سرچشمه سیاستهای اقتصادی که دولت اعمال میکند، از کجا سرچشمه میگیرد. فرضا دولت وزیر اقتصاد دارد و از سمت دیگر معاون اقتصادی رئیسجمهوری نیز مشغول به کار است. در هر جای دنیا که تشریف ببرید، اینگونه عمل نمیشود که مشخص نباشد مسئولیت بر عهده چه کسی است. شما وزیر فرهنگ و ارشاد دارید و وظایف او در حوزه فرهنگی مشخص است. با این حال در خود دولت نیز مسئولانی هستند کـــه در ســـمت مشاور امور فرهنگی کار میکنند. این مسائل در بحث بیماری کرونا نیز وجود دارد. انسان نمیداند که در حال حاضر مسئولیت برعهده چه کسی است. آیا وزیر بهداشت و درمان مسئول برخورد با این بیماری است؟ اما خود او میگوید من متولی کفن و دفن هستم و میتوانم مردگان را ساماندهی کنم ولی از سوی دیگر ستاد ملی مبارزه با کرونا و بسیاری سازمانها و نهادها را میبینید که در مورد این بیماری تصمیم میگیرند. ما در تصمیمات دولت دچار چندگانگی شدهایم و مسئول واقعا مشخص نیست. پول ملی ما سقوط کرد. ما میدانیم بخشی از این مشکلات ناشی از تحریم است ولی چه کسی باید در
مقابل این تحریم بایستد؟ چه کسی باید پاسخگو باشد؟ کابینه و وزرای دولت باید پاسخگو باشند؟ معاونان دولت باید پاسخگو باشند؟ مشاوران دولت باید پاسخگو باشند؟ این موضوع گنگ و نامشخص است.
عملکرد دولت در مقابل مجلس تعاملی بود یا تقابلی؟
ابتدا دولت قصد داشت با مجلس تعامل داشته باشد. نمایندگان، وزرا را به مجلس دعوت کردند اما عملا با هر وزیری که به مجلس دعوت شد، برخورد خوبی صورت نگرفت. به آقای ظریف و تعدادی دیگر از افراد توهین کردند. کار به جایی رسید که مقام معظم رهبری فرمودند این توهینها گناه است. معاون یکی از وزارتخانهها به مجلس رفته و در تریبون اعلام کردند که این فرد را از مجلس بیرون کنید و او کارچاقکن است. فردی که به او توهین شد، چند دوره نماینده مجلس بود و اکنون نیز معاون وزیر است، از خانواده شهدا بوده و برادر شهید است. دولت تلاش کرد اما نتوانست با مجلس تعامل کند. بودجه نیز با آن وضع تقدیم مجلس شد، و در کمیسیون تلفیق به آن شکل درآمد. مجلس به گونهای لایحه بودجه را تغییر داد که خودش نیز به مصوبات خودش رای نداد. مجلس به تلفیق خود نیز رای نداد. اکنون نیز روزهای پایانی سال 99 بوده و سال عملا به پایان رسیده است. تکلیف بودجه در سال آینده مشخص نیست. اگر شورای محترم نگهبان ایرادی وارد کند، این بودجه چه سرنوشتی خواهد داشت؟ آیا نمایندگان در روز اول فروردین بازگشته و بودجه را ساماندهی میکنند؟ اگر شورای نگهبان از بودجه ایراد بگیرد، شاهد تنها
سالی خواهیم بود که ما بدون بودجه سال را آغاز خواهیم کرد. مجلس مقداری به مشکلات دامن زد، دولت نیز به شکلی دست دوستی به سمت مجلس دراز کرد، اما کار به جایی رسید که وزرا از جایی به بعد در مجلس حاضر نشدند. وزیر کشور به مجلس رفت و صراحتا اعلام کردند که باید شما را محاکمه کنیم یا وزیر امور خارجه به مجلس رفت و توهینهایی را شنید که مردم بهتر میدانند. در تریبون گفته شد که خدا فلان مسئول دولتی را لعنت کند. به همین دلیل بود دولت دیگر رغبتی به حضور در مجلس نداشت.
البته بحث خطر ابتلای رئیسجمهوری به کرونا نیز مطرح بود.
بحث کرونا یک بهانه بود و رئیسجمهوری میتوانست به مجلس برود. میشد با تغییر چینش صندلیها و رعایت پروتکلهای بهداشتی مقدمات حضور رئیسجمهور را در مجلس فراهم کرد اما این اتفاق به دلیل اقدامات نمایندگان رخ نداد. بنابراین دولت را در مشکلات میان دولت و مجلس مقصر نمیدانم اما در سایر امور دولت تقصیراتی داشت.
اقدامات دولـــت در زمــینه اقتصادی با انتقادات فراوانی مواجه شـــد. نظر شما در خصوص عملکرد دولـــت در این زمینه چیست؟
همه با گوش خود شنیدند که آقای رئیسجمهور و اعضای دولت مردم را تشویق به حضور در بورس میکردند. مردم در بورس سرمایهگذاری کرده و متضرر شدند. کسی نمیتواند این سخنرانیها و دعوتها را منکر شود. گفتند جای سرمایهگذاری در بورس بوده و در ارز و سکه نیست. درحالیکه هرکس ارز خارجی و سکه خریده، سود کلانی به دست آورده اما هرکس به بورس رفته به خاک سیاه نشسته است. این واقعیتهایی است که ما از دولت دیدیم و هنوز هم نمیتوانند در قبال آن پاسخگو باشند. الان در پایان سال هستیم. با اینکه حقوق کارگران حدود 30 درصد تغییر کرده است، کارگران راضی نبوده و میگویند حتی به خط فقر نزدیک هم نشدهایم. حقوق بازنشستگان نیز رضایتبخش نیست. اعتراض تقریبا در همه نقاط کشور وجود داشته و تمام اینها به عملکرد غیرقابل قبول دولت در عرصه اقتصادی بازمیگردد.
دولت منتقدان زیادی داشت و مــدارا با منتقدان و استقبال از انتقاد یکی از شعارهای همیشگی آقـــای روحانی بوده است. آیا برخورد دولت با منتقدان صبورانه بود؟
نوع انتقاد در کشور ما چندان پسندیده نیست. همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند، انتقاد باید دوستانه باشد اما هر انتقادی خصمانه بود. انتقادکنندگان اغلب در خط مقابل دولت قرار داشتند و انتقادات عمدتا خصمانه بودند. انتقادی که به معنای واقعی برای اصلاح باشد، بسیار بهندرت انجام شد. کسانی که از دولت انتقاد میکردند، اغلب قصد تخریب و ایجاد مشکل داشتند. دولت میتوانست انتقادکنندگان را به صداوسیما آورده، مقابل مدیران اجرایی بنشاند و پاسخ انتقادات داده شود. یا حداقل فضای مجلس باید با کیفیتی انجام میگرفت که بتوان جلسات علنی برگزار کرد. وزرا بروند، نمایندگان حرف خود را بزنند و پاسخ بگیرند. همانطور که در مجالس، دهم، نهم و هشتم نیز همین اتفاق صورت گرفت. این اتفاق در حال حاضر رخ نمیدهد و انتقاد جای خود را به دعوا و درگیری داده است.
با وجود تمام این مباحث عملکرد دولت در مقابل همین انتقادات یا تخریبها چگونه بود؟
دولت در بسیاری از مقاطع با سکوت و خودداری از مقابل انتقادات گذشته و پاسخهای اندکی میداد. اگر با لحنی که انتقادات صورت میگرفت، پاسخ نیز داده میشد، مشکلاتی به وجود میآمد.