پشت پرده مخالفتهای تلویحی
تندروها با رفع تحریمها
یکی از بزرگترین دستاوردهای برجام آن بود که در تاریخ سازمان ملل، برای اولین بار یک کشور با وجود تحریمهای متعدد و بدون درگیری نظامی توانست از ذیل فصل ۷ منشور ملل متحد، خارج شود و همه قطعنامههای پیشین علیه خودش را لغو کند. فارغ از نفس موفقیت دیپلماتیک، در قالب برجام اشخاص و نهادهای ایرانی زیادی، به همراه هواپیماها، نفتکشها و کشتیهای ایران از فهرست سهگانه تحریمهای هستهای شورای امنیت، آمریکا و اتحادیه اروپا خارج شدند. از جمله مهمترین دستاوردهای ایران در قالب برجام، به رسمیت شناخته شدن برنامه صلحآمیز هستهای ایران، غنیسازی اورانیوم و ساخت رآکتور آب سنگین بود که تا پیش از آن همواره محلی برای بهانهگیریها، فشارها و تحریمهای غرب علیه کشورمان به شمار میرفت. بسته شدن شدن پرونده مربوط به اتهامهای بیاساس علیه جمهوری اسلامی ایران در مورد وجود «ابعاد احتمالی نظامی» در فعالیتهای هستهای کشورمان از یکسو و حفظ برنامه تحقیق و توسعه از سوی دیگر، دستاوردهای مهم دیگر این توافق بود. خروج موقت از فهرست سیاه گروه ویژه اقدام مالی FATF، آزادسازی بخش قابل توجهی از وجوه مسدود شده و دسترسی بانک مرکزی به آنها، جذب
شرکتهای بینالمللی و سرمایهگذاری خارجی در ایران و رفع تحریمهای نفتی، گازی و پتروشیمی که صادرات نفت خام و میعانات گازی کشور را به بیش از دو برابر نسبت به زمان قبل از برجام افزایش داد، از جمله دستاوردهای اقتصادی برجام بود. لغو تحریمهای شرکت کشتیرانی ایران و شرکت ملی نفتکش و لغو تحریمهای حملونقل هوایی از دیگر دستاوردهای ارزشمند توافق هستهای بود که به قرارداد خرید چندین فروند ایرباس و هواپیمای ATR منجر شد. آثار مثبت برجام در مجموع باعث شد ایران یکی از بالاترین نرخهای رشد اقتصادی در جهان را به خود اختصاص دهد و این مساله به طور مستقیم بر زندگی و معیشت مردم تاثیر مثبتی داشت. مخالفتها، تندرویها و اقدامات خلاف منافع ملی از سوی بعضی جریانهای مخالف دولت در این سالها، نه تنها دردی از مردم کم نکرد بلکه در مسیر کاهش مشکلات مردم نیز هر روز سنگی بر سنگ دیگر گذاشت. پیامد مهم و ارزشمند همه اقدامات و دستاوردهای دولت تدبیر و امید و تاثیر آن بر زندگی مردم پس از برجام، آن بود که مردم بیش از پیش به نقش تصمیمساز خود یعنی حضور در انتخابات، امیدوار شوند و در عمل شاهد بهبود وضعیت کشور و اقتصاد در نتیجه انتخاب خودشان
باشند؛ اما همین مساله باعث شد تا جریانهای تندرو که هیچگاه از سوی جامعه با اقبال روبهرو نبودند، استراتژی ناامیدسازی مردم از انتخاب و مشارکت در عرصه سیاسی را کلید بزنند. این روزها که مقاومت ملت و درایت دولت و گذراندن سختترین سالهای تحریم و فشار و جنگ اقتصادی حالا به خروج ترامپ از کاخ سفید منتهی شده و به نظر میرسد نشانههایی از اعتراف سرمداران ایالاتمتحده به شکست خود در سیاست فشار حداکثری علیه ایران، دیده میشود، گروههای تندروی داخلی دوباره دستبهکار شدهاند تا مانع رفع دوباره تحریمها و بهبود وضعیت اقتصادی مردم شوند. اما پرسش اساسی آنجاست که آیا غرضورزیهای جناحی، سیاسی و انتخاباتی، جایی برای اقدام علیه منافع ملی و فشار بر مردم و تحمیل مشکلات اقتصادی و معیشتی بر زندگی آنان است؟