شک نداشته باشيد که تمامي تيمها براي کسب سه امتياز در هر مسابقه انگيزه زيادي دارند، ولي براي آنکه مربيان بهترين کارايي را داشته باشند بايد عوامل لازم را در اختيارشان قرار داد. فراموش نکنيم که فوتباليستهاي ايراني آدم هستند و ربات نيستند و براي رسيدن به موفقيت نياز به توجهات کافي دارند ولي چنين اتفاقي را شاهد نيستيم. عوامل محيطي اهميت زيادي در موفقيت يک فوتباليست دارد. باشگاههايي که زمين تمرين مناسب در اختيار بازيکن خود قرار نميدهند، در پرداخت پول تاخير دارند يا حمايت کافي در اختيار بازيکن مصدومش نميگذارند، نبايد هم انتظار داشته باشند که بازيکنان بتوانند پيشرفت چنداني کنند. وقتي محيط حرفهاي نيست، خودبهخود پيشرفتي هم صورت نميگيرد چون بازيکن تمرکز ندارد و دائم به فکر مسائلي است که فارغ از شغل حرفهاي اوست. در فوتبال مربيان فاکتور آخر موفقيت هستند. در بهترين باشگاههاي دنيا که تعداد آنها به عدد 20 ميرسد، بهترين نفرات به ميدان ميروند. دليل اينکه آنها ميتوانند بهترين فوتباليستهاي جهان را از ميان بالغ بر 7 ميليارد نفر جمعيت استخدام کنند، توانايي مالي مناسبشان است و پس از آن، امکاناتي که به بهترين شکل در اختيار بازيکن ميگذارند. اصلا نميتوانيم فوتبال ايران را با باشگاههاي معتبر دنيا مقايسه کنيم چون کاري اشتباه است. وقتي بهترين محيط براي پيشرفت بازيکن فراهم ميشود، او هم با تمام توان تلاش ميکند تا عملکردي عالي را ارائه کند. نتيجه آن هم در مسابقات کاملا مشخص است و فوتبالي را ميبينيم که لذت و شور و اشتياق زيادي به بيننده ميدهد ولي در ايران شرايط را با ذکر يک مثال توضيح ميدهم. من سرمربي پارسجنوبي بودم و مگنو باتيستا بازيکن برزيلي تيم دچار پارگي رباطصليبي شد. امکاناتي به اين بازيکن داده نشد تا بتواند خودش را درمان کند و پس از چند ماه به تيم بازگردد. در صورتيکه اگر چنين اتفاقي در باشگاهي مانند منچسترسيتي رخ دهد، بازيکن در بهترين شرايط به ترکيب تيم بازخواهد گشت. بارها اين مساله در فوتبال اروپا رخ داده که بازيکنان با پارگي رباطصليبي مواجه شدند و پس از چندين ماه با تمام توان در ترکيب تيم بازي ميکردند. در ايران بازيکن رباطصليبي پاره ميکند و بهدليل ندادن امکانات پزشکي مناسب سال بعد بارديگر با پارگي رباطصليبي مواجه ميشود. وقتي که شرايط به چنين وضعيتي دنبال ميشود، چگونه انتظار ميرود که بازيکنان در هر مسابقه آماده کسب پيروزي باشند؟ هر ساله بازيکنان خوب فوتبال ما راهي ليگهاي خارجي ميشوند. در اين فصل هم چنين اتفاقي رخ داد ولي با توجه به اينکه در توليد بازيکن دچار مشکل هستيم و نميتوانيم پرورش خوبي داشته باشيم تا جايگزينهاي مناسبي براي بازيکنان لژيونر وارد زمين کنيم، شاهد افت کيفيت هستيم و براي همين هم تيمها بيشتر در سطح متوسط هستند و صدرنشين ليگ هم نتوانسته دو سوم امتيازات را کسب کند. در فوتبال ايران از دو تا سه باشگاه بهعنوان باشگاههاي بسيار خوب نام برده ميشود. بهعنوان مثال فولادخوزستان داراي استاديوم اختصاصي، سه زمين چمن تمريني و يک سالن اختصاصي بدنسازي است. ما اين را خيلي خوب ميدانيم در صورتيکه اگر بخواهيم با الوحده امارات مقايسه کنيم، خيلي عقب هستيم، چه برسد به آنکه بخواهيم با باشگاههاي بزرگ دنيا در اروپا قياسي داشته باشيم. وقتي سيستم ثبات ندارد، نميتوان پيشرفتي ديد. فقدان ثبات در ساختار و نداشتن امکانات باعث ميشود تا تيم به مشکل بخورد. پرسپوليس بهترين تيم ايران در چند فصل اخير بوده و با دو حضور در فينال ليگقهرمانان آسيا شاهکار کرده است.