بستن
کد خبر: ۱۰۰۸۱۱۶

جذابیت پنهان پایتخت

جذابیت پنهان پایتخت
نیلوفر اجری/منتقد ادبی/آرمان ملی- گروه ادبیات و کتاب: کتاب «کوچه‌ عروس‌کِشون» نخستین اثر مهدی باتقوا نویسنده اصفهانی است؛ شروعی خوب برای نویسنده‌ای که پیش از این در زمینه ادبیات کودک‌ونوجوان چند اثر ترجمه منتشر کرده بود. باتقوا در این اثر، ماجرای دو برادر دوقلو را روایت می‌کند که هر کدام به صورت جدا، برای دیدن خواهر عروس‌شان به تهران سفر می‌کند؛ سفری مکاشفه‌آمیز که باهمه سختی‌هایش، جذابیت پنهان پایتخت را نشان می‌دهد. آنچه می‌خوانید نگاهی است به این کتاب که از سوی نشر ثالث منتشر شده.

کتاب «کوچه‌ عروس‌کِشون» از همان ابتدا مخاطب خود را چه در فرم و چه محتوا به چالش مي‌کشد. آ‌نجا که در شناسنامه‌ کتاب، عنوان «داستان‌هاي کوتاه فارسي» ذکر شده و در فهرست هم ظاهرا نام داستان‌هاي متعددي آورده شده. از طرفي حال‌وهواي کتاب به يک رمان يا به تعبير بهتر به يک داستان بلند بي‌شباهت نيست. اين شباهت وقتي بيشتر مي‌شود که پي مي‌بريم نام کتاب با نام هيچ‌کدام از داستان‌هاي آن يکسان نيست. همين عنوان‌بندي ا‌ست که ذهنيت رابطه‌ کل‌به‌جز و بالعکس را درمورد داستان‌ها نسبت به هم تقويت مي‌کند. به اين معنا که عنواني کلي (نام کتاب) براي تمام داستان‌هاي موجود در مجموعه (جدا از نام منحصر به هر داستان) انتخاب شده که آنها را در اولين گام و از حيث نام‌گذاري به يکديگر مرتبط مي‌کند. در قدم بعدي با خوانش داستان‌ها متوجه شخصيت‌هاي مشترک در جغرافياي يکسان مي‌شويم. اين سبک، در فرم شباهت‌هاي زيادي با «عزاداران بيلِ» ساعدي دارد. حتي از نظر محتوا، انتخاب جغرافيايي غير از پايتخت و درعين‌حال ارتباط روستا و پايتخت در هردو کتاب وجود دارد. اما در «کوچه‌ عروس‌کشون» داستان‌ها ارتباط بسيار ملموس‌تري باهم دارند. ارتباطي که حاصل يک شاه‌پيرنگ در محتواي کلي کتاب است و برخلاف «عزاداران بيل»، مهدي باتقوا در اين کتاب تنها به ارتباط مضموني در زيرلايه‌هاي داستان اکتفا نکرده است.

براي بررسي بيشتر در اين زمينه بايد يک چشم‌انداز از کليت داستان‌ها را مدنظر قرار داد: پشوتن (راوي) و حافظ (برادر دوقلوي پشوتن) قرار است سفري از روستا به پايتخت را تجربه کنند. اما اين سفر بايد تک‌به‌تک باشد. سال اول (روايت از آن آغاز مي‌شود) يکي از آنها و سال بعد، نفر ديگر مي‌تواند به اين سفر برود. منطق اين شکل از سفر هم به‌ خوبي در داستان پرداخته شده است؛ چراکه مقصد آنها منزل خواهر يا به تعبير پدرشان «داماد» خانواده است؛ بنابراين پدر چنين صلاح دانسته که هرسال يکي از آنها عازم اين سفر بشود. با توجه به اينکه حضور هردو و همزمان دو برادر طبعا براي ميزبان، محدوديت‌هايي به‌همراه دارد، منطق اين جدا سفرکردن قابل‌قبول است. علاوه بر اين تصميم پدر در جهان داستان، با توجه به شخصيت‌پردازي‌اش و همچنين شخصيت تيمور (داماد خانواده) کاملا منطقي و باورپذير است. با اين ديد کلي، شاه‌پيرنگ يا همان شالوده و تنه‌ اصلي تمامي داستان‌ها همين سفر است؛ از زمان پيشنهاد آن توسط خواهر و سپس موانع و مقدمات آن تا پايان سفر. اما اين تنه اصلي، شاخه‌هايي دارد که لزوم سفر انفرادي براي برادرهاي دوقلو، باعث به‌وجودآمدن آن مي‌شود. رقابت ميان دو برادر بر سر تقدم رسيدن به وصال پايتخت، در ابتدا بي‌شباهت به اسطوره‌ هابيل و قابيل نيست. اما در ادامه با گذشت يکي از برادرها، نويسنده به‌جاي وفاداري صرف به اسطوره، نگاهي نو را سبب مي‌شود که از جهان‌بيني متفاوتي سرچشمه مي‌گيرد.

اگر بار ديگر سراغ ساختار درختي داستان برويم، پس از تنه‌ اصلي (شاه‌پيرنگ-ماجراي سفر) و شاخه‌ها (حواشي سفر) به واحدهايي جزيي‌تر مي‌رسيم که در حکم برگ‌هاي اين ساختار درختي هستند. اين واحدهاي کوچک‌تر همان خرده‌داستان‌هاي متعددي است که نويسنده به بهانه‌هاي مختلف از آدم‌هاي دور و نزديک به داستان اصلي روايت مي‌کند. اين داستان‌ها اغلب پس‌نگر هستند، يا يک پايشان در گذشته است و پاي ديگر در زمان حال و کارکردهاي مختلف و درعين‌حال عميقي دارند. اولين نقش اين خرده‌روايت‌ها، شناخت بهتر شخصيت‌ اصلي (شخصيت‌هاي اصلي) است. درواقع ما زماني نسبت به شخصيت‌هاي اصلي شناخت بهتري کسب مي‌کنيم که شاهد رفتار آنها با ديگران و بالعکس باشيم. اين «ديگران» در قالب شخصيت‌هاي متعدد فرعي و در همين داستان‌ريزه‌هاي فرعي به‌وفور وجود دارند. همچنين اين داستان‌ها و ماجراهاي شخصيت‌هاي فرعي هستند که در عين رعايت سمت‌وسوي داستان اصلي، اتمسفر مي‌سازند. اين اتمسفر چه از نظر جغرافيايي و چه از نظر تاريخي- اجتماعي حائز اهميت است و متن را تعميق مي‌بخشد.

از نظر جغرافيا چه داستان اصلي و چه خرده‌داستان‌هايي که به فراخور موقعيت‌هاي مختلف روايت مي‌شوند، بخش اعظم‌شان در فضاي روستايي مي‌گذرد. و نويسنده احتمالا به دليل تجربه‌ زيستي از تمام پتانسيل‌هاي اين فضا براي آفرينش جهان داستاني خود به‌خوبي بهره برده. بنابراين کتاب را مي‌شود يک اثر اقليمي دانست. چه از نظر وقوع اکثر رخدادهاي داستاني در فضاي روستايي و چه از نظر پرداختن به مناسبات و روابط خاص بين مردم روستاي موردنظر نويسنده که «وژگون» نام دارد. اين روستا با اينکه بعضي نشانه‌هاي ناکجاآباد را در دل خود دارد اما موقعيت مکاني آن در داستان بيان شده است؛ هم فاصله‌ تقريبا پانصد کيلومتري‌اش با پايتخت و هم آوردن نام «اصفهان» به کرات و به‌عنوان شهر استان اين اقليم، «وژگون» را جايي واقعي روي نقشه توصيف مي‌کند. اين دومين تفاوت فاحش ميان اين اثر و «عزاداران بيل» است. اما مهم‌ترين تفاوت مضموني ميان اين دو اثر، وجود طنزي ا‌ست که در «کوچه‌ عروس‌کشون» وجود دارد. همين طنز است که مرگ و حتي خودکشي را در خرده‌داستان‌هاي کتاب قابل تحمل مي‌کند و زهر خيلي رخدادها را براي مخاطب تعديل مي‌کند. گرچه عنصر طنز در اين اثر، گاه به‌سمت طنز صرفا زباني يا حتي فکاهه مي‌رود. به‌خصوص زماني‌که ويژگي‌هاي ظاهري افراد دستمايه‌ خنده قرار مي‌گيرد، اما کتاب طنز موقعيتي ناب هم کم ندارد. از نظر وجود اين طنز، فضاي روستايي و نيز راوي نوجوان، کتاب شباهت‌هاي تنگاتنگي با «شما که غريبه نيستيد» اثر هوشنگ مرادي‌کرماني خالق «قصه‌هاي مجيد» دارد. اما چه شباهت ساختاري با «عزاداران بيل» و چه شباهت محتوايي با «شما که غريبه نيستيد»، باعث نمي‌شود کتاب «کوچه‌ عروس‌کشون» را يک اثر صرفا تقليدي دانست؛ چراکه علاوه بر تفاوت‌هايي که کتاب با هر کدام از اين آثار دارد در بطن داستان‌هاي خود منحصربه‌فرد عمل کرده است. به‌عنوان مثال حتي در مضمون، پس‌زمينه‌ تاريخي- اجتماعي که لاجرم به پس‌زمينه‌ سياسي طعنه مي‌زند، آن را به اثري تبديل کرده براي بزرگسالان (با وجود راوي نوجوان) درحالي‌که کتاب مرادي‌کرماني اثري‌ است براي نوجوانان.

با توجه به مخاطب بزرگسال موردنظر نويسنده، انتخاب راوي نوجوان کاملا علت‌مند است و حتي گزينشي هوشمندانه تلقي مي‌شود. اين راوي به نويسنده امکان بهره‌بردن از ويژگي آيروني را مي‌دهد. به اين معنا که راوي نوجوان در داستان‌هاي بسياري که روايت مي‌کند، نسبت به مخاطب آگاهي کمتري از عمق ماجرا دارد. به‌اين‌ترتيب مخاطب علاوه بر لذت مکاشفه، به‌نوعي در آفرينش معنايي داستان هم با نويسنده هم‌گام مي‌شود.

درمورد محتواي داستان اصلي هم بايد اذعان داشت که سفر به پايتخت معناي پنهان و عميق‌تري از آنچه ظاهرا بيان مي‌شود، در خود دارد. سفري که حتي با مطرح‌شدنش، باب جدايي ميان دوقلوهايي را باز مي‌کند که پيش از آن از يکديگر جدا نشده‌اند؛ بنابراين پايتخت با تمام کشش و وسوسه‌ خود، نه‌تنها ميان برادرها جدايي ‌مي‌اندازد که حتي زمينه‌ساز رقابت مي‌شود. برادرهايي که مي‌توانند نماينده‌ خيل بزرگ‌تري از دسته‌ي مردم روستا يا شهرستان خود باشند. و بعدتر وقتي راوي از خواهر مهاجرت کرده به همين پايتخت مي‌گويد، حقيقتي ديگر در تلاقي مردم روستا با تهران روشن مي‌شود. نمودهاي ظاهري مانند تلاش براي پنهان‌کردن لهجه يا طرز پوشش شهري، باعث غريبگي راوي با خواهرش مي‌شود؛ غريبگي‌اي که نه‌تنها ميان شخص مهاجرت‌کرده و نزديکانش پيش مي‌آيد، بلکه ميان شخص با خودش هم اتفاق مي‌افتد و ثمره‌اش مي‌شود نوعي از خودبيگانگي. حتي اتفاقي که در پايان اين سفر براي راوي پيش مي‌آيد هم، وراي ظاهر خود به مفهوم عميقي اشارت دارد که نتيجه‌ به‌سوي پايتخت‌رفتن است. بااين‌حال مي‌بينيم که راوي نه‌تنها از سفر خود پشيمان نيست که حتي به سفري دوباره هم مي‌انديشد و اين شايد همان قدرت جاذبه‌ بي‌پايان پايتخت باشد که گويا تا هميشه چيزهايي پنهان براي کشف‌کردن مسافران و مهاجران خود دارد. تا آنجا که زخم‌هايش را هم مي‌شود تاب آورد.

مقدمات اين سفر با وجود تعليق فراواني که نويسنده براي مخاطب به‌وجود مي‌آورد طي مي‌شود. تمام اين بخش‌ها تا پيش از يک‌سوم انتهايي کتاب است. شايد بشود گفت، «کوچه‌ عروس‌کشون» کتابي‌ است که به‌خوبي آغاز مي‌شود و تا دوسوم اوليه‌‌ متن به‌خوبي پيش مي‌رود. اما در يک‌سوم انتهايي دچار نوعي ملال مي‌شود؛ به‌خصوص خيال‌پردازي شخصيت اصلي در بخش پاياني، متن را دچار اطناب کرده؛ آن‌هم درست زماني که مخاطب در انتظار يک نتيجه نهايي ا‌ست. البته که اين خيال‌پردازي‌ها در بخش‌هاي قبلي کتاب، هم به شخصيت‌پردازي کمک کرده و هم جهاني برساخته از روياهاي راوي را به نمايش مي‌گذارد- جهاني که گاه مرز باريکي با واقعيت دارد و همين تعليق در تشخيص اين دو جهان نيز مي‌تواند براي مخاطب خوشايند باشد. در کل کتاب «کوچه‌ عروس‌کشون» را مي‌شود اثري خوش‌ساخت ديد که هر داستان آن مي‌تواند در عين استقلال، فصلي از يک داستان بلند باشد. ويژگي چند‌لايه‌بودن اثر هم باعث شده که در سطحي‌ترين لايه‌ها مخاطب عام و در زيرلايه‌هاي عميق‌تر مخاطب خاص خود را اقناع مي‌کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی