امروز ميخوام براتون پيشگويي کنم
همونطور که شما نميدونيد ولي من ميدونم چون من کلا آدم بِدونيام و چيزهايي ميدانم که شما نميدانيد و خيلي خفنم و اصلا من باهارم شماها زمين و تصميم گرفتم برهمين اساس کابينه انتخابي بچينم و با قدرت برگردم و همراه شما عزيزان باشم، خورشيد جان ما که همچنان تصميم گرفته پشتش به ما باشه و به همين دليل از برف و باران مناسب در فصل زمستان هيچ خبري نيست، تک ستاره منظومه شمسي است که تمام سيارات و ستارهها و حتي سياهچاله مرکزي کهکشان راه شيري تمام زندگيشان را براساس فاصلهاي که از خورشيد دارند و اتفاقاتي که در اين ستاره ميافتد، برنامهريزي ميکنند.
طبق پيشگويي بنده (ميتونيد «نداستاراداموس» صدام کنيد که عادي بشه براتون) حدود 5 ميليارد سال ديگه انفجارها و فعل و انفعالاتي در خورشيد رخ ميده که اونرو تبديل ميکنه به يه غول سرخ ملتهب که هرچيزي که سر راهش قرار بگيرهرو ميبلعه و ميسوزونه و رد ميشه.
وقتي اين اتفاق بيفته، خورشيد در اولين اقدامش به عنوان تک غول سرخِ کهکشان راه شيري، عطارد (کيوان)رو ميبلعه و يه ليوان آب هم روش.
بعد ميره سراغ ونوس (ناهيد، زهره) و اول هرچي اتمسفر اونجا وجود داره رو از بين ميبره و بعد اين سياره رو هم ميبلعه و ميره سمت مريخ.
چون مريخ خيلي بزرگ و ديرهضمه، احتمال اينکه توسط غول سرخ خورشيد بلعيده بشه خيلي کمه ولي عملا هرچي آب و الکل و مايعات دارهرو از دست ميده و تبديل ميشه به يه سيارک خشک و بيآب و علف که ديگه هيچي براش نمونده.
بعد از بالا کشيدن مايعات مريخ، خورشيد جان به عنوان بزرگترين قرضگيرنده کهکشان، مياد سمت زمين و از طريق کانادا وارد سيارهي خاکي ما ميشه.
احتمال اينکه زمين سالها قبل از اين اتفاق، به لطف و همت تحفههاي دوپاي ساکن روي آن به طور کامل نابود شده باشد و اثري از حيات روي آن نباشد خيلي زياد است ولي به هرحال خورشيد زمينرو هم بينصيب نميذاره و تمام مايعات اون رو هم يکجا ميبلعه و زمين و هم تبديل به يه تيکه سنگ خشک و الاف وسط کهکشان ميکنه.
درنهايت هم گرماي اين غول سرخ باعث ذوب شدن حلقههاي يخي و زيباي زحل شده و ميره سراغ سيارههاي گازي و يخي مثل مشتري.
وقتي حساب اونجا رو هم ميرسه و هرچي هست خشک ميکنه و ميندازه، نوبت ميرسه به اورانوس و پلوتو که حالا چون در يک فاصلهي مناسب از خورشيد جديد قرار ميگيرن دما، ميدان مغناطيسي و شرايط جوي و اتمسفريشون براي پيدا شدن حيات مناسب ميشه و تبديل ميشن به سوژههاي جديد براي زندگي و آفرينش.
اونجاست که ديگه ستونهاي آفرينش دست به کار ميشن و پس از کسب اجازه از مقامات ارشدشون شروع ميکنن به خلق تحفههاي جديد براي زندگي روي سيارههاي جديد.
اين پيشگويي در اين نقطه به پايان ميرسد و بنده به عنوان يک آريايي اصيل، دارم ميرم که سريعا خودم رو به صف ورود به پلوتو برسونم و افتخار ديدار با فرمانرواي اين سرزمين رو (البته با رعايت کامل پروتکلهاي بهداشتي) به دست بيارم !