امروز کمتر اثري از توليد باقي مانده و واحدهاي توليدي هم که ماندهاند يکي به ميخ ميزنند يکي به نعل تا بتوانند سرپا بمانند! بخشهاي فعال کشور دچار مشکل هستند و در اين ميان بخشهاي کارگري و جامعه حقوقبگير بيش از همه دچار مشکلات و بحران اقتصادي شده است. بحرانها و گرههايي که با حرکت در شاهراههاي بزرگ اقتصاد جهاني، قابل حلشدن هستند اما ميبينيم که ايران با کنار کشيدن خود از اين شاهراهها و کمتر شدن دوستان و شرکاي تجارياشدر بنبست اقتصادي مانده است. همه اينها باعث شده تا امروز وضعيت به گونهاي باشد که مردم تورم بالاي 40 درصد را تجربه کنند. درحاليکه همه اين وقايع ميتوانست به گونه ديگري رقم بخورد. رشد تورم در کشور در تمام سالهاي گذشته بالا بوده و شايد تنها در مقطع کوتاهي به زير 10 درصد رسيد، اما چندين سال است که تورم بالا و دو رقمي يکي از اجزاي اصلي اقتصاد ايران را تشکيل داده که اين تورم بالا، خطرات زياد و اثرات بسيار مخربي در کشور داشته و دارد که يکي از مهمترين آنها فقيرتر شدن مردم است. اين فقر به کاهش قدرت خريد مردم در تامين کالاهاي اساسي و مهم منجر شده است. تورم ايران را گوشه رينگ اقتصادي بيمار انداخته است ولي اين مردم هستند که مشتهاي پشت سرهم اين وضعيت را ميخورند.
فقر و انکار و آمار
جديدترين آمار وزارت صنعت ، معدن و تجارت نشان ميدهد که در آذرماه امسال قيمت مواد غذايي و کالاهاي اساسي از 23 تا 120 درصد نسبت به آذرماه سال گذشته افزايش پيدا کرده است، آماري که در کنار آن هيچ نشاني از بهبود ديده نميشود. اين درحالي است که درآمدهاي مردم در اين مدت، همين اندازه يا حتي بيش از اين اندازه، کوچک و کمتر شده است و مردم ناچارا سبد خانوار خود را سبکتر کردند و به سراغ کالاهايي رفتند که زندگي روزمره آنها را تامين کنند. در کنار اين موضوع بايد به اين نکته هم اشاره داشت که حتي در اين شرايط برخي از مسئولان کشور در بخشهاي مختلف حاضر نيستند که نتايج سياستهاي مسئولان يا خود را قبول کنند و بپذيرند که وضعيت امروز نتيجه حضور مديران ناکارآمد بوده است، کساني که به جاي ديدن واقعيتها و پيدا کردن راهحل براي برونرفت از اين وضعيت دست به تحريف آمار و ارقام و بازي با کلمات ميزنند که نمونه آن هم صحبتهايي است که رئيس کميته امداد يکي از شهرستانها در مورد فقر مطلق کرده و گفته که در کشور فقر مطلق وجود ندارد!
برونرفت از بنبست
امروز فقر مطلق در بسياري از مناطق و شهرهاي کشور ديده ميشود و نميتوان اين موضوع را کتمان کرد. نااميدي از بهبود وضعيت، جامعه ايراني را فرا گرفته است شايد بهجز عدهاي خاص که پولشان مانند هميشه از پارو بالا ميرود. در مجموع بايد گفت که امروز وضعيت اقتصادي کشور در بخشهاي مختلف دچار مشکل و بحران جدي است و بيرونرفت از اين وضعيت نيازمند تعامل جدي، بيواسطه و برنامهريزي شده با داخل و خارج کشور است. همه کشورهاي جهان به شرکاي تجاري مطمئن نياز دارند تا بتوانند با تعامل گسترده اقتصاد خود را بهبود ببخشند، در وضعيت کنوني که بسياري از کسبوکارها به چاه ويل آسيبها افتادند اين نياز وجود دارد که مجلس، دولت و هر نهاد و ارگان اقتصادي و سياسي که در کشور وجود دارد براي بهبود زندگي مردم تلاش کنند. هرچند که برخي گروههاي تندرو و منفعتطلب و زالوي اقتصادي داخلي که از همين وضعيت ارتزاق ميکنند به راحتي اجازه نخواهند داد که اين اتفاق رخ دهد و مشکلات بسياري بر سر راه ايجاد ارتباط تجاري و اقتصادي ايران با جهان به واسطه رفتارهاي آنان به وجود خواهد آمد، با اين حال مردم انتظار دارند که زندگيشان بهتر شود؛ وگرنه در صورت ادامه اين روند ما شاهد بروز فجايع اقتصادي-اجتماعي خواهيم بود که در آينده گريبان کشور را ميگيرد. اين همان موضوعي است که بسياري از کارشناسان و فعالان اقتصادي و کارگري درباره آن هشدار داده و ميدهند براي همين است که نميتوان از کنار موضوعاتي نظير فقر به راحتي گذشت. اينکه برخي سعي دارند از اين در وارد شوند که مساله فقر در کشور بحراني نشده يا فقر مطلق وجود ندارد، تنها ناديدهگرفتن واقعياتي است که بر کسي پوشيده نيست.