درحاليکه آلودگي شديد هوا در تهران و برخي کلانشهرها نفس ساکنان آنها را بند آورده و به بلايي بزرگ در کنار کرونا تبديل شده است، قطعي نامنظم و اعلامنشده برق در قامت معضلي نوظهور روزهاي سختتري را براي مردم رقم زده است. اگرچه هرکدام از اين سه معضل بهطور مستقيم جان انسانها را به خطر مياندازد ميتوانيم آنها را در کنار مشکلات حاد اقتصادي عامل نارضايتي مردم از زندگي بدانيم؛ اظهارات متناقض و غيرمسئولانه مديران کشور خود بحراني اساسيتر و جانکاهتر از همه اين موارد است که مردم نميدانند براي حل آن بايد به چه کسي جز خداوند متعال پناه ببرند؟! در همين راستا به دو اظهارنظر متناقض دو تن از مسئولان کشور به فاصله چند ساعت، در خصوص علت قطعي برق دقت کنيد: 1- ظهر ديروز سخنگوي صنعت برق گفت: «اين خاموشيها ناشي از کمبود سوخت نيروگاههاست» و سپس افزود: «به دليل افزايش ميزان مصرف گاز در بخش خانگي ناشي از افزايش سرما، عرضه سوخت گاز به نيروگاهها با محدوديت مواجه شده است». وي ادامه داد: «اين محدوديتِ عرضه سبب شده نيروگاهها نتوانند نسبت به تامين سوخت گاز اقدام کرده و به همين دليل برخي از آنها خاموش شدهاند که همين مساله موجب بروز خاموشيها شده است». رجبيمشهدي، از «تلاش براي تامين سوخت جايگزين براي اين نيروگاهها» خبر داد و خاطرنشانکرد: «طي ساعتهاي آينده و با عرضه سوخت اين خاموشيها برطرف خواهد شد. وي بر «لزوم رعايت صرفهجويي از سوي مشترکان» تاکيد کرد و گفت: «صرفهجويي در مصرف انرژي سبب ميشود اعمال خاموشيها کمتر شود». 2- ديشب نيز محمد عسگري سخنگوي شرکت ملي گاز ايران با اشاره به تاکيد مسئولان وزارت نيرو مبني بر کمبود گاز در نيروگاهها و قطعي برق به اين علت گفته است: «قطع برق به دليل کمبود يا قطعي گاز صحت ندارد». وي گفت: «مسئول گازرساني ما نيز اين موضوع را اطلاعرساني کرده که قطعي گاز نيروگاههاي برق، ناشي از مسائل ديگري است و ارتباطي با شرکت گاز ندارد؛ شرکت ملي گاز ايران يک تعهدي دارد که طبق تعهدش در حال انجام گازرساني است». اين تناقضگويي خود نمونه گويايي از نحوه مديريت «پراکنده» و روحيه «مسئوليتناپذيري» است که مردم را اينچنين در گرداب مشکلات و دردهاي مختلف قرار داده است؛ سخناني که تنها رهاورد آنها توصيه به صرفهجويي در مصرف گار از سوي مردم است! که باز همين مشکل هم از سوي دستگاه مربوطه (شرکت گاز) رد ميشود! اين تناقضها را ميتوان در موارد ريز و درشت زيادي که در سالهاي اخير رخ داده، مشاهده کرد؛ از چگونگي ورود ويروس کرونا به کشور گرفته تا علت خسارات سيل و زلزله در برخي نقاط کشور، از علت دقيق عدم تصويب اف. اي. تي. اف بهرغم نظر و تاکيد مسئولان دولتي و کارشناسان تا تشتت تصميمات قواي کشور در قبال برجام و مذاکره با آمريکا.
اين وضعيت «بيتصميمي» هر علتي که داشته باشد، محصول آن همين وضع بلاتکليف و بغرنج اقتصادي، ديپلماتيک، زيست محيطي، سياسي و... است که مردم را مستأصل و «عاصي از وضع موجود» کرده است. اگر همه اين نمونههاي يادشده را هم کنار بگذاريم، در همين مورد امروز مردم از چه کسي بايد پاسخ بگيرند که آن «مسائل ديگري» که سخنگوي شرکت ملي گاز ميگويد، چيست؟ مشکل در کجاست که مردم نبايد بدانند؟! واقعا حقيقت ماجراي مصرف مازوت در نيروگاههاي برق چيست؟ کدام مسئول حرف صحيح را ميگويد؟ و اساسا از کدام «مسئول» بايد جواب خواست و جواب شنيد؟