ادامه از صــــفحه يک/ ... را کجا ببريم که عدهاي براي رسيدن به اهداف زودگذر سياسي تيشه به ريشههاي سترگ فرهنگي ميزنند و از انقطاع جامعه با ريشههاي خود ترسي به دل راه نميدهند. جامعه ما از حيث داشتن بزرگان و صاحبنظران و شخصيتهاي متقدم و متاخر و برجسته فقير نيست ولي چه ميشود کرد که عدهاي زير پرتو تابنده بزرگان خود را بيرنگ و گمشده مييابند و به انکار انوار ديگران ميپردازند. وقتي صداوسيما سالگرد شخصيتي چون هاشمي رفسنجاني را از ياد ميبرد و اگر از تاريخ انقلاب ميگويد از ميدانداري و نقشآفرينيهاي بيبديل او عبور ميکند تکليف بقيه شخصيتها که عمري به پاي انقلاب و اسلام و کشور گذاشتند کاملا مشخص است. آنها جامعهاي تکبعدي و فاقد سرمايههاي متنوع و اصيل و الهامدهنده ميخواهند و تنها در اين صورت بروز و ظهور خود را امکانپذير ميبينند. راستي همين برخورد ميلي خود دليل متقني نيست که ثابت ميکند صداوسيماي ما در ديگر زمينهها هم قادر نيست يا نميخواهد چهره و تصوير ملي کشور را به نمايش بگذارد؟ تصويري که نه تنها بزرگان و شخصيتها که شهروندان عادي هم در آن سهمي براي ابراز وجود داشته باشند و جناحها و فکرها و انديشههاي گوناگون به تضارب آراي خود بپردازند. جفا به يار ديرين حضرت امام که در همه ميدانهاي مبارزه و جنگ و سازندگي و مقاومت کشور در صف اول خادمان ملت بود، جز جفا به انقلاب و مردم چه معنايي ميتواند داشته باشد؟ همين نوع برخوردهاست که رسانهاي با آن همه امکانات عظيم و بودجههاي نجومي را از تاثيرگذاري بازداشته و دکان شبکههاي ماهوارهاي را پررونق ساخته است.