چند سال بود که برنامه ليگبرتر از ابتدا اعلام ميشد و حتي ساعت و ورزشگاه مسابقه هم اعلام ميشد. معمولا مسابقات هم از اواخر تيرماه يا اواسط مردادماه آغاز ميشد، اما امسال از آبانماه شروع شد. تکليف تيم پرسپوليس در ليگقهرمانان آسيا بهخاطر حضور در ديدار فينال کمي برنامهها را مختل کرد. بايد خيلي جلوتر براي تاريخ 29 آذر که فينال برگزار ميشد، تصميمهاي لازم را ميگرفتند. نگراني از مسافرت بهدليل همهگيري کرونا و پس از آن ابتلاي بيش از حد ذوبآهنيها به کرونا باعث لغو دو مسابقه سرخپوشان شد. در شرايطي که همه ارکان فوتبال ايران دوست داشتند پرسپوليس طلسم قهرماني در آسيا را پس از 27 سال بشکند، اما نماينده کشورمان به هدف خود نرسيد و در بازگشت به رقابتهاي ليگبرتر برنامهريزي صورت گرفت که اعتراضهايي را بههمراه داشته است. اظهارنظرها با ادبيات خاص مديران برخي تيمها اين شائبه را ايجاد کرد که سازمان ليگ از يک يا دو تيم حمايت ميکند و در تصميمگيريهاي خود از آنها مشورت مي گيرد که اين موضوع مشکلاتي را ايجاد کرده است و راهحل آن در اختيار مديران اين سازمان قرار دارد. سازمان ليگ بايد برنامهريزي خود را انجام دهد و اين کار را هم به شکل عادلانه اجرا کند و پس از اعلام هم از برنامهاي که طرحريزي شده، حمايت کند. هر 16 تيم دوست دارند مسابقات باب ميلشان برنامهريزي شود و بدونشک هرگز نميتوان همه را راضي نگه داشت. برنامهريزي بايد به شکلي باشد که همراه با قاطعيت باشد و تمام ارکان فدراسيون هم پشت تصميم سازمان ليگ بماند. در ماجراي برنامهريزي آشفته رقابتهاي ليگبرتر نبايد سعي کنيم دنبال مقصر باشيم چرا که ناهنجاريهاي بسيار زيادي ايجاد ميشود. مشابه چنين اتفاقي را يک مسابقه فوتبال ببينيم که در هرجومرج برگزاري يک مسابقه مربيان، داوران را مقصر ميدانند. سراغ داوران که برويم باشگاهها را تقصيرکار اعلام ميکنند و مديران باشگاهها نيز سازمان ليگ را بهخاطر برنامهريزياش مقصر ميدانند. در حقيقت فضايي باب شده که اگر جلوي آن گرفته نشود تبديل به باور ميشود. همانند شلوغکردن مربيان و ديگر اعضاي کادرفني در کنار زمين که تبديل به اين باور شده که اگر اين کار را انجام ندهيم حق تيم ما خورده ميشود و بايد چنين باورهايي توسط سازمان ليگ از بين برود. در گذشته اگر داوري براي تيم بزرگ اشتباه ميکرد رئيس دپارتمان داوري به نوعي از اين اشتباه عذرخواهي ميکرد ولي اگر براي تيم من نوعي که معمولي بود داور 10 اشتباه ميکرد خبري از عذرخواهي نبود. سازمان ليگ براي اينکه آشفتگي حاصل از برنامهريزي را از بين ببرد بايد هماهنگيهاي لازم را انجام دهد و پشت تصميمات خود بايستد تا هرجومرج از بين برود. اگر يک مسابقه را در نظر بگيريم و داور آن مسابقه قاطعيت نداشته باشد هر دو تيم به خود اجازه ميدهند که روي هر تصميم داور اعتراض کنند و عنان کار از دست داور خارج ميشود. وظيفه تصميمگيرندگان سازمان ليگ برنامهريزي عادلانه همراه با قاطعيت است تا شاهد بينظمي و اعتراضهاي شديد تيمها نباشيم که در برخي موارد هم درست است. در هر صورت فضايي ايجاد شده که همه باشگاهها ميخواهند کم نياورند. در واقع اعتراض در پوشش بيانيه يا روشهاي ديگر تبديل به يکي از ارکان مديريتي شده و تا حد زيادي هم اين روش را تاثيرگذار ميدانند. باشگاهها به اين باور رسيدهاند که اگر بيانيه ندهند و اعتراض نکنند در حقيقت نتوانستهاند به هدف خود برسند و از قافله جاماندهاند. اين باور هم بهخاطر آن صورتگرفته که در اجراي برنامهها قاطعيت ديده نميشود و شاهد تغييرات متعدد در برنامههاي اعلام شده هستيم.