بستن
کد خبر: ۱۰۰۴۱۸۶

براي ارزشيابي دانش آموزان در پساکرونا چه کنيم؟

براي ارزشيابي دانش آموزان در پساکرونا چه کنيم؟

يک استاد دانشگاه فرهنگيان، مشکلات و مسائل ارزشيابي در شرايط پساکرونا را تببين کرد و راهکارهايي پيرامون رفع اين مشکلات ارائه داد.محمد فقيري در اين باره اظهار کرد: شايد بتوان گفت که ارزشيابي در ايران از خود آموزش مهمتر بوده است. طبيعي است فرهنگي که غايت‌محور باشد، به نتيجه بيش از فرآيند مي‌انديشد، به آموزش مکانيکي مي‌نگرد و کم کم زمينه آموزش حافظه‌محور، حجم‌گرا و کميت‌محور را فراهم مي‌کند.وي افزود: اينکه ارزشيابي از آموزش مهمتر باشد يک قضيه دردناک است و تمام ادارات و سازمان‌ها و در صدر آنها آموزش و پرورش و آموزش عالي نگران اين هستند که نکند دانش‌آموزان و دانشجويان نمره و بسندگي لازم را به دست نياورند.اين استاد دانشگاه فرهنگيان با بيان اينکه اين رويکرد بيشتر يک گرايش روانشناختي است تا رويکردي علمي و برخاسته از مسائل هوش هيجاني است تا هوش تحليلي و تأملي و با مقوله هايي مانند ترس از مانع در آميخته است گفت: در جوامعي که سنتي هستند، فرهنگ شفاهي دارند، کمتر فکر مي کنند و رويکرد آنها به زندگي غايت محور است تا فرآورده محور و بيشتر شاهد چنين اتفاقاتي هستيم. تغيير اين پارادايم نيز به سادگي ممکن نيست زيرا يک تغيير رفتار بوده و نيازمند يک آموزش چندين ساله است.

کنار گذاشتن ترس از مانع

فقيري درباره اينکه آيا اين ترس از مانع را مي‌توان کنار گذاشت؟ اظهار کرد: تا جايگزيني پيدا نشود يا نگرش تغيير نکند، مشکل بتوان اين گرايش را تغيير داد. هراس ارزشيابي متأسفانه بيشتر از خود آموزش است و گذر از مانع ارزشيابي، گويي بيسوادي تلقي مي‌شود. ما از بيسوادي، البته در سطح دانش، درک و فهم، مي‌ترسيم و سواد را نيز بيشتر در همين دو سطح خلاصه مي کنيم؛ درحالي که در هرم بلوم، دانش 12 درصد و درک و فهم 8 درصد را در بر‌مي‌گيرد.وي ادامه داد: در هرم بلوم، سطح کاربرد 24 درصد، تحليل 32 درصد، ترکيب 16 درصد و ارزشيابي 8 هشت سهم دارند؛ اينها سطوح بالاي تفکر تلقي مي‌شوند در حالي که در آموزش ما چندان نقشي ندارند. بيشتر آموزش ما در همان دو سطح اول باقي مي‌ماند. اين معيارها ابتدا بايد در آموزش مورد توجه قرار گيرد و سپس در انواع ارزشيابي مستمر و پاياني تبلور پيدا کند. در آموزش ما نيز چنين رويکردي وجود ندارد و بيشتر توجه ما نيز بر دو سطح اول است.اين استاد دانشگاه فرهنگيان درباره علت عدم وقوع اين موضوع در سيستم آموزشي ما توضيح داد و گفت: فکر مي کنم معضل اصلي ما مساله هوش است. ما اصلاً هوش به معني استعداد، توانايي و مهارت را در جنبه ها و انواع مختلف آن جدي نگرفته‌ايم. ما در هوش پايه يعني هوش زباني ضعيف هستيم؛ در نتيجه قدرت پردازش و کدگذاري ضعيف است و اصولا نمي‌توانيم تحليل و ترکيب مناسبي از آنچه که مي‌خوانيم به دست آوريم يا خلق کنيم. هوش زباني همان قدرت پردازش و تفکر است که با کمک واژگان و جملات صورت مي‌پذيرد.وي ادامه داد: در واقع مساله ما در ارزشيابي، فرهنگي و زباني است. بسياري از مسائل و معضلات اساسا زباني و فرهنگي هستند و اگر خوب بنگريم ريشه در زبان و فرهنگ دارند. بايد فرهنگ اصلاح و زبان تقويت شود؛ با زبان و واژگان ضعيف نمي‌توان پردازش و قدرت ذهني لازم را براي آموزش کسب کرد.

ذهن ضعيف توانايي پردازش کمتري دارد

فقيري با اشاره به اينکه زبان و ذهن ضعيف توانايي پردازش و تفکر کمتري دارد و اين مساله‌اي بسيار مهم است اظهار کرد: نگاه فرهنگي ما به آموزش و ارزشيابي ابزاري و مکانيکي است و ما علم را براي هدفي ديگر مي خواهيم؛ البته اين رويکرد در کشورهاي پيشرفته نيز تا حدي وجود دارد، اما آنها به کتاب و فرهنگ نگاه ابزاري صرف ندارند؛ ديگر اينکه در آموزش از مهارت‌هاي فراواني استفاده مي کنند مثلا الگو و روش تدريس را تغيير مي دهند و تنها الگوي انتقالي و روش توضيحي را به کار نمي‌برند. وي افزود: مساله هوش زباني در ايران بسيار کم مورد توجه قرار گرفته است؛ معلمان با سبک شناسي و تحليل سبکي کتاب‌هاي درسي آشنايي زيادي ندارند، دانش‌آموزان در درک و کدگذاري مفاهيم و مطالب با مشکل مواجهه مي شوند و ما براي اين ‌همه معضل و مشکل طرح و برنامه خاصي نداريم و به‌روزمرگي افتاده‌ايم.اين استاد دانشگاه فرهنگيان راهکارهايي براي اصلاح رويکرد ارزشيابي ارائه کرد و گفت: بايد به فرآيند بيشتر از فرآورده و به يادگيري بيشتر از انتقال دانش اهميت دهيم. اگر دانش آموز يا دانشجويي تمام کتاب را حفظ کرده و سر امتحان روي کاغذ خالي کند، الزاما به معني باسواد بودنش نيست. سواد در سطوح بالاي تفکر تعريف مي‌شود؛ مثلا تحليل طبق هرم بلوم يک سوم آموزش و ارزشيابي را شامل مي‌شود.

ارزشيابي‌ها کيفي باشند

فقيري در پاسخ به اينکه در شرايط پساکرونا چه بايد کنيم؟ گفت: بايد به فعاليت‌هاي سطوح کاربرد، تحليل، ترکيب و ارزيابي بيشتر توجه کنيم، حتي سؤالات کتاب باز دهيم و ترس از تقلب نداشته باشيم. لازم است رويکردمان را در ارزشيابي از کمي به کيفي تغيير دهيم و اينقدر دغدغه انتقال و حفظ مطالب درسي را نداشته باشيم و براي دانش‌آموزان فشار رواني و اضطراب ايجاد نکنيم.وي افزود: اگر کمي تأمل کنيم، متوجه مي‌شويم که در چند دهه گذشته بيشتر به انتقال دانش فکر مي‌کرده‌ايم. تجربه زيستي ما نشان مي‌دهد ما کمتر چيزي از مدرسه و دانشگاه براي زندگي ياد گرفته‌ايم. مثلا مدرسه به ما حل مساله ياد نداده است؛ ما بعد از مدرسه نه مي‌خوانيم، نه مي‌نويسيم و نه فکر مي‌کنيم، تنها انبان حافظه را از دانش و اطلاعات پر کرده و در امتحانات مختلف مثل کنکور خالي مي‌کنيم.اين استاد دانشگاه فرهنگيان با بيان اينکه البته با توجه به اينکه دانش‌آموزان و دانشجويان ما در نظام آموزشي، حافظه محور تربيت شده‌اند، انجام ارزشيابي کيفي بسيار سخت است زيرا فرزندان ما تمايل زيادي به تحليل و تفکر و تأمل ندارند و از فکر کردن لذت نمي‌برند اظهار کرد: طبيعي است کسي که سال‌ها حفظ کرده و به اصطلاح درس خوانده است، اکنون نتواند با ارزشيابي کيفي همگام شود.فقيري ادامه داد: تنها راه حل، تعديل شرايط فعلي است؛ مثلاً ارزشيابي ترکيبي شايد گزينه بهتري باشد. بهتر است با گفت‌وگو و تعامل رويکرد جديدي خلق کنيم. يک مسئله بيش از يک راه حل دارد و ما بهتر است براي اين مساله نيز راه‌حل‌هاي متفاوت را امتحان کنيم. تنها از عينک خودمان به قضيه نگاه نکنيم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی