جريان اصلاحات از سال 1392 تا امروز دو استراتژي متفاوت و متوالي را در پيش گرفت. در چند سال پياپي با استراتژي کانديداي ائتلافي، چند انتخابات مانند يازدهمين و دوازدهمين دوره رياست جمهوري و همچنين مجلس دهم را پيروز شد. اما از سال 1398 اين استراتژي را تغيير داد و تاکيد داشت که تنها در صورتي در عرصه رقابتهاي انتخاباتي شرکت ميکند که با کانديدايي کاملا اصلاحطلب و شناخته شده پا به عرصه انتخابات بگذارد. طي اين سالها ايدهپردازي و تحقق اين استراتژيها توسط نهادهاي اصلاحطلبي همانند شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات و شوراي عالي سياستگذاري اصلاحطلبان گرفته شد، اما اکنون در آستانه انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي شهر و روستاي 1400 اين جريان از نهاد اجماع ساز خود رونمايي کرده است. عليصوفي در بيان روايت خود از نحوه شکلگيري شوراي عالي سياستگذاري اصلاحطلبان و انحلال اين شورا و همچنين نحوه تصميمسازي در جريان اصلاحطلبي، با اشاره به ورود مجدد جريان اصلاحات به عرصه سياسي بعد از سال 1388، با انتخابات رياست جمهوري سال1392 اظهار کرد: اصلاحطلبان از سال 1392 به اين نتيجه رسيدند که بايد براي سياستورزي دو استراتژي را در پيش بگيرند؛ يکي اجماع سازي و ديگري انسجام بخشي. در آن زمان تصميم خاصي براي انسجام بخشي گرفته نشد ، اما در جمعي که به محوريت آقاي خاتمي تشکيل ميشد ايشان براي تحقق امر اجماع سازي از آقاي عارف خواست که به نفع آقاي روحاني کنار برود. آن اجماع و پيروزي صورت گرفت و بعد هم ادامه پيدا کرد. وي ادامه داد: در سال 1394 استراتژي اجماع سازي ادامه يافت اما اختلافي بروز پيدا کرد؛ قضيه از اين قرار بود که شوراي هماهنگي اصلاحطلبان خود را متولي امور انتخاباتي ميدانست و اما از آن طرف مطرح ميشد که جامعه اصلاحات فراتر از احزاب اصلاحطلب هستند و اين شورا را براي رسيدگي به يک امر ملي مثل انتخابات کافي نميدانستند. در واقع شوراي هماهنگي براي احزاب ميتوانست تصميم بگيرد اما براي غير احزاب، يعني چهرههاي ملي و تاثير گذار اصلاحطلب خير.
نحوه شکل گيري شورايعالي در دور اول
دبير کل حزب پيشرو اصلاحات در خصوص چگونگي شوراي عالي سياستگذاري در دوره اول بيان کرد: قرار شد چهرههاي اصلاحطلب غيرحزبي هم نمايندگاني در اين شورا داشته باشند و اگر قرار است نهاد اجماع سازي هماهنگيهايي انجام دهد براي همه ارکان و اشخاص اصلاحطلب فعاليت کند. آنها خودشان از رئيس دولت اصلاحات درخواست کردند که شوراي راهبري که به ابتکار ايشان فعاليت ميکرد به شوراي هماهنگي اضافه و به شورايعالي سياستگذاري تبديل شود. از آن به بعد شوراي عالي سياستگذاري متشکل از شوراي هماهنگي، اشخاص حقيقي و شوراي راهبردي فعاليت انتخاباتي خود را آغاز کردند و ليستي به نام ليست اميد از طرف همين شورا اعلام شد و با پيروزي نسبي انتخابات 1394 را پشت سر گذاشتند. وي عنوان کرد: در سال 1396 براي انتخابات آن سال هم شوراي سياستگذاري دومي شکل گرفت. همان ساختار شوراي اول را داشت اما با تغييراتي نقش خود را در انتخابات شوراهاي شهر و روستا و رياست جمهوري بر عهده گرفت. بيشترين نقش شورايعالي در آن سال در انتخابات شوراهاي شهر و روستا بود. چراکه مشخص بود رئيس جمهور مستقر مجدد برگزيده خواهد شد.
تصميمات شورا و اختلاف ميان احزاب
صوفي در مورد عملکرد دور دوم شوراي عالي گفت: شوراي سياستگذاري دوم توانست ليستي براي شوراي شهر تهران ارائه کند؛ اما اين ليست محل اختلاف شد حتي برخي احزاب به دليل اختلافشان از شورايعالي بيرون آمدند و ليست جدايي ارائه کردند. وي اضافه کرد: براي انتخابات مجلس سال 1398 شوراي سياستکذاري سوم آغاز به کار کرد؛ حالا ديگر اشخاص حقيقي عضو شورا نسبت به قبل بيشتر بودند. افرادي به عنوان اشخاص حقيقي معرفي شدند که تعدادشان از احزاب بيشتر بود. قرار بود نصف احزاب اشخاص حقيقي در شورا حضور داشته باشند که تعدادشان بيشتر شد. افرادي هم به عنوان اشخاص حقيقي به شوراي عالي اضافه شدند که ملاک تاثير گذاري و وجهه ملي نداشتند. فعال سياسي اصلاحطلب افزود: آن شورا هم ادامه پيدا کرد اما ديگر سياستهاي اصلاحطلبان براي حضور در انتخابات تغيير کرد. رويکرد سابق شوراي سياستگذاري به دليل عملکرد منتخبين اصلاحطلبان در مجلس، شوراهاي شهر و دولت دوم آقاي روحاني مورد نقد قرار گرفت و بدنه اصلاحات به شدت معترض و ناراضي شدند. اين اعتراض دامن اصلاحطلبان را گرفته بود. بنابراين ديگر نگفتند بدون قيد و شرط در انتخابات حضور پيدا مي کنيم؛ بلکه تاکيد کردند کانديدايشان حتما بايد اصلاحطلب و شناخته شده باشد. وي در همين راستا اظهار کرد: اصلاحطلبان گفتند در انتخابات پيش رو مشروط شرکت ميکنيم. اگر کانديدايمان مورد تاييد شوراي نگهبان بود براي ر
قابت در انتخابات مجلس ليست ميدهيم. همين کار را هم کردند و در آستانه انتخابات بيانيهاي منتشر کرده و گفتند امکان ارائه ليست براي ما وجود ندارد.
علت استعفاي عارف و موسوي لاري
وي با اشاره به سرنوشت سومين شورايعالي سياستگذاري اصلاحطلبان گفت: بعد آن انتخابات که شوراي اصلاحطلبان ليست واحدي ارائه نکرد، چند اتفاق غيرمترقبه افتاد. دفعتا آقاي موسوي لاري به عنوان نايب رئيس اين شورا بدون دليل موجه يا اعلام اين خبر از پيش، از سمت خود استعفا داد. بعد زمزمه استعفاي آقاي عارف شد. ايشان اول اين خبر را تکذيب اما بعد از مدتي تاييد کرد. خيلي تلاش شد تا اين شورا جلسهاي تشکيل دهد و علت استعفاها آنجا مطرح شود.
نهاد اجماع ساز
صوفي با اشاره به فعاليتهاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات تاکيد کرد: در کميته سياسي، در کنار اين آسيب شناسيها، مانيفست شوراي اجماع ساز هم مطرح شد. اين مانيفست دور از انتظار بود، چون قبلا مطرح نشده بود. وي تصريح کرد: اگر ميخواستيم به يک نهاد اجماع ساز برسيم بايد جامعيت آن را هم در نظر ميگرفتيم. نميشود نهاد اجماع ساز شوراي هماهنگي باشد؛ چرا که جامعه اصلاحطلبي خيلي وسيع تر از احزاب هستند.